صفات اندازه و مقدار - صفات اندازه بزرگ
این دسته از صفات برای توصیف بزرگی، وسعت، یا مقیاس یک شیء یا مفهوم، به ویژه آنهایی با ابعاد بزرگ استفاده میشود.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
above average in amount or size

بزرگ
نانوایی در تهیه نانهای بزرگ برای خانوادهها تخصص دارد.
exceptionally large in degree or amount

بزرگ, بیشتر
او علاقهای بزرگ به موضوع نشان داد، در طول سخنرانی سوالات زیادی پرسید.
very large in size

بسیار بزرگ, عظیم، گنده
او یک تلویزیون عظیم خرید که یک دیوار کامل در اتاق نشیمنش را اشغال میکرد.
having a relatively large size

بزرگ
آپارتمان یک اتاق نشیمن وسیع داشت، که برای پذیرایی از مهمانان عالی بود.
extremely large or heavy

غول پیکر, عظیم
نهنگ یک موجود عظیم بود، با وزن چندین تن و طول بیش از 50 فوت.
extremely large in size

غولپیکر, بسیار بزرگ، عظیمالجثه، غولآسا
کوه یخ عظیم در اقیانوس منجمد شمالی شناور بود و برای کشتیهای عبوری خطر ایجاد میکرد.
extremely large in physical dimensions

عظیم, خیلی بزرگ، بسیار زیاد
آنها یک آسمانخراش عظیم در مرکز شهر ساختند.
magnificent in size and appearance

بزرگ و با شکوه
بنای با عظمت به منظور تجلیل از قهرمانان ملت ساخته شد.
extremely large in size or extent

غولپیکر, غولپیکر
فیل عظیم با ظرافت در ساوانا حرکت کرد، عاجهای بزرگش در نور خورشید میدرخشید.
very impressive, especially in amount or degree

قابلتوجه (مقدار)
او به خاطر عملکرد برجستهاش در کار، در پایان سال یک پاداش سرسامآور دریافت کرد.
extremely large in size

بسیار بزرگ
کشتی کروز عظیم به سمت بندر حرکت کرد و قایقهای اطراف را کوچک نشان داد.
significantly large in amount

قابل توجه, بزرگ
شرکت با جریمه سنگینی به دلیل نقض مقررات زیستمحیطی مواجه شد.
extremely large in size or scale

غولپیکر
آنها به سفری برای کاوش در غارهای عظیم در اعماق زیر سطح زمین پرداختند.
challenging to manage or move due to size, weight, or awkward shape

دستوپاگیر
مبلمان حجیم حرکت در راهروی باریک را دشوار کرد.
very big or wide in scale or scope

کلان, وسیع
سیاستهای کلان آنهایی هستند که بر مناطق وسیعی تأثیر میگذارند، مانند کشورها یا کل صنایع.
large and occupying a significant amount of space, often hard to handle

حجیم, جاگیر، یغور
او برای جا دادن چمدان حجیم در محفظه بالای سر در هواپیما تقلا کرد.
extremely large in size or scale

غولپیکر
دانشمند یک کوه یخ عظیم را کشف کرد که در آبهای قطبی شناور بود و سازههای یخی اطراف را کوچک نشان میداد.
extremely large in size

عظیم, بسیار بزرگ
شرکت هواپیمایی یک جت جامبو برای پروازهای طولانی مدت ارائه داد که تعداد بسیار بیشتری از مسافران را در خود جای میدهد.
able to increase in size or volume

گسترش پذیر, کشسان
طبیعت قابل انبساط پارچه آن را برای ساخت لباسهای بارداری ایدهآل کرده بود.
having a specified size or bulk, often used in combination with other words to describe the dimensions or magnitude of something

اندازه, سایز
رونوشت در اندازه واقعی دایناسور در موزه موفقیت بزرگی بود.
larger than the standard or usual size

بزرگتر از حد معمول
او عینک آفتابی بزرگ پوشید تا چشمانش را از نور خورشید درخشان محافظت کند.
exceptionally large in mass, often referring to astronomical objects with an extraordinarily high mass

فوق العاده پرجرم, بسیار پرجرم
دانشمندان یک ستاره فوقسنگین کشف کردند که چندین برابر بزرگتر از هر ستاره شناخته شده قبلی است.
| صفات اندازه و مقدار | |||
|---|---|---|---|
| صفات ابعاد | صفات اندازه بزرگ | صفات اندازه کوچک و متوسط | صفات کمیت کوچک |
| صفتهای مقدار زیاد | صفتهای تغییر در مقدار | صفات افراط | صفات مقدار زیاد |
