بازسازی کردن
شرکت قبل از فروش لپتاپهای دست دوم آنها را بازسازی میکند.
صیقل دادن
سنگتراش مجسمه مرمر را صیقل داد تا براق شود.
عیبدار کردن
یک تراشه کوچک میتواند سطح بینقص یک ظرف سرامیکی را لکهدار کند.
زدوخورد کردن
دو جناح به طور منظم بر سر قلمرو مورد مناقشه درگیر میشوند.
تکان دادن
شوالیه شمشیرش را تکان داد قبل از اینکه به نبرد حمله کند.
دوباره پر کردن
آنها جعبه کمکهای اولیه را بعد از پیادهروی پر کردند.
نصیحت کردن
معلم به دانشآموزان توصیه کرد که تکالیف خود را به موقع کامل کنند تا موفقیت تحصیلی را تضمین کنند.
بیپروا خرج کردن
سرآشپز با مواد اولیه مرغوب، غذا را برای یک مناسبت خاص آراست.
تسویه کردن
او در حالی که نیمه وقت کار میکرد، هزینههای زندگی خود را تأمین میکرد.
کمین کردن
پلیس یک کمین گذاشت تا کمین کند برای مجرم وقتی که از ساختمان خارج میشد.
ملاقات کردن
زوجها اغلب برنامهریزی میکنند که در یک مکان رمانتیک برای شب قرار ملاقات کنند.