مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 39

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
quasi [صفت]
اجرا کردن

شبیه

Ex: The debate centered around a quasi agreement , with both parties expressing tentative support .

بحث حول یک توافق نیمه متمرکز بود، با هر دو طرف ابراز حمایت موقت.

austere [صفت]
اجرا کردن

ساده

Ex: The artist 's work was noted for its austere beauty , focusing on pure form and subtlety rather than elaborate detail .

کار هنرمند به دلیل زیبایی ساده و بی‌آلایشش مورد توجه قرار گرفت، که بر فرم خالص و ظرافت تمرکز داشت به جای جزئیات پیچیده.

stalwart [صفت]
اجرا کردن

وفادار

Ex: Despite criticism from all sides , the scientist remained a stalwart believer in her groundbreaking theory , diligently pursuing further research to prove its validity .

علیرغم انتقادها از همه طرف‌ها، دانشمند معتقد پابرجا به نظریه انقلابی خود باقی ماند، با پشتکار به دنبال تحقیقات بیشتر برای اثبات اعتبار آن بود.

buxom [صفت]
اجرا کردن

زنی بسیار جذاب و فریبنده

Ex: The buxom innkeeper greeted guests with warmth and energy .

مهماندار خوش‌اندام مهمان‌ها را با گرمی و انرژی خوش‌آمد گفت.

froward [صفت]
اجرا کردن

سرکش

Ex:

مشتری سرسخت با صندوقدار در مورد جزئیات جزئی بحث کرد و روند پرداخت را برای سایر خریداران به تأخیر انداخت.

pluperfect [صفت]
اجرا کردن

خیلی عالی

Ex: She achieved a pluperfect balance between work and personal life , maintaining productivity while nurturing meaningful relationships .

او به یک تعادل pluperfect بین کار و زندگی شخصی دست یافت، در حالی که بهره‌وری را حفظ می‌کرد و روابط معنادار را پرورش می‌داد.

germane [صفت]
اجرا کردن

مربوط

Ex:

در طول جلسه، تنها اطلاعات مرتبط مورد بحث قرار گرفت تا در مسیر درست باقی بمانیم.

fecund [صفت]
اجرا کردن

بارور

Ex:

علیرغم آب و هوای خشن آن، دلتای نیل همچنان منطقه‌ای حاصلخیز باقی مانده است که از فعالیت‌های کشاورزی متراکم حمایت می‌کند.

deft [صفت]
اجرا کردن

چالاک

Ex: The artist painted with deft strokes , capturing the essence of the landscape .

هنرمند با ضربه‌های ماهرانه نقاشی کرد، جوهره منظره را به تصویر کشید.

robust [صفت]
اجرا کردن

سالم و نیرومند

Ex: The robust firefighter effortlessly carried the injured person out of the burning building .

آتش‌نشان قوی‌هیکل به راحتی فرد مجروح را از ساختمان در حال سوختن بیرون برد.

sparse [صفت]
اجرا کردن

پراکنده

Ex: The information available on the ancient civilization was sparse and fragmented .

اطلاعات موجود در مورد تمدن باستانی پراکنده و تکه تکه بود.

prima [صفت]
اجرا کردن

(بازیگر یا نقش) اصلی

Ex:

ورزشکار پرایما چندین رکورد را شکست، که نشان دهنده مهارت و ورزشکاری بی نظیر در ورزش خود بود.

insipid [صفت]
اجرا کردن

بی‌ملاحت

Ex: The movie 's insipid dialogue left viewers feeling bored and uninterested .

دیالوگ‌های بی‌مزه فیلم بینندگان را خسته و بی‌علاقه گذاشت.

lewd [صفت]
اجرا کردن

مبتذل

Ex: The film 's lewd scenes were censored in several countries due to their explicit content .

صحنه‌های مستهجن فیلم در چندین کشور به دلیل محتوای صریح آن سانسور شد.

inimical [صفت]
اجرا کردن

غیردوستانه

Ex: The hostile takeover bid created an inimical atmosphere within the company , causing divisions among employees and leadership .

پیشنهاد خصمانه خرید، فضایی خصمانه در داخل شرکت ایجاد کرد که باعث تقسیم بین کارکنان و رهبری شد.

pellucid [صفت]
اجرا کردن

(زبان) فهمیدنی

Ex:

دستورالعمل‌های شفاف ارائه شده توسط راهنمای تور، اطمینان حاصل کرد که بازدیدکنندگان می‌توانند به راحتی در موزه حرکت کنند.

aboveboard [صفت]
اجرا کردن

صاف و پوست‌کنده

Ex: They were confident the contract was aboveboard and free from hidden clauses .

آنها مطمئن بودند که قرارداد شفاف است و از بندهای پنهانی عاری است.

caitiff [صفت]
اجرا کردن

ترسو و پست

Ex:

استراتژی ترسو مورد استفاده توسط تیم رقیب شامل فریب و بازی ناجوانمردانه بود.

remiss [صفت]
اجرا کردن

سهل‌انگار

Ex: The teacher was remiss in grading assignments promptly , causing frustration among students .

معلم در تصحیح به موقع تکالیف کوتاهی کرد، که باعث ناامیدی دانش‌آموزان شد.