قیدهای حالت مربوط به انسانها - قیدهای جدیت و طنز
این قیدها نشان میدهند که چیزی جدی یا شوخی گفته یا انجام شده است. آنها شامل قیدهایی مانند "به شدت"، "با جدیت"، "شوخی" و غیره میشوند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
in a way that seems odd, amusing, or silly

به شکل خنده دار, به شکل عجیب
وقتی درباره آخر هفتهاش از او پرسیده شد، به شکل عجیبی لبخند زد.
in a way that is funny or causes amusement

بهشوخی, بهطور طنزآمیز
داستان به طور خندهداری برای اثرگذاری اغراق آمیز بود.
in a way that shows a lack of seriousness or respect

بیپروا, با بیاعتنایی
او بیپروا درباره بحران صحبت کرد، که بسیاری از حضار را عصبانی کرد.
in a way that is wildly unreasonable, illogical, or laughably inappropriate

به طور نامعقول، به طور مسخره
او در جلسه چنان پوچ صحبت کرد که هیچکس نتوانست او را جدی بگیرد.
in an extremely unreasonable or laughable manner

بهطرز مسخرهای
حرکات رقص او به طرز مسخرهآمیزی خندهدار بود.
in a manner that conveys the opposite of what is said, often to be humorous, sarcastic, or mocking

بهصورت طعنهآمیز
او به طعنه آن آشفتگی را « شاهکاری از طراحی مدرن » نامید.
in a way that causes great amusement or laughter

خنده دار
فیلم به طرز خندهداری بد بود؛ بیشتر از اکثر کمدیها ما را خنداند.
in a funny or amusing way, often with the intention of making people laugh

به صورت خنده دار, به روشی خنده دار
بازیگران خطوط خود را به طور خندهدار اجرا کردند، که خنده جمعیت را برانگیخت.
in a manner that is laughably foolish, absurd, or bizarre because it defies reason or common sense

به شکل مسخرهآمیزی, به روشی غیرمنطقی
ربات به صورت مسخرهآمیزی حرکت کرد، از این سو به آن سو تکان میخورد مثل یک اسباببازی شکسته.
in a way that is so silly, ridiculous, or absurd that it provokes laughter or mockery

به شکل خنده دار, به روشی مسخره
او سعی کرد با یک داستان خندهدار اغراقآمیز ما را تحت تأثیر قرار دهد.
in a way that treats serious issues or subjects with deliberately inappropriate humor

بطور شوخی, با طعنه
او شوخی کنان پیشنهاد کرد که مشکلات دفتر را با نصب یک فواره شکلاتی حل کند.
in a playful or humorous manner

شوخی کنان, به شوخی
او شوخی تهدید کرد که همه کلوچهها را بخورد.
in an exaggerated, unrealistic, or overly simplified way, resembling the style or behavior found in cartoons

به صورت کارتونی
شرور به شیوهای کارتونی خندید در حالی که نقشهاش را فاش میکرد.
in a solemn or grave manner, not joking or casual

کاملاً جدی, بهطور جدی
مدیر جدی درباره عواقب تقلب صحبت کرد.
in a strict and serious way, especially when showing disapproval or giving orders

به شدت, با قاطعیت
او به شدت به پسرش یادآوری کرد که دروغ گفتن تحمل نخواهد شد.
in a formal and dignified manner, often marked by ceremony or importance

با وقار, به صورت رسمی
آنها با وقار ایستاده بودند در حالی که سرود ملی پخش میشد.
in a serious and thoughtful manner

با جدیت, با تفکر
آنها به یکدیگر با جدیت نگاه کردند، با علم به آنچه در خطر بود.
