کلمات عمومی پایه آیلتس برای "افکار و تصمیمات"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به افکار و تصمیمات را که برای آزمون IELTS General Training ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 5)
to reason [فعل]
اجرا کردن

منطقی فکر کردن

Ex: When faced with uncertainty , he reasons carefully before making a decision .

هنگام مواجهه با عدم قطعیت، او قبل از تصمیم‌گیری به دقت استدلال می‌کند.

to analyze [فعل]
اجرا کردن

تحلیل کردن

Ex: In literature class , students were asked to analyze the symbolism in the novel .

در کلاس ادبیات، از دانش‌آموزان خواسته شد تا نمادگرایی در رمان را تحلیل کنند.

اجرا کردن

تمرکز کردن

Ex: She tried to concentrate on her work , despite the distractions in the bustling coffee shop .

او سعی کرد بر روی کارش تمرکز کند، علیرغم حواس‌پرتی‌ها در کافه شلوغ.

to consider [فعل]
اجرا کردن

در نظر گرفتن

Ex: It 's important to consider all the options before choosing .

مهم است که قبل از انتخاب، همه گزینه‌ها را در نظر بگیرید.

to suppose [فعل]
اجرا کردن

فرض کردن

Ex: Given the weather forecast , I suppose it will rain later today .

با توجه به پیش‌بینی آب و هوا، فرض می‌کنم که بعداً امروز باران خواهد بارید.

to remember [فعل]
اجرا کردن

به یاد آوردن

Ex: I remember the day we first met ; it was a sunny afternoon .

من یادم می‌آید روزی که برای اولین بار ملاقات کردیم؛ یک بعدازظهر آفتابی بود.

to recall [فعل]
اجرا کردن

به‌ یاد آوردن

Ex: The professor encouraged students to recall key concepts during the exam .

استاد دانشجویان را تشویق کرد تا در طول امتحان مفاهیم کلیدی را به خاطر بیاورند.

اجرا کردن

به خاطر آوردن

Ex: Seeing the old yearbook made her recollect the antics of her high school friends .

دیدن سالنامه قدیمی باعث شد او به یاد شیطنت های دوستان دبیرستانی اش بیفتد.

to memorize [فعل]
اجرا کردن

حفظ کردن

Ex: Actors may memorize lines for a play through consistent rehearsal .

بازیگران می‌توانند با تمرین مداوم خطوط یک نمایش را به خاطر بسپارند.

to ignore [فعل]
اجرا کردن

بی‌توجهی کردن

Ex: The teacher had to address the student who continued to ignore the classroom rules .

معلم مجبور شد با دانش‌آموزی که به قوانین کلاس بی‌توجهی می‌کرد صحبت کند.

to decide [فعل]
اجرا کردن

تصمیم گرفتن

Ex: After much debate , they decided to go on a road trip .

پس از بحث‌های فراوان، آن‌ها تصمیم گرفتند به یک سفر جاده‌ای بروند.

to choose [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن

Ex: I ca n't decide between these two desserts ; you choose for me .

من نمی‌توانم بین این دو دسر تصمیم بگیرم؛ تو برای من انتخاب کن.

to select [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن

Ex: The manager selected a new vendor for the upcoming project .

مدیر یک فروشنده جدید برای پروژه آینده انتخاب کرد.

to pick [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن

Ex: The team captain will pick players for the upcoming match .

کاپیتان تیم بازیکنان را برای مسابقه آینده انتخاب خواهد کرد.

to prefer [فعل]
اجرا کردن

ترجیح دادن

Ex: Many people prefer to eat homemade meals over fast food .

بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند غذاهای خانگی را به جای فست فود بخورند.

to think [فعل]
اجرا کردن

اعتقاد داشتن

Ex: I do n't think that she 's being honest about her intentions .

من فکر نمی‌کنم که او در مورد نیاتش صادق باشد.

to imagine [فعل]
اجرا کردن

تصور کردن

Ex: Can you imagine a world without technology ?

آیا می‌توانید دنیایی بدون فناوری را تصور کنید؟

to guess [فعل]
اجرا کردن

حدس زدن

Ex: He tried to guess the mystery ingredient in the dish .

او سعی کرد ماده‌ی مرموز در غذا را حدس بزند.

اجرا کردن

زیاد از حد فکر کردن

Ex: The perfectionist has a tendency to overthink minor details , causing delays .

کمال‌گرا تمایل دارد که جزئیات جزئی را زیاد فکر کند، که باعث تأخیر می‌شود.

to assume [فعل]
اجرا کردن

فرض کردن

Ex: People frequently assume the worst without knowing the full story .

مردم اغلب بدون دانستن داستان کامل، بدترین را فرض می‌کنند.

to dismiss [فعل]
اجرا کردن

نادیده گرفتن

Ex: It 's important not to dismiss the concerns of others without proper consideration .

مهم است که نگرانی‌های دیگران را بدون توجه مناسب رد نکنید.

واژگان برای IELTS General (نمره 5)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و ثبات افزایش در مقدار
کاهش مقدار شدت بالا شدت کم فضا و مساحت
شکل‌ها Speed Significance تأثیر و قدرت
منحصر به فرد بودن Complexity Value Quality
چالش‌ها ثروت و موفقیت فقر و شکست Appearance
Age شکل بدن Wellness بافت‌ها
Intelligence صفات مثبت انسانی صفات منفی انسانی صفات اخلاقی
پاسخ‌های عاطفی حالات عاطفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها
صداها Temperature Probability اقدامات رابطه‌ای
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها نظرات افکار و تصمیمات
دانش و اطلاعات تشویق و دلسردی درخواست و پیشنهاد پشیمانی و غم
احترام و تأیید تلاش و پیشگیری لمس و نگه داشتن اقدامات فیزیکی و واکنش‌ها
جنبش‌ها فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری
درک حواس استراحت و آرامش خوردن و نوشیدن تغییر و شکل‌دهی
خلق و تولید سازماندهی و جمع‌آوری آماده‌سازی غذا سرگرمی‌ها و روال‌ها
Shopping مالی و ارز زندگی اداری حرفه‌های تخصصی
شغل‌های کار دستی شغل‌های خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation جامعه و رویدادهای اجتماعی بخش‌های شهر دوستی و دشمنی
روابط عاشقانه احساسات مثبت احساسات منفی Family
حیوانات Weather غذا و نوشیدنی سفر و گردشگری
Pollution Migration فجایع مواد
قیدهای حالت قیدهای نظر قیدهای قطعیت قیدهای تکرار
قیدهای زمان قیدهای مکان قیدهای درجه قیدهای تأکید
قیدهای هدف و قصد قیدهای پیوندی