صفات اندازه و مقدار - صفات افراط
این صفات برای توصیف موقعیتها، مقادیر یا شرایطی استفاده میشوند که فراتر از آنچه لازم، مناسب یا مطلوب در نظر گرفته میشود، هستند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
more than enough or the amount needed

اضافی
بعد از مهمانی غذا اضافی باقی مانده بود، به اندازهای که برای روزها کافی باشد.
added or extra to what is already present or available

اضافی
شرکت کارکنان اضافی را برای مدیریت حجم کار افزایش یافته استخدام کرد.
beyond what is considered normal or socially acceptable

بیش از حد
او برای کاری که تنها بخشی از شغلش بود، تحسین بیش از حد دریافت کرد.
extending or progressing beyond a current point to a greater extent

بیشتر, دیگر، اضافی، جلوتر، فراتر
اطلاعات بیشتر ارائه شده توسط شاهد به حل پرونده کمک کرد.
more than what is needed and not currently in use

اضافی
او یک کلید اضافی در خارج از خانه پنهان کرده بود در صورتی که خود را از خانه قفل کند.
surpassing what is needed or required, and so, no longer of use

زائد, حشو، افزونه، مفرط
آنها قسمتهای زائد را از ماشین حذف کردند تا کارایی را بهبود بخشند.
involving activities or responsibilities outside one's regular job or profession

فوق برنامه, خارج از برنامه درسی
شرکت از کارمندانی حمایت میکند که در مسئولیتهای فوق برنامه مانند مربیگری یا آموزش بیشتر مشارکت میکنند.
providing extra support or enhancement

مکمل, اضافی
جلسات آموزشی تکمیلی به کارمندان کمک کرد تا مهارتهای جدیدی توسعه دهند.
providing additional help or support

اضافی, زاپاس، یدکی
نیروی پلیس کمکی به حفظ نظم در طول رویداد کمک کرد.
beyond what is appropriate or necessary

بیمورد, غیرضروری
او پس از اظهارات جنجالیاش توجه نامناسبی از رسانهها دریافت کرد.
existing in an excessive or overly plentiful quantity

فراوان, زیاده از حد
بازار با عرضههای فراوان محصولات تازه در فصل برداشت غرق شده بود.
beyond what is necessary or required

زیادی, زائد
او دستنوشته را برای حذف فصلهای زائد کوتاه کرد و طرح داستان را روانتر ساخت.
much more than what is normal, reasonable, or expected

زیاده, افراطآمیز، بیشازحد
شرکت به دلیل استفاده بیرویه از بستهبندی پلاستیکی مورد انتقاد قرار گرفت، که به نگرانیهای زیستمحیطی دامن زد.
