resembling or seeming to be something, but not fully or completely

شبیه, مشابه
سازمان یک اتحاد نیمه تشکیل داد، در برخی پروژهها همکاری میکرد در حالی که استقلال خود را حفظ میکرد.
simple in design or style and lacking embellishments

ساده, بیپیرایه
طراحی معمار برای کتابخانه جدید عمداً ساده بود، که نشاندهنده یک رویکرد مدرن و کاربردی است.
loyal, reliable, and steadfast in one's support or actions

وفادار, پروپاقرص
در زمانهای بحران، جامعه به داوطلبان وفادار خود متکی بود، که با از خود گذشتگی وقت و تلاش خود را برای حمایت از نیازمندان اختصاص دادند.
(of a woman's body) full, rounded, and robust, implying physical vitality and wholesome attractiveness

زنی بسیار جذاب و فریبنده
سیلوئت پُرجسم او در جمعیت خودنمایی میکرد.
difficult to deal with, stubbornly contrary, or disobedient

سرکش, خودسر، یاغی، سرسخت
با نادیده گرفتن هشدارهای مکرر درباره شکایتهای سر و صدا، مستاجر سرکش در نهایت از مجتمع آپارتمانی اخراج شد.
surpassing the highest level of perfection or completion

خیلی عالی
دستور پخت pluperfect غذایی را تولید کرد که نه تنها خوشمزه بود بلکه از نظر بصری نیز خیره کننده بود و تحسین همه کسانی که آن را چشیدند را به دست آورد.
having the quality of being closely connected to the subject at hand in a way that is appropriate

مربوط, مناسب، درخور
سوالات او مرتبط با بحث در مورد بهبود عملکرد تیم بود.
highly fertile or productive

بارور, حاصلخیز
خلاقیت بارور هنرمند منجر به خروجی پرباری از آثار هنری خیرهکننده شد که مورد تحسین منتقدان سراسر جهان قرار گرفت.
having quick and skillful movements

چالاک
او یک پیانیست ماهر بود، انگشتانش به راحتی روی کلیدها حرکت میکردند.
physically strong and healthy

سالم و نیرومند, نیرومند
علیرغم سنش، مادربزرگ قوی و پرانرژی باقی ماند، اغلب در پیادهرویها از اعضای جوانتر خانواده پیشی میگرفت.
small in amount or number while also unevenly and thinly scattered

پراکنده, نامتراکم، تکوتوک
موهای پراکنده روی سرش تضاد شدیدی با ریش پرپشتش داشت.
being of the highest quality or rank, often in performance or status

(بازیگر یا نقش) اصلی, اول
هتل اقامتگاههای پرایما را ارائه میداد، با امکانات لوکس و خدمات بینقص برای مهمانان سختپسند.
lacking in interest, excitement, or vitality

بیملاحت, نچسب، خستهکننده
این نمایش نقدهای متفاوتی دریافت کرد، با منتقدانی که آن را بیمزه و فاقد عمق احساسی یا تحریک فکری توصیف کردند.
indecent or offensive, often related to sexual matters

مبتذل, شهوتپرست
معلم دانشآموز را به خاطر انجام حرکات زشت در کلاس توبیخ کرد و اهمیت رفتار محترمانه را به او یادآوری کرد.
not useful for friendly relations or mutual cooperation

غیردوستانه, دشمنانه
اظهارات خصمانه سیاستمدار در مورد گروههای اقلیت خشم و محکومیت عمومی را برانگیخت.
expressed with exceptional clarity and transparency

(زبان) فهمیدنی, واضح، نامبهم
سبک نوشتاری شفاف او سند حقوقی را حتی برای کسانی که با اصطلاحات حقوقی آشنا نیستند، قابل فهم کرد.
doing something honestly and legally, without any trickery

صاف و پوستکنده, بیشیلهپیله، رکوراست
او از طبیعت صادقانه تغییرات جدید سیاست قدردانی کرد.
cowardly, base, or despicable

ترسو و پست, فرومایه، بزدل
مشاوران ترسو پادشاه به خاطر نقشههای خیانتآمیز و برنامههای خودخواهانهشان معروف بودند.
failing to give the needed amount of attention and care toward fulfilling one's obligations

سهلانگار, فراموشکار، غفلتکار، پشتگوشانداز
دولت در رسیدگی به نگرانیهای محیط زیستی مطرح شده توسط جامعه کوتاهی کرد.
