افعال فرآیندهای ذهنی - افعال برای بیان نظر یا گرایش
در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به داشتن نظر یا تمایل اشاره دارند مانند "regard"، "incline" و "suspect".
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to think about someone or something in a specified way

در نظر گرفتن, محسوب کردن، به حساب آوردن
کارفرمایان اغلب وقتشناسی و قابلیت اعتماد را به عنوان ویژگیهای مهم در کارکنان در نظر میگیرند.
to regard someone or something in a particular way

به حساب آمدن
او کشف گنج گمشده را به عنوان نقطه عطفی در زندگی خود به حساب میآورد.
to consider in a particular manner

دانستن, تلقی کردن
دادگاه شواهد را برای حمایت از پرونده ناکافی دانست.
to interpret something with a specific viewpoint or assumption

به عنوان تفسیر کردن, به حساب آوردن
آنها تعریف را به عنوان قدردانی واقعی برداشتند.
to have a positive or favorable inclination or willingness towards a particular action, idea, or person

نظر مثبت داشتن
تحت تأثیر اهداف پروژه قرار گرفت، او تمایل پیدا کرد تا زمان و تخصص خود را داوطلبانه برای مشارکت ارائه دهد.
to be likely to develop or occur in a certain way because that is the usual pattern

تمایل داشتن
مردم آن منطقه به دلیل تأثیرات فرهنگی متنوع خود تمایل دارند به چندین زبان مسلط باشند.
to make someone open and willing to embrace an attitude, belief, or action

آماده کردن, تمایل دادن
داستان صمیمی در مستند، بینندگان را آماده کرد تا با شخصیتها همدردی کنند.
to favor something, especially an opinion

مایل بودن به
انتظار میرود که انتخابات آینده به شدت به سمت حزب حاکم متمایل شود.
to hold an opinion that something is the case

فکر کردن, باور داشتن، عقیده داشتن
تیم ما معتقد است که نوآوری برای موفقیت ضروری است.
to have a type of belief or idea about a person or thing

اعتقاد داشتن
من فکر نمیکنم که او در مورد نیاتش صادق باشد.
to accept, believe, or trust something as true

باور کردن, پذیرفتن
او باور کرد داستان او را درباره بسته گمشده.
to believe that someone is sincere, reliable, or competent

اعتماد داشتن, اعتماد کردن، ایمان داشتن
مدیر اغلب به تیم اعتماد میکند تا تصمیمات آگاهانه بگیرند.
to not believe or trust in something's truth or accuracy

شک داشتن, تردید داشتن
هیئت منصفه در حال حاضر به اعتبار شاهد شک دارد.
to think that something is probably true, especially something bad, without having proof

حدس زدن, مشکوک بودن
او چیزی نگفت، اما من شک دارم که او در حال برنامهریزی برای یک مهمانی غافلگیرانه به مناسبت تولد او است.
to wholeheartedly believe in a set of ideas

با تمام وجود باور داشتن به, پذیرفتن
عموم مردم شروع به باور کردن مفهوم ارز دیجیتال به عنوان یک شکل قانونی پرداخت کردند.
to have a specific opinion or belief about someone or something

باوری خاص داشتن, عقیدهای خاص داشتن
جامعه نسبت به قهرمان محلی خود محبت زیادی دارد.
to regard someone or something in a certain way

فرض کردن, در نظر گرفتن
او خود را خوشبخت میداند که چنین خانوادهی حمایتگری دارد.