قیدهای مقدار - قیدهای درجه بالا نامطلوب
این قیدها برای نشان دادن اینکه چیزی بد و نامطلوب به میزان زیادی وجود دارد یا اتفاق میافتد استفاده میشوند، مانند "به شدت"، "به طور جدی"، "به طور فاحش"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
used to emphasize the amount or intensity of something

خیلی, بسیار
جلسه خیلی بیشتر از حد انتظار طول کشید.
to a large degree

بسیار
هوا خیلی گرم بود برای راحتی.
in a manner that is overpowering in force, intensity, or effect

بهطرز شگفتآوری, بهشدت
او برای حمایتشان به شدت سپاسگزار بود.
to a harsh, serious, or excessively intense degree

شدیداً, به شدت
او در انفجار شدیداً سوخت.
in a way that causes major or sweeping change

بهشدت
نظرات او درباره سیاست در طول سالها به شدت تغییر کرده است.
in a manner that is very hard or impossible to tolerate

به طرز غیر قابل تحملی
از دست دادن عزیزی به طور غیرقابل تحملی دردناک احساس میشد.
to a degree that poses a serious or potentially disastrous risk

بحرانی
پل پس از زلزله به شدت ناپایدار تشخیص داده شد.
to an excessive or exaggerated degree

به شدت, بطور افراطی
سود آنها در سه ماهه گذشته به شدت دست کم گرفته شد.
to an excessive or unjustifiable degree

بیش ازحد اعتدال
او حتی برای کوچکترین تغییرات نیز بیمنطق هزینه دریافت کرد.
to an exaggerated or extreme degree

بهشدت, بسیار
روایت او از داستان به شدت نادرست بود.
to a degree or extent that is difficult or impossible to imagine

بهطرز غیر قابل تصوری
ثروت میلیاردر غیرقابل تصور گسترده بود.
with a sharp or steep angle

بهشدت
معمار سقف را به گونهای طراحی کرد که تند شیب داشته باشد برای زهکشی بهتر.
seriously enough to cause concern or worry

به شدت
وضعیت مالی شرکت به دلیل سقوط بازار به شدت تحت تأثیر قرار گرفت.
in an exceptionally excellent manner

به صورت فوقالعاده
او در کنسرت به طور فوقالعادهای آواز خواند و تشویق ایستاده دریافت کرد.
to a greater extent than is reasonable or acceptable

بیشازحد
این گزارش بیش از حد بر روی اشتباهات کوچک تمرکز کرده بود.
to a very great or extreme extent or degree

بسیار, خیلی
خبر مربوط به تصادف به شدت ناراحتکننده بود.
to a very great or urgent extent

بهشدت
این بیمارستانها به شدت به بودجه نیاز دارند.
to the greatest degree in terms of damage, difficulty, or seriousness

بدترین حالت, به شدیدترین شکل
در میان تیم، او بدترین آسیب دیده از تعدیل نیرو بود.
to a very great or extreme degree

بهشدت, با تمام وجود
او ناامیدانه میخواست اشتباه را قبل از اینکه خیلی دیر شود اصلاح کند.
to an extremely high degree or intensity

بیاندازه
هوا یک شبه به شدت سرد شد.
in a manner that causes great suffering, distress, or harm

بهشدت
اقدامات شرکت توسط کارکنان به شدت ناعادلانه تلقی شد.
| قیدهای مقدار | |||
|---|---|---|---|
| قیدهای مقدار زیاد | قیدهای درجه بالا | قیدهای درجه بالا نامطلوب | قیدهای درجه افراطی |
| قیدهای درجه کامل | قیدهای درجه متوسط | قیدهای درجه پایین | |
