یک جورهایی
من تا حدودی مفهوم را میفهمم، اما به توضیحات بیشتری در مورد جزئیات خاصی نیاز دارم.
این قیدها نشان میدهند که چیزی به صورت متعادل و در حدی که نه خیلی زیاد و نه خیلی کم است وجود دارد یا اتفاق میافتد، مانند "نوعی"، "نسبتاً"، "کاملاً"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
یک جورهایی
من تا حدودی مفهوم را میفهمم، اما به توضیحات بیشتری در مورد جزئیات خاصی نیاز دارم.
تا حدی
نسبتاً
هوا این هفته در مقایسه با هفته گذشته نسبتاً ملایم بوده است.
نسبتاً
فیلم نسبتاً خستهکننده بود، تقریباً خوابم برد.
نسبتاً
کیک نسبتاً شیرین بود، اما نه خیلی زیاد.
نسبتاً
خانه نسبتا کوچک است، اما بسیار دنج.
تا حد متوسط
کمپین آنها در جلب توجه تا حدی موفق بود.
به اندازه کافی
اتاق به اندازه کافی گرم بود علی رغم هوای سرد بیرون.
نسبتاً
تلفن جدید نسبتا ارزانتر از مدلهای دیگر با ویژگیهای مشابه است.
نسبتاً
آپارتمان برای یک نفر مناسب فضایی دارد.
نیمه
کیف وقتی به محل کمپ رسیدیم نصف پر بود.