ناشنوا
او سمعک میپوشد تا در مکالمات به او کمک کند زیرا او تا حدی ناشنوا است.
این صفات اطلاعاتی درباره ماهیت، وسعت یا تأثیر یک ناتوانی بر عملکرد جسمی، حسی، شناختی یا عاطفی یک فرد ارائه میدهند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
ناشنوا
او سمعک میپوشد تا در مکالمات به او کمک کند زیرا او تا حدی ناشنوا است.
نابینا
ورزشکار نابینا با کمک راهنما در مسابقات دو و میدانی شرکت میکند.
ناتوان (از لحاظ جسمی)
کودک معلول در مدرسهای تحصیل میکند که حمایت و منابع تخصصی ارائه میدهد.
لنگ
او از عصا برای کمک به حرکت خود استفاده میکرد زیرا در هر دو پا لنگ بود.
فلج
سگ فلج شده مراقبت و توجه ویژهای از صاحبان دوستدار خود دریافت میکند.
فلجشده
سازمان بر ایجاد فضاهای قابل دسترس برای افراد ناتوان تمرکز کرد و فراگیری را تقویت کرد.
لال
او از اینکه در اتاقی پر از آدمهای پرحرف لال باشد احساس ناامیدی کرد.
معلول
هنرمند معلول با استفاده از ابزارها و تکنیکهای انطباقی، آثار هنری زیبایی خلق میکند.
مرتبط با اوتیسم
او از آموزش فراگیر برای حمایت از دانشآموزان اوتیستیک در کلاسهای معمولی دفاع میکند.
نابینا یا کمبینا
به چالش کشیده شده
کودک با چالش اجتماعی از حمایت برای بهبود مهارتهای اجتماعی و تعاملات با همسالان خود برخوردار میشود.
معلول
او به دانشآموزان دارای معلولیت مشاوره میدهد تا به آنها کمک کند اعتماد به نفس بسازند و به اهداف خود برسند.
قطع شده
او با یادگیری راه رفتن با پروتز به زندگی با پای قطع شده عادت کرد.
وابسته به ویلچر
کارمند وابسته به صندلی چرخدار با امکاناتی مانند میز قابل تنظیم در کار خود عالی عمل میکند.
ناشنوا
کارمند ناشنوا از ایمیل و پیامرسانی فوری برای ارتباط در محل کار استفاده میکند.
فرد دارای محدودیت حرکتی
ورزشکار دارای محدودیت حرکتی در ورزشهای تطبیقی مانند بسکتبال با ویلچر شرکت میکند.
دارای اختلال شناختی
کارگر دارای اختلال شناختی وظایف شغلی را با تسهیلاتی مانند دستورالعملهای کتبی و استراحتهای مکرر انجام میدهد.