قیدهای رابطه‌ای - قیدهای پزشکی و روانشناسی

این قیدها مربوط به حوزه پزشکی و روانشناسی هستند و شرایط بدن و ذهن را توصیف می‌کنند، مانند "ذهنی"، "بالینی"، "دهانی" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای رابطه‌ای
medically [قید]
اجرا کردن

پزشکی

Ex: The examination was conducted medically , following established protocols and guidelines .

معاینه به صورت پزشکی انجام شد، مطابق با پروتکل‌ها و دستورالعمل‌های تعیین شده.

clinically [قید]
اجرا کردن

بالینی

Ex: The research study approached the problem clinically , following established scientific methods .

مطالعه پژوهشی به مشکل به صورت بالینی نزدیک شد، از روش‌های علمی ثابت شده پیروی کرد.

genetically [قید]
اجرا کردن

از نظر ژنتیکی

Ex: The characteristic was determined genetically , influenced by the individual 's genetic makeup .

ویژگی به صورت ژنتیکی تعیین شد، تحت تأثیر ساختار ژنتیکی فرد قرار گرفت.

اجرا کردن

فیزیولوژیکی

Ex: The research investigated the phenomenon physiologically , exploring its impact on bodily functions .

این تحقیق پدیده را فیزیولوژیکی بررسی کرد و تأثیر آن بر عملکردهای بدن را کاوش کرد.

physically [قید]
اجرا کردن

از لحاظ جسمی

Ex: The athlete was physically strong and agile .

ورزشکار از نظر جسمی قوی و چابک بود.

medicinally [قید]
اجرا کردن

دارویی

Ex: The procedure is performed medicinally to treat certain medical conditions .

این روش پزشکی برای درمان برخی شرایط پزشکی انجام می‌شود.

اجرا کردن

به‌شکل وریدی

Ex: The pain medication was given intravenously to provide rapid relief .

داروی درد به صورت داخل وریدی تجویز شد تا تسکین سریع فراهم شود.

اجرا کردن

پاتولوژیک

Ex: The study investigated pathologically abnormal responses to stress in the body .

مطالعه پاسخ‌های غیرعادی پاتولوژیک به استرس در بدن را بررسی کرد.

اجرا کردن

از نظر رشدی

Ex: The toys are chosen developmentally to stimulate various aspects of a child 's learning .

اسباب‌بازی‌ها از نظر رشدی انتخاب می‌شوند تا جنبه‌های مختلف یادگیری کودک را تحریک کنند.

اجرا کردن

از نظر غذایی

Ex: The athlete 's training program is structured nutritionally to support performance .

برنامه تمرینی ورزشکار از نظر تغذیه‌ای ساختار یافته است تا از عملکرد حمایت کند.

اجرا کردن

از نظر آناتومیکی

Ex: The therapist evaluated the patient 's posture anatomically to identify any alignment issues .

درمانگر وضعیت بیمار را از نظر آناتومیکی ارزیابی کرد تا هرگونه مشکل تراز را شناسایی کند.

vocally [قید]
اجرا کردن

صوتی

Ex: The debate participants expressed their arguments vocally , engaging in a verbal exchange .

شرکت‌کنندگان در مناظره استدلال‌های خود را به صورت کلامی بیان کردند و در تبادل کلامی شرکت کردند.

orally [قید]
اجرا کردن

دهانی

Ex: The pain reliever is typically ingested orally for quick absorption .

مسکن معمولاً به صورت خوراکی مصرف می‌شود تا جذب سریع صورت گیرد.

optically [قید]
اجرا کردن

نوری

Ex: The eye exam assessed vision optically , checking for refractive errors .

معاینه چشم بینایی را به صورت نوری ارزیابی کرد، و خطاهای انکساری را بررسی نمود.

nasally [قید]
اجرا کردن

از طریق بینی

Ex: The comedian imitated the character 's voice nasally for comedic effect .

کمدین صدای شخصیت را بینی تقلید کرد تا اثر کمدی ایجاد کند.

facially [قید]
اجرا کردن

صورتی

Ex: The massage technique was applied facially , addressing tension in the facial muscles .

تکنیک ماساژ به صورت اعمال شد، تا تنش در عضلات صورت را برطرف کند.

psychically [قید]
اجرا کردن

از نظر روانی

Ex: The paranormal investigator claimed to sense energies psychically in haunted locations .

محقق پارانرمال ادعا کرد که انرژی‌ها را به صورت روانی در مکان‌های تسخیر شده حس می‌کند.

اجرا کردن

درمانی

Ex: The herbs were used therapeutically in traditional medicine to promote health .

گیاهان به صورت درمانی در پزشکی سنتی برای ارتقای سلامت استفاده می‌شدند.

اجرا کردن

از لحاظ روانی

Ex: The stressors at work impacted him psychologically , affecting his overall mental health .

عوامل استرس‌زا در محل کار بر او از نظر روانی تأثیر گذاشت و سلامت روان کلی او را تحت تأثیر قرار داد.

mentally [قید]
اجرا کردن

از نظر روانی

Ex: The training program was designed to stimulate participants mentally , enhancing cognitive abilities .

برنامه آموزشی برای تحریک شرکت‌کنندگان ذهنی طراحی شده بود، که توانایی‌های شناختی را افزایش می‌دهد.

اجرا کردن

از نظر فکری

Ex: The puzzle game stimulates players intellectually , encouraging problem-solving .

بازی پازل بازیکنان را از نظر فکری تحریک می‌کند و حل مسئله را تشویق می‌کند.

cognitively [قید]
اجرا کردن

شناختی

Ex: The scientific experiment tested participants cognitively , measuring memory and attention .

آزمایش علمی شرکت‌کنندگان را شناختی آزمایش کرد، حافظه و توجه را اندازه‌گیری کرد.

اجرا کردن

عصبی

Ex: The research study investigates neurologically based disorders , such as epilepsy .

مطالعه تحقیقاتی اختلالات با منشأ عصبی، مانند صرع را بررسی می‌کند.

اجرا کردن

به طور غریزی

Ex: Instinctually , humans have a natural aversion to certain unpleasant smells .

به طور غریزی، انسان‌ها نسبت به برخی بوهای ناخوشایند طبیعی بی‌زار هستند.