قیدهای مقدار - قیدهای درجه پایین

این قیدها به عنوان تعدیل‌کننده عمل می‌کنند تا نشان دهند که چیزی به حداقل میزان وجود دارد یا اتفاق می‌افتد، مانند "به سختی"، "کمی"، "حداقل" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای مقدار
no [قید]
اجرا کردن

هیچ (مقدار)

Ex:

آن‌ها پس از توضیح هیچ خردمندتر نبودند.

hardly [قید]
اجرا کردن

به سختی

Ex: he issue was hardly addressed in the initial stages of the discussion .

این مسئله به سختی در مراحل اولیه بحث مورد توجه قرار گرفت.

little [قید]
اجرا کردن

کم

Ex: The city has changed little over the years .

شهر در طول سال‌ها کم تغییر کرده است.

least [قید]
اجرا کردن

کمترین

Ex: The best ideas often come to you when you least expect them.

بهترین ایده‌ها اغلب زمانی به ذهن شما می‌رسند که کمترین انتظار را دارید.

a little [قید]
اجرا کردن

کمی

Ex:

اتاق امروز کمی سرد است.

a bit [قید]
اجرا کردن

کمی

Ex:

پس از ارتقا، نرم‌افزار باید کمی سریع‌تر و کارآمدتر اجرا شود.

merely [قید]
اجرا کردن

صرفاً

Ex: The report merely repeats what we already know .

گزارش فقط آنچه را که از قبل می‌دانیم تکرار می‌کند.

remotely [قید]
اجرا کردن

ذره‌ای

Ex: Nothing about the film was remotely realistic .

هیچ چیز درباره فیلم حتی ذره‌ای واقع‌گرایانه نبود.

minimally [قید]
اجرا کردن

به‌طور حداقل

Ex: He was minimally prepared for the exam , yet managed to pass .

او حداقل برای امتحان آماده بود، اما توانست قبول شود.

marginally [قید]
اجرا کردن

در حد کم

Ex: The new model is only marginally improved over the old one .

مدل جدید فقط کمی نسبت به مدل قدیمی بهبود یافته است.

scarcely [قید]
اجرا کردن

به ندرت

Ex: He was so tired he could scarcely keep his eyes open .

او آنقدر خسته بود که به زحمت می‌توانست چشمانش را باز نگه دارد.

sparsely [قید]
اجرا کردن

به‌طور نامنظم پراکنده بودن

Ex: The audience was sparsely scattered in the large auditorium .

تماشاگران در سالن بزرگ پراکنده بودند.

scantily [قید]
اجرا کردن

به مقدار اندک

Ex: Their efforts were scantily rewarded , despite the hard work .

تلاش‌های آنها به ندرت پاداش داده شد، علیرغم کار سخت.

slightly [قید]
اجرا کردن

کمی

Ex: The paint color looks slightly different in natural light .

رنگ نقاشی در نور طبیعی کمی متفاوت به نظر می‌رسد.

subtly [قید]
اجرا کردن

به‌طور نامحسوسی

Ex: His voice subtly grew more tense as the story went on .

صدایش به طور نامحسوس با پیشرفت داستان تنش بیشتری پیدا کرد.

اجرا کردن

به‌طور غیر کافی

Ex: The proposal was insufficiently funded and eventually failed .

پیشنهاد به اندازه کافی تأمین مالی نشد و در نهایت شکست خورد.

lightly [قید]
اجرا کردن

در حد کم

Ex: His shirt was lightly stained with paint .

پیراهن او کمی با رنگ لکه دار شده بود.

any [قید]
اجرا کردن

هیچ

Ex:

او هیچ پیرتر از سال گذشته به نظر نمی‌رسید.

trivially [قید]
اجرا کردن

به‌ اندازه ناچیزی

Ex: Their complaints were treated trivially by the management .

شکایت‌های آنها توسط مدیریت به صورت پیش پا افتاده برخورد شد.

اجرا کردن

به طور ناچیزی

Ex: The planet 's orbit shifted infinitesimally over thousands of years .

مدار سیاره در طول هزاران سال به میزان بسیار ناچیز جابجا شد.

vanishingly [قید]
اجرا کردن

به شدت ناچیز

Ex: The amount of residual noise in the recording was vanishingly faint .

مقدار نویز باقی‌مانده در ضبط بسیار کم بود.