قیدهای مقدار - قیدهای درجه بالا

این قیدها به عنوان تشدیدکننده عمل می‌کنند تا نشان دهند چیزی به میزان زیاد یا با اهمیت بالا وجود دارد یا اتفاق می‌افتد، مانند "باورنکردنی"، "باورنکردنی"، "عمیقاً".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای مقدار
seriously [قید]
اجرا کردن

به‌طور جدی

Ex: Her reputation was seriously damaged by the scandal .

آبروی او به دلیل رسوایی به شدت آسیب دید.

deeply [قید]
اجرا کردن

به‌شدت

Ex: They were deeply disappointed by the outcome .

آن‌ها از نتیجه به شدت ناامید شدند.

vastly [قید]
اجرا کردن

بسیار زیاد

Ex: The company 's profits have vastly grown this year .

سود شرکت امسال به طور چشمگیری افزایش یافته است.

اجرا کردن

به شدت

Ex: The company expanded considerably , reaching new markets .

شرکت به طور قابل توجهی گسترش یافت و به بازارهای جدید دست یافت.

اجرا کردن

به‌طور گسترده

Ex: She ran unbelievably fast to catch the bus .

او باورنکردنی سریع دوید تا اتوبوس را بگیرد.

اجرا کردن

به‌شکل قابل‌ توجهی

Ex: He was substantially compensated for the damages .

او به میزان قابل توجهی برای خسارات جبران شد.

اجرا کردن

به‌طور قابل‌ ملاحظه‌ای

Ex: The road conditions have worsened significantly due to the storm .

شرایط جاده به دلیل طوفان به طور قابل توجهی بدتر شده است.

extensively [قید]
اجرا کردن

مفصلاً

Ex: These species are planted extensively in botanical gardens worldwide .

این گونه‌ها به طور گسترده در باغ‌های گیاهشناسی در سراسر جهان کاشته می‌شوند.

اجرا کردن

به‌طور قابل توجهی

Ex: The room was exceptionally clean and well-kept .

اتاق به طور استثنایی تمیز و نگهداری شده بود.

eminently [قید]
اجرا کردن

مسلما

Ex: The book is eminently readable despite its technical subject .

کتاب با وجود موضوع فنی آن به شدت قابل خواندن است.

remarkably [قید]
اجرا کردن

تا حد قابل توجهی

Ex: He is remarkably good at remembering faces .

او در به خاطر سپردن چهره‌ها به طور قابل توجهی خوب است.

اجرا کردن

به طور بازدارنده‌ای

Ex: The program is prohibitively selective , accepting fewer than 5 % of applicants .

این برنامه به شدت گزینشی است و کمتر از 5٪ متقاضیان را می‌پذیرد.

extra [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: He studied extra carefully for the exam to ensure a good grade .

او برای امتحان extra با دقت مطالعه کرد تا نمره خوبی بگیرد.

appreciably [قید]
اجرا کردن

به طور قابل ملاحظه‌ای

Ex: The company 's profits increased appreciably after the strategic move .

سود شرکت پس از حرکت استراتژیک به طور محسوسی افزایش یافت.

like crazy [قید]
اجرا کردن

به شدت

Ex: He worked like crazy to meet the project deadline .

او دیوانه‌وار کار کرد تا به مهلت پروژه برسد.

materially [قید]
اجرا کردن

به طور ملموس

Ex: These revisions do not materially alter the meaning of the document .

این بازبینی‌ها به طور مادی معنای سند را تغییر نمی‌دهند.

handsomely [قید]
اجرا کردن

سخاوتمندانه

Ex: They profited handsomely from the early sale of their shares .

آن‌ها از فروش زودهنگام سهام خود به میزان قابل توجهی سود بردند.

so [قید]
اجرا کردن

آن قدر

Ex: He was so tired that he fell asleep immediately .

او آنقدر خسته بود که بلافاصله خوابش برد.

highly [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: This wine is highly valued among collectors .

این شراب در میان مجموعه‌داران به شدت ارزشمند است.

incredibly [قید]
اجرا کردن

به‌طور باور نکردنی

Ex: The mountain was incredibly difficult to climb .

کوه باورنکردنی سخت برای صعود بود.

terribly [قید]
اجرا کردن

به شدت

Ex: He felt terribly proud of his team 's effort .

او به شدت از تلاش تیمش احساس غرور می‌کرد.

dearly [قید]
اجرا کردن

عمیقاً

Ex: He spoke dearly of his late wife during the ceremony .

او در طول مراسم با محبت زیاد از همسر فقیدش صحبت کرد.