قیدهای مقدار - قیدهای درجه متوسط

این قیدها نشان می‌دهند که چیزی به صورت متعادل و در حدی که نه خیلی زیاد و نه خیلی کم است وجود دارد یا اتفاق می‌افتد، مانند "نوعی"، "نسبتاً"، "کاملاً"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای مقدار
اجرا کردن

یک جورهایی

Ex:

من تا حدودی مفهوم را می‌فهمم، اما به توضیحات بیشتری در مورد جزئیات خاصی نیاز دارم.

kind of [عبارت]
اجرا کردن

تا حدی

Ex: The movie was kind of funny , but it did n't make me laugh as much as I expected .
pretty [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The weather 's been pretty mild this week compared to last .

هوا این هفته در مقایسه با هفته گذشته نسبتاً ملایم بوده است.

rather [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The movie was rather boring , I almost fell asleep .

فیلم نسبتاً خسته‌کننده بود، تقریباً خوابم برد.

fairly [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The cake was fairly sweet , but not overly so .

کیک نسبتاً شیرین بود، اما نه خیلی زیاد.

partly [قید]
اجرا کردن

تا حدی

Ex: Her anger was partly justified .

خشم او تا حدی موجه بود.

relatively [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The house is relatively small , but very cozy .

خانه نسبتا کوچک است، اما بسیار دنج.

moderately [قید]
اجرا کردن

تا حد متوسط

Ex: Their campaign was moderately successful in attracting attention .

کمپین آنها در جلب توجه تا حدی موفق بود.

اجرا کردن

به اندازه کافی

Ex: The room was sufficiently heated despite the cold weather outside .

اتاق به اندازه کافی گرم بود علی رغم هوای سرد بیرون.

اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The new phone is comparatively cheaper than other models with similar features .

تلفن جدید نسبتا ارزان‌تر از مدل‌های دیگر با ویژگی‌های مشابه است.

somewhat [قید]
اجرا کردن

تا حدودی

Ex: His explanation was somewhat unclear .

توضیح او تا حدودی نامشخص بود.

mildly [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The weather turned mildly colder overnight .

هوا در طول شب کمی سردتر شد.

reasonably [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The apartment is reasonably spacious for one person .

آپارتمان برای یک نفر مناسب فضایی دارد.

less [قید]
اجرا کردن

کمتر

Ex: The weather was less warm than yesterday .

هوا کمتر از دیروز گرم بود.

half [قید]
اجرا کردن

نیمه

Ex: The bag was half full when we reached the campsite .

کیف وقتی به محل کمپ رسیدیم نصف پر بود.

some [قید]
اجرا کردن

تقریبا

Ex:

حدود 30 دقیقه طول می‌کشد تا به فرودگاه برسید.

as [قید]
اجرا کردن

مثل

Ex: He 's not as tall as his father .

او به اندازه پدرش بلند نیست.