قیدهای مقدار - قیدهای مقدار زیاد

این قیدها نشان‌دهنده فراوانی یا بزرگی مقدار یا میزان چیزی هستند، مانند "بیشتر"، "زیاد"، "ده برابر" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای مقدار
so [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: The movie was so funny yesterday .

فیلم دیروز خیلی خنده‌دار بود.

very [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: The teacher 's explanation was very clear .

توضیح معلم خیلی واضح بود.

more [قید]
اجرا کردن

تر (نشانه صفت تفضیلی)

Ex: He smiled more warmly when he saw his old friend .

وقتی دوست قدیمی خود را دید بیشتر گرم لبخند زد.

most [قید]
اجرا کردن

ترین (نشانه صفت یا قید عالی)

Ex: He is the most intelligent student in the school .

او باهوش‌ترین دانش‌آموز در مدرسه است.

a lot [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex:

آن فیلم مرا خیلی بیشتر از آنچه انتظار داشتم ترساند.

much [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: The situation has improved much since last month .

وضعیت از ماه گذشته بسیار بهبود یافته است.

that [قید]
اجرا کردن

آنقدر

Ex: He 's not that good at cooking .

او آنقدر در آشپزی خوب نیست.

super [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: I 'm super proud of how you handled that .

من از نحوه برخورد تو با آن خیلی مغرورم.

really [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: That film was really funny .

آن فیلم واقعاً خیلی خنده‌دار بود.

real [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: He 's real excited about the upcoming vacation .

او واقعاً در مورد تعطیلات پیش رو هیجان زده است.

heavily [قید]
اجرا کردن

به‌شدت

Ex: They are heavily influenced by traditional values .

آن‌ها به شدت تحت تأثیر ارزش‌های سنتی هستند.

jolly [قید]
اجرا کردن

با خوشحالی

Ex: She looked jolly beautiful in her wedding gown .

او در لباس عروسی‌اش واقعاً زیبا به نظر می‌رسید.

double [قید]
اجرا کردن

دو برابر

Ex:

او دستانش را دو برابر شست تا مطمئن شود کاملاً تمیز هستند.

doubly [قید]
اجرا کردن

دوچندان

Ex: The excitement was doubly evident in the air as the festival approached .

هیجان دوچندان در هوا با نزدیک شدن به جشنواره آشکار بود.

ever so [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: The project turned out to be ever so challenging but ultimately rewarding .

پروژه واقعاً چالش برانگیز از آب درآمد اما در نهایت پاداش دهنده بود.

tenfold [قید]
اجرا کردن

ده برابر

Ex: Energy consumption in the region has risen tenfold over the last decade .

مصرف انرژی در این منطقه طی دهه گذشته ده برابر افزایش یافته است.

plenty [قید]
اجرا کردن

به اندازه کافی

Ex: The soup was plenty hot , so be careful .

سوپ خیلی داغ بود، پس مراقب باشید.

liberally [قید]
اجرا کردن

به وفور

Ex: The pasta was liberally topped with grated cheese .

پاستا به فراوانی با پنیر رنده شده پوشانده شده بود.

widely [قید]
اجرا کردن

به‌طور گسترده

Ex: There are widely divergent opinions about who is responsible .

نظرات وسیعی در مورد اینکه چه کسی مسئول است وجود دارد.

no end [قید]
اجرا کردن

بی‌اندازه

Ex: She was no end relieved to hear the good news .

او با شنیدن خبر خوب بی‌نهایت آسوده خاطر شد.

twofold [قید]
اجرا کردن

دو برابر

Ex: The software upgrade enhanced system performance twofold , providing faster processing speeds and greater reliability .

ارتقای نرم‌افزار عملکرد سیستم را دو برابر بهبود بخشید و سرعت پردازش سریع‌تر و قابلیت اطمینان بیشتری را فراهم کرد.

اجرا کردن

نجومی

Ex: Internet traffic surged astronomically during the global event .

ترافیک اینترنت در طول رویداد جهانی به طور نجومی افزایش یافت.