قیدهای مقدار - قیدهای درجه کامل

این قیدها نشان می‌دهند که چیزی در بالاترین حد ممکن وجود دارد یا اتفاق می‌افتد. اینها شامل "کاملاً"، "مطلقاً"، "به طور کامل" و غیره می‌شوند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای مقدار
absolutely [قید]
اجرا کردن

کاملا

Ex: She absolutely hates being late .

او کاملاً از دیر کردن متنفر است.

completely [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: She was completely unaware of the time .

او کاملاً از زمان بی‌خبر بود.

utterly [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: Her dedication to the cause was utterly commendable , inspiring others .

فداکاری او برای این هدف کاملاً قابل تحسین بود، الهام‌بخش دیگران.

fully [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: He is fully aware of the risks involved .

او کاملاً از خطرات موجود آگاه است.

totally [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: The dress she wore was totally out of fashion .

لباسی که پوشیده بود کاملاً از مد افتاده بود.

entirely [قید]
اجرا کردن

به‌طور کامل

Ex: The project was entirely funded by the government .

این پروژه کاملاً توسط دولت تأمین مالی شد.

quite [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: After a long day at work , she found the warm bath quite soothing .

پس از یک روز طولانی کار، او حمام گرم را بسیار آرامش‌بخش یافت.

dead [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex:

او از همان ابتدا کاملاً مخالف این ایده بود.

plain [قید]
اجرا کردن

واقعاً

Ex: His response was plain absurd and caught everyone off guard .

پاسخ او کاملاً پوچ بود و همه را غافلگیر کرد.

supremely [قید]
اجرا کردن

شدیداً

Ex: She handled the challenging situation supremely well , showcasing her leadership skills .

او با موقعیت چالش‌برانگیز به شدت خوب برخورد کرد و مهارت‌های رهبری خود را نشان داد.

radically [قید]
اجرا کردن

به‌طور اساسی

Ex: Their approach to education is radically different from traditional models .

رویکرد آنها به آموزش اساساً با مدل‌های سنتی متفاوت است.

perfectly [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: He was perfectly in sync with the others in the band .
downright [صفت]
اجرا کردن

کامل

Ex: It was a downright miracle that no one got hurt .

این یک معجزه کامل بود که هیچکس آسیب ندید.

outright [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: The storm destroyed the house outright , leaving nothing standing .

طوفان خانه را کاملاً نابود کرد و چیزی را ایستاده باقی نگذاشت.

altogether [قید]
اجرا کردن

به‌طور کلی

Ex: His behavior was altogether unacceptable at the meeting .

رفتار او در جلسه کاملاً غیرقابل قبول بود.

mainly [قید]
اجرا کردن

عمدتاً

Ex: The conversation mainly revolved around future business strategies and goals .

گفتگو عمدتاً حول استراتژی‌ها و اهداف تجاری آینده می‌چرخید.

mostly [قید]
اجرا کردن

غالباً

Ex: She mostly drinks tea in the morning , but sometimes she 'll have coffee .

او عمدتاً صبح‌ها چای می‌نوشد، اما گاهی قهوه می‌نوشد.

اجرا کردن

عمدتاً

Ex: The school 's curriculum is predominantly focused on STEM subjects .

برنامه درسی مدرسه عمدتاً بر موضوعات STEM متمرکز است.

largely [قید]
اجرا کردن

تا حد زیادی

Ex: She was largely responsible for organizing the entire event .

او تا حد زیادی مسئول سازماندهی کل رویداد بود.

principally [قید]
اجرا کردن

اساساً

Ex: The company 's growth is principally driven by innovations in technology .

رشد شرکت عمدتاً توسط نوآوری‌های فناوری هدایت می‌شود.

chiefly [قید]
اجرا کردن

عمدتاً

Ex: We spent the day chiefly indoors because of the rain .

ما روز را عمدتاً به دلیل باران در داخل خانه گذراندیم.

majorly [قید]
اجرا کردن

عمدتاً

Ex: She was majorly late for the meeting and missed the presentation .

او خیلی دیر به جلسه رسید و ارائه را از دست داد.