صفات ارزیابی و مقایسه - صفت های شباهت

این صفات شباهت، تشابه یا مطابقت بین دو یا چند چیز را توصیف می‌کنند، مانند "مشابه"، "شبیه"، "قابل مقایسه"، "مشابه"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات ارزیابی و مقایسه
similar [صفت]
اجرا کردن

مشابه

Ex: The two friends had similar tastes in music , enjoying the same bands and artists .

دو دوست سلیقه‌های مشابهی در موسیقی داشتند، از همان گروه‌ها و هنرمندان لذت می‌بردند.

equal [صفت]
اجرا کردن

مساوی

Ex: All students in the class were given equal time to present their projects .

به همه دانش‌آموزان کلاس زمان برابر برای ارائه پروژه‌هایشان داده شد.

like [صفت]
اجرا کردن

مشابه

Ex:

آنها یک باشگاه برای افراد همفکر تشکیل دادند.

same [صفت]
اجرا کردن

یکسان

Ex: They decided to go to the same vacation spot as last summer .

آنها تصمیم گرفتند به همان نقطه تعطیلات مانند تابستان گذشته بروند.

identical [صفت]
اجرا کردن

همانند

Ex: The two houses on the street are identical in design and color .

دو خانه در خیابان از نظر طراحی و رنگ یکسان هستند.

equivalent [صفت]
اجرا کردن

معادل

Ex: Electrical resistance and impedance are equivalent characteristics for certain kinds of circuits or electrical components .

مقاومت الکتریکی و امپدانس ویژگی‌های معادل برای انواع خاصی از مدارها یا اجزای الکتریکی هستند.

analogous [صفت]
اجرا کردن

مشابه

Ex: The patterns of behavior in different animal species can be analogous , revealing common instincts and adaptations .

الگوهای رفتار در گونه‌های مختلف حیوانات می‌توانند مشابه باشند، که غرایز و سازگاری‌های مشترک را نشان می‌دهند.

akin [صفت]
اجرا کردن

یکسان

Ex: The two species of birds are akin in appearance , making it difficult to distinguish between them at first glance .

دو گونه پرنده از نظر ظاهری مشابه هستند، که تشخیص آن‌ها را در نگاه اول دشوار می‌سازد.

isometric [صفت]
اجرا کردن

ایزومتریک

Ex:

هنرمند از خطوط ایزومتریک برای ایجاد توهم سه بعدی در طراحی استفاده کرد.

اجرا کردن

مشابه

Ex: The colors of the flag have corresponding meanings , symbolizing different aspects of the nation .

رنگ‌های پرچم معانی متناظر دارند، که نماد جنبه‌های مختلف ملت هستند.

اجرا کردن

غیرقابل‌تشخیص

Ex: In the dense fog , the landmarks became indistinguishable , making navigation challenging .

در مه غلیظ، نشانه‌ها غیرقابل تشخیص شدند و این امر ناوبری را دشوار کرد.

matching [صفت]
اجرا کردن

همسان

Ex:

دوقلوها در مهمانی لباس‌های هالووین همسان پوشیده بودند.

like-minded [صفت]
اجرا کردن

هم‌فکر

Ex: She joined a yoga class to meet like-minded individuals who valued holistic wellness .

او به یک کلاس یوگا پیوست تا با افراد همفکر که به سلامتی کلی ارزش می‌گذارند ملاقات کند.

homogeneous [صفت]
اجرا کردن

یک‌جور

Ex: The organization aimed to create a homogeneous environment where everyone felt included and valued .

سازمان قصد داشت محیطی همگن ایجاد کند که در آن همه احساس شمول و ارزشمندی کنند.

uniform [صفت]
اجرا کردن

یک‌شکل

Ex: The company implemented uniform standards for product quality across all factories .

شرکت استانداردهای یکسان را برای کیفیت محصول در تمام کارخانه‌ها اجرا کرد.

comparable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌مقایسه

Ex: The data from different studies are not directly comparable due to methodological differences .

داده‌های حاصل از مطالعات مختلف به دلیل تفاوت‌های روش‌شناختی مستقیماً قابل مقایسه نیستند.

alike [صفت]
اجرا کردن

شبیه

Ex: Despite their different backgrounds , they found they had alike values and aspirations in life .

علیرغم پیشینه‌های متفاوتشان، متوجه شدند که در زندگی ارزش‌ها و آرزوهای مشابهی دارند.

congruent [صفت]
اجرا کردن

سازگار

Ex:

نتایج مطالعه با فرضیه همخوانی داشت و انتظارات محققان را تأیید کرد.

اجرا کردن

متناسب

Ex: The amount of paint used is proportional to the size of the canvas .

مقدار رنگ استفاده شده با اندازه بوم متناسب است.

approximate [صفت]
اجرا کردن

تقریبی

Ex: The approximate height of the building is twenty meters .

ارتفاع تقریبی ساختمان بیست متر است.