افعال فرآیندهای ذهنی - افعال برای داشتن نظر یا تمایل

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به داشتن نظر یا تمایل اشاره دارند مانند "regard"، "incline" و "suspect".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال فرآیندهای ذهنی
to regard [فعل]
اجرا کردن

در نظر گرفتن

Ex: The teacher regards hard work and dedication as essential factors for success .

معلم سخت‌کوشی و فداکاری را به عنوان عوامل اساسی برای موفقیت در نظر می‌گیرد.

to account [فعل]
اجرا کردن

به حساب آمدن

Ex: In the evaluation , creativity will be accounted as a valuable skill .

در ارزیابی، خلاقیت به عنوان یک مهارت ارزشمند در نظر گرفته خواهد شد.

to deem [فعل]
اجرا کردن

دانستن

Ex: The teacher deemed the student 's effort deserving of recognition .

معلم تلاش دانش‌آموز را شایسته قدردانی دانست.

to take for [فعل]
اجرا کردن

به عنوان تفسیر کردن

Ex: The question was taken for a genuine inquiry .

سوال به عنوان یک پرسش واقعی در نظر گرفته شد.

to incline [فعل]
اجرا کردن

نظر مثبت داشتن

Ex: After careful consideration , the committee inclined to approve the application .

پس از بررسی دقیق، کمیته به تصویب درخواست تمایل نشان داد.

to tend [فعل]
اجرا کردن

تمایل داشتن

Ex: Children tend to become more independent as they grow older .

کودکان با بزرگتر شدن تمایل دارند مستقل تر شوند.

to dispose [فعل]
اجرا کردن

آماده کردن

Ex: Currently , the speaker is effectively disposing the audience to support the charitable cause .

در حال حاضر، سخنران به طور مؤثری مخاطبان را برای حمایت از هدف خیریه آماده می‌کند.

اجرا کردن

مایل بودن به

Ex: The new evidence seems to lean towards the prosecution 's theory .

شواهد جدید به نظر می‌رسد به سمت نظریه دادستان متمایل هستند.

to believe [فعل]
اجرا کردن

فکر کردن

Ex: They firmly believe that equality is essential for a just society .

آنها به شدت باور دارند که برابری برای یک جامعه عادلانه ضروری است.

to think [فعل]
اجرا کردن

اعتقاد داشتن

Ex: She thinks that the book is much better than the movie .

او فکر می‌کند که کتاب بسیار بهتر از فیلم است.

to buy [فعل]
اجرا کردن

باور کردن

Ex: Do n't buy everything people tell you online .

همه چیزهایی که مردم به شما آنلاین می‌گویند را نخرید.

to trust [فعل]
اجرا کردن

اعتماد داشتن

Ex: I trust her when it comes to making important decisions .

من به او اعتماد دارم وقتی نوبت به گرفتن تصمیم‌های مهم می‌رسد.

to doubt [فعل]
اجرا کردن

شک داشتن

Ex: The researchers doubted the validity of the initial hypothesis .

محققان در اعتبار فرضیه اولیه شک داشتند.

to suspect [فعل]
اجرا کردن

حدس زدن

Ex: She suspects there 's more to the story than he 's telling her .

او شک دارد که بیشتر از آنچه که به او می‌گوید در داستان وجود دارد.

to buy into [فعل]
اجرا کردن

با تمام وجود باور داشتن به

Ex: The employees were skeptical at first but started to buy into the CEO 's plan for company growth .

کارکنان در ابتدا شکاک بودند اما شروع به باور به برنامه مدیرعامل برای رشد شرکت کردند.

to hold [فعل]
اجرا کردن

باوری خاص داشتن

Ex: I hold strong political convictions about environmental conservation .

من دارای باورهای سیاسی قوی در مورد حفاظت از محیط زیست هستم.

to consider [فعل]
اجرا کردن

فرض کردن

Ex: They consider it a tradition to celebrate Thanksgiving together .

آنها آن را یک سنت می‌دانند که شکرگزاری را با هم جشن بگیرند.