صفات ارزیابی و مقایسه - صفتهای شباهت
این صفات شباهت، تشابه یا مطابقت بین دو یا چند چیز را توصیف میکنند، مانند "مشابه"، "شبیه"، "قابل مقایسه"، "مشابه"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
(of two or more things) having qualities in common that are not exactly the same

مشابه, شبیه
او دو پیراهن مشابه در رنگهای مختلف پیدا کرد و تصمیم گرفت هر دو را بخرد.
having the same amount, size, quantity, etc.

مساوی, برابر
سارا و دیوید هر کدام سهم برابری از سود سرمایهگذاری خود دریافت کردند.
identical or nearly the same in appearance, characteristics, etc.

مشابه, یکسان، شبیه به هم
او در همراهی روحهای مشابه آرامش یافت.
like another thing or person in every way

یکسان, همانند
آنها همان نوع سگ را از پناهگاه پذیرفتند.
similar in every detail and totally alike

همانند
دو نقاشی آنقدر مشابه هستند که حتی متخصصان هنر نیز در تشخیص تفاوت آنها مشکل دارند.
having the same meaning, quality, value, etc. as a different person or thing

معادل, برابر
ریاضیدانان ثابت کردند که معادلات بیانگر فرمولبندیهای معادل از یک مفهوم نظری اساسی هستند.
able to be compared with another thing due to sharing a similar feature, nature, etc.

مشابه
مفهوم عرضه و تقاضا در اقتصاد شبیه به قانون علت و معلول در فیزیک است.
having similar characteristics or qualities

یکسان, مشابه
سبک نوشتاری او شبیه به همینگوی است، که با نثر مختصر و زبان مستقیم مشخص میشود.
having the same length, height, and width

ایزومتریک
مسئله ریاضی از دانشآموزان خواست که تعیین کنند آیا دو مثلث هماندازه هستند یا نه.
connected with or similar to something that has just been stated

مشابه, مربوط
هر کلید روی صفحهکلید یک حرف یا نماد متناظر روی خود چاپ شده دارد.
impossible to differentiate or recognize as different

غیرقابلتشخیص, تمیزناپذیر
پول تقلبی برای چشم آموزشندیده از اسکناسهای واقعی غیرقابل تشخیص بود.
identical in appearance, design, or pattern

همسان, هماهنگ
جورابها در کشو به صورت جفت بودند، هر کدام با یک شریک همسان.
sharing similar opinions, beliefs, interests, or attitudes on a particular subject or issue

همفکر
کنفرانس حرفهایهای همفکر علاقهمند به توسعه پایدار را گرد هم آورد.
composed of things or people of the same or very similar type

یکجور, مشابه
مخلوط همگن به نظر میرسید، با تمام مواد به طور یکنواخت توزیع شده.
consistent in form or character

یکشکل
نقاشیهای هنرمند در طول حرفهاش سبکی یکسان را نمایش داد.
having similarities that justify making a comparison

قابلمقایسه
عملکرد او امسال قابل مقایسه با دستاوردهای سال گذشته است.
(of two or more things or people) having qualities, characteristics, appearances, etc. that are very similar but not identical

شبیه, مشابه
خواهر و برادرها سلیقههای مشابهی در موسیقی داشتند، اغلب آلبومهای یکدیگر را قرض میگرفتند.
similar and in agreement with something

سازگار, همسان
ارزشهای شرکت با بیانیه ماموریت آن همخوانی دارد، بر صداقت و نوآوری تأکید میکند.
having a consistent or balanced relationship in size, amount, or degree relative to something else

متناسب, همسان
اندازه فونت متناسب با اهمیت متن در طراحی است.
close to a certain quality or quantity, but not exact or precise

تقریبی, حدودی
وزن تقریبی بسته پنج پوند است.
| صفات ارزیابی و مقایسه | |||
|---|---|---|---|
| صفات ارزیابی مثبت | صفتهای ارزیابی مثبت کیفیت | صفات ارزیابی مثبت زیبایی | صفات ارزیابی منفی |
| صفات ارزیابی منفی توهینآمیز | صفتهای شباهت | صفات تفاوت | |
