صفات اندازه و مقدار - صفات اندازه بزرگ
این دسته از صفات برای توصیف بزرگی، وسعت، یا مقیاس یک شیء یا مفهوم، به ویژه آنهایی با ابعاد بزرگ استفاده میشود.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
above average in amount or size

بزرگ
او یک مجموعه بزرگ از ماشینهای قدیمی داشت که با افتخار در گاراژش به نمایش گذاشته شده بود.
exceptionally large in degree or amount

بزرگ, بیشتر
اشتیاق بزرگ او برای پروژه در هر جلسه مشهود بود.
very large in size

بسیار بزرگ, عظیم، گنده
آنها یک قلعه شنی عظیم ساختند که بر فراز دیگران در ساحل قرار داشت.
having a relatively large size

بزرگ
خانه یک حیاط خلوت وسیع دارد که برای دورهمیهای خانوادگی عالی است.
extremely large or heavy

غول پیکر, عظیم
قلعه باستانی با دیوارهای سنگی عظیم ساخته شده بود، قرنها استوار ایستاده است.
extremely large in size

غولپیکر, بسیار بزرگ، عظیمالجثه، غولآسا
کوه یخ عظیم در اقیانوس منجمد شمالی شناور بود و برای کشتیهای عبوری خطر ایجاد میکرد.
extremely large in physical dimensions

عظیم, خیلی بزرگ، بسیار زیاد
درخت در حیاط خلوت آنها عظیم بود، سایهای برای کل باغ فراهم میکرد.
magnificent in size and appearance

بزرگ و با شکوه
قایق تفریحی مجلل با امکانات لوکس و فناوری پیشرفته مجهز شده بود.
extremely large in size or extent

غولپیکر, غولپیکر
درخت بلوط عظیم مانند نگهبانی در جنگل ایستاده بود، شاخههایش مانند بازوها گسترده شده بودند.
very impressive, especially in amount or degree

قابلتوجه (مقدار)
شرکت سود سرسامآور 10 میلیون دلاری را در این سه ماهه گزارش کرد.
extremely large in size

بسیار بزرگ
استادیوم جدید عظیم است، با صندلی برای بیش از 80،000 تماشاگر.
significantly large in amount

قابل توجه, بزرگ
صورتحساب با قیمتی گزاف آمد و همه را در میز شگفت زده کرد.
extremely large in size or scale

غولپیکر
فیلم یک کشتی عظیم را به تصویر کشید که بزرگترین کشتی ساخته شده در زمان خود بود.
challenging to manage or move due to size, weight, or awkward shape

دستوپاگیر
بسته حجیم به سختی از در عبور کرد.
very big or wide in scale or scope

کلان, وسیع
سیاستهای کلان آنهایی هستند که بر مناطق وسیعی تأثیر میگذارند، مانند کشورها یا کل صنایع.
large and occupying a significant amount of space, often hard to handle

حجیم, جاگیر، یغور
تجهیزات حجیم بیشتر فضای ذخیرهسازی در گاراژ را اشغال کردند.
extremely large in size or scale

غولپیکر
دره یک شگفتی طبیعی عظیم بود، با صخرههای بلند و رودخانهای که منظر را میتراشید.
extremely large in size

عظیم, بسیار بزرگ
برای شب فیلم، آنها یک بسته غولپیکر از پاپکورن را برای تقسیم بین دوستانشان ترکاندند.
able to increase in size or volume

گسترش پذیر, کشسان
ویژگیهای انبساطی فوم آن را برای اهداف عایقبندی ایدهآل کرد.
having a specified size or bulk, often used in combination with other words to describe the dimensions or magnitude of something

اندازه, سایز
آنها یک تشک king-size برای اتاق خواب جدیدشان خریدند.
larger than the standard or usual size

بزرگتر از حد معمول
آنها در رستوران ایتالیایی بخشهای بزرگتر از حد معمول از لازانیای معروف خود را سرو کردند.
exceptionally large in mass, often referring to astronomical objects with an extraordinarily high mass

فوق العاده پرجرم, بسیار پرجرم
محققان ستارههای فوقسنگین را مطالعه میکنند تا تشکیل و تکامل کهکشانها را درک کنند.
| صفات اندازه و مقدار | |||
|---|---|---|---|
| صفات ابعاد | صفات اندازه بزرگ | صفات اندازه کوچک و متوسط | صفات کمیت کوچک |
| صفتهای مقدار زیاد | صفتهای تغییر در مقدار | صفات افراط | صفات مقدار زیاد |
