واژگان برای IELTS General (نمره 8-9) - خانواده
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به خانواده را یاد خواهید گرفت که برای آزمون عمومی آیلتس ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the passing down of traits from one generation to another within a family

انتقال صفات از یک نسل به نسل دیگر
آشپز مشهور مفتخر بود که تبار آشپزی خانواده خود را ادامه دهد، با استفاده از دستور العملهای سنتی که از نسلی به نسل دیگر منتقل شدهاند.
a family in which the parents live with the children from their own relationship along with the children from previous ones

خانواده آمیخته, خانواده تلفیقی
پیمایش در پویاییهای یک خانواده ترکیبی میتواند چالشبرانگیز باشد، اما ارتباط باز به آنها کمک کرد تا روابط قوی بسازند.
membership in a family of noble rank or social prominence

اصل و نسب, اصیلزادگی
در ادبیات، اصیلزادگی اغلب نماد امتیاز و مقام موروثی است.
a family in which one parent is not present because of divorce or seperation

خانواده طلاقگرفته
the state of being biologically related to someone

نسبت خونی
مطالعه ژنتیکی درجه بالایی از خویشاوندی خونی را در میان جمعیت منزوی نشان داد که نشان دهنده روابط خانوادگی نزدیک است.
the recorded ancestry or lineage of individuals, typically in the context of their descendants tracing back to a common ancestor

دودمان, ریشه، تبار، نژاد
او از یک تبار پزشکان میآید، با چندین نسل که پزشکی را تمرین میکنند.
one or all the descendants of an ancestor

دودمان, اعقاب
هنرمند مشهور به فرزندان خود بسیار افتخار میکرد، بسیاری از آنها در پیروی از او به دنبال مشاغل خلاقانه رفتند.
a woman who agrees to carry and take the responsibility of another couple's child

نامادری
مادر جایگزین با زوج رابطه نزدیکی برقرار کرد و در طول بارداری به روزرسانیها و تجربیات را به اشتراک گذاشت.
a person from whom one inherits DNA and is directly responsible for their birth

پدر و مادر واقعی
آزمایش DNA والدین بیولوژیکی کودک را تأیید کرد و وضوح را در یک وضعیت خانوادگی پیچیده فراهم کرد.
a person from whom other offsprings are descended

جد
تحقیقات پیشگامانه دانشمند راه را برای اکتشافات آینده هموار کرد و او را به عنوان یک پیشرو در زمینه خود تثبیت کرد.
