اضافی
معلم مواد اضافی را برای دانشآموزانی که میخواستند موضوع را عمیقتر بررسی کنند، فراهم کرد.
این صفات برای توصیف موقعیتها، مقادیر یا شرایطی استفاده میشوند که فراتر از آنچه لازم، مناسب یا مطلوب در نظر گرفته میشود، هستند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
اضافی
معلم مواد اضافی را برای دانشآموزانی که میخواستند موضوع را عمیقتر بررسی کنند، فراهم کرد.
اضافی
هتل امکانات اضافی، مانند سالن ورزشی و اسپا، برای مهمانان ارائه میداد.
بیش از حد
استفاده بیرویه او از شبکههای اجتماعی شروع به تداخل با مسئولیتهای روزمرهاش کرد.
بیشتر
شرکت برنامههای توسعه بیشتری را برای ورود به بازارهای جدید اعلام کرد.
اضافی
او یک دست لباس اضافی بسته بندی کرد در صورتی که لباسهایش در طول پیادهروی کثیف شوند.
زائد
نرمافزار منسوخ زائد در نظر گرفته شد و با نسخهای جدیدتر جایگزین شد.
فوق برنامه
تعادل بین کار و فعالیتهای فوق برنامه میتواند چالشبرانگیز باشد، اما رشد شخصی و حرفهای ارزشمندی را ارائه میدهد.
مکمل
پوشش بیمه تکمیلی محافظت اضافی برای هزینههای پزشکی غیرمنتظره فراهم کرد.
اضافی
سیستم گرمایش کمکی در طول ماههای زمستان خانه را گرم نگه داشت.
بیمورد
او به دلیل حجم کار طاقتفرسایی که رئیسش تحمیل کرده بود، استرس بیموردی را تجربه کرد.
فراوان
شهر با چالشهایی در مدیریت جمعیت فراوان کبوترهای خود روبرو شد.
زیادی
او استفاده از کلمات زائد در مقاله را حواس پرت کننده و غیر ضروری یافت.
زیاده
اشتهای بیاندازه او برای شیرینیجات منجر به مشکلات سلامتی در زندگی بعدی شد.
بی حد و مرز
امکانات بیکران اینترنت امکان یادگیری و کاوش بیپایان را فراهم میکند.