کلمات پیشرفته عمومی آیلتس برای "روابط عاشقانه"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به روابط عاشقانه را یاد خواهید گرفت که برای آزمون General Training IELTS ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 8-9)
elopement [اسم]
اجرا کردن

فرار عاشقانه

Ex:

شایعات فرار به سرعت در شهر کوچک پخش شد و باعث شایعه‌پردازی و گمانه‌زنی شد.

courtship [اسم]
اجرا کردن

دوران نامزدی

Ex: The couple 's courtship lasted for several years before they finally decided to get married .

نامزدی این زوج چندین سال طول کشید قبل از اینکه در نهایت تصمیم به ازدواج بگیرند.

adultery [اسم]
اجرا کردن

زنای محصنه

Ex: Adultery has been a common theme in literature and drama , often serving as a catalyst for complex plotlines and character development .

زنا موضوعی رایج در ادبیات و نمایشنامه بوده است، که اغلب به عنوان کاتالیزوری برای طرح‌های داستانی پیچیده و توسعه شخصیت‌ها عمل می‌کند.

infatuation [اسم]
اجرا کردن

علاقه گذرا

Ex: His infatuation with the latest gadget bordered on obsession .

شیفتگی او به آخرین گجت نزدیک به وسواس بود.

to patch up [فعل]
اجرا کردن

آشتی کردن

Ex: Their relationship was strained , but a heartfelt conversation helped them patch up .

رابطه آنها پرتنش بود، اما یک گفتگوی صمیمی به آنها کمک کرد تا با هم آشتی کنند.

to woo [فعل]
اجرا کردن

دل کسی را به‌دست آوردن (برای ازدواج)

Ex: He spent months trying to woo her with romantic dinners and thoughtful gifts .
to rekindle [فعل]
اجرا کردن

چیزی را احیا یا تجدید کردن

Ex: Attending a class reunion rekindled friendships from years ago .

شرکت در گردهمایی کلاس، دوستی‌های سال‌های گذشته را دوباره زنده کرد.

to [tie] the knot [عبارت]
اجرا کردن

ازدواج کردن

Ex: He joked that he was nervous but ready to tie the knot .
اجرا کردن

تحریک کردن

Ex: Her refusal to compromise antagonized her colleagues .

امتناع او از مصالحه همکارانش را عصبی کرد.

اجرا کردن

کم کم از هم جدا شدن

Ex: In the fast-paced world of business , colleagues often drift apart as they pursue individual career goals .

در دنیای پرسرعت کسب‌وکار، همکاران اغلب از هم دور می‌شوند در حالی که به دنبال اهداف شغلی فردی خود هستند.

to feud [فعل]
اجرا کردن

مشاجره کردن

Ex: The neighboring kingdoms feuded for decades over trade routes and resources .

پادشاهی‌های همسایه برای دهه‌ها بر سر مسیرهای تجاری و منابع دعوا کردند.

to two-time [فعل]
اجرا کردن

با کسی دیگر رابطه جنسی داشتن

Ex:

علیرغم وعده وفاداری، او به خیانت به شریک خود پشت سرش ادامه داد.

to chuck [فعل]
اجرا کردن

بر هم زدن (رابطه)

Ex: He chucked his girlfriend because he felt they were growing apart .

او دوست دخترش را رها کرد چون احساس کرد که دارند از هم دور می‌شوند.

اجرا کردن

تضعیف شدن

Ex:

درگیری‌های مداوم در محل کار، تیم را از نظر عاطفی فرسوده کرده است.