واژگان برای IELTS General (نمره 8-9) - Family

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به خانواده را یاد خواهید گرفت که برای آزمون عمومی آیلتس ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 8-9)
lineage [اسم]
اجرا کردن

انتقال صفات از یک نسل به نسل دیگر

Ex: The scientist studied the genetic lineage of the endangered species to understand its evolutionary history .

دانشمند تبار ژنتیکی گونه در معرض انقراض را مطالعه کرد تا تاریخ تکاملی آن را درک کند.

اجرا کردن

خانواده آمیخته

Ex: Each member of the blended family brought their own traditions , enriching their shared cultural experiences .

هر عضو خانواده ترکیبی سنت‌های خود را آورد و تجربیات فرهنگی مشترکشان را غنی کرد.

blue blood [اسم]
اجرا کردن

اصل و نسب

Ex: The royal family 's blue blood lineage has been a symbol of power and prestige for centuries .

تبار خون آبی خانواده سلطنتی برای قرن‌ها نماد قدرت و اعتبار بوده است.

اجرا کردن

نسبت خونی

Ex: The consanguinity between the cousins was evident , as they shared many physical and personality traits .

خویشاوندی خونی بین پسرعموها آشکار بود، زیرا آنها بسیاری از ویژگی‌های فیزیکی و شخصیتی را به اشتراک گذاشته بودند.

pedigree [اسم]
اجرا کردن

دودمان

Ex:

جین با افتخار نمودار تبارشناسی را نمایش داد و میراث خانوادگی متنوع خود را برجسته کرد.

progeny [اسم]
اجرا کردن

دودمان

Ex: His progeny showed a remarkable talent for music , much like their father and grandfather before them .

فرزندان او استعداد قابل توجهی در موسیقی نشان دادند، درست مانند پدر و پدربزرگشان قبل از آنها.

اجرا کردن

نامادری

Ex: The surrogate mother gave birth to healthy twins , bringing immense joy to the intended parents .

مادر جایگزین به دوقلوهای سالم زایمان کرد و شادی بی‌اندازه‌ای برای والدین مورد نظر به ارمغان آورد.

اجرا کردن

پدر و مادر واقعی

Ex: She decided to reconnect with her biological parents later in life , eager to learn more about her roots .

او تصمیم گرفت بعداً در زندگی با والدین بیولوژیکی خود دوباره ارتباط برقرار کند، مشتاق برای یادگیری بیشتر درباره ریشه‌هایش.

progenitor [اسم]
اجرا کردن

جد

Ex: The artist 's unique style became the progenitor of a new artistic movement that swept through the art world .

سبک منحصر به فرد هنرمند به پیشرو یک جنبش هنری جدید تبدیل شد که دنیای هنر را درنوردید.