واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - نظرات

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به نظرات را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
to denounce [فعل]
اجرا کردن

محکوم کردن

Ex: The professor denounced plagiarism , emphasizing the importance of academic integrity .

استاد سرقت ادبی را محکوم کرد و بر اهمیت صداقت علمی تأکید نمود.

to deplore [فعل]
اجرا کردن

محکوم کردن

Ex: They deplored the lack of action in addressing climate change .

آنها محکوم کردند کمبود اقدام در مقابله با تغییرات آب و هوایی را.

to object [فعل]
اجرا کردن

مخالفت کردن

Ex: The environmentalists strongly objected to the government 's decision to allow drilling in the protected area .

محیط‌بانان به شدت به تصمیم دولت برای اجازه حفاری در منطقه حفاظت‌شده اعتراض کردند.

to reproach [فعل]
اجرا کردن

انتقاد کردن

Ex: He reproached himself for not taking the necessary precautions , leading to the project 's failure .

او خود را به خاطر عدم رعایت اقدامات احتیاطی لازم سرزنش کرد که منجر به شکست پروژه شد.

to dispute [فعل]
اجرا کردن

درباره چیزی بحث کردن

Ex: The parties involved disputed the terms of the agreement , leading to prolonged negotiations .

طرف‌های درگیر در مناقشه بر سر شرایط توافق بودند، که منجر به مذاکرات طولانی شد.

اجرا کردن

تحقیر کردن

Ex: Without proper evidence , it would be unfair to disparage someone 's character .

بدون شواهد مناسب، ناعادلانه است که شخصیت کسی را تحقیر کنیم.

to grumble [فعل]
اجرا کردن

غر زدن

Ex: They grumbled softly as they waited for their food .

آن‌ها در حالی که منتظر غذایشان بودند، آرام غر زدند.

to mutter [فعل]
اجرا کردن

غر زدن، زیر لب گفتن

Ex: The disgruntled passenger muttered about the delays during the entire journey .

مسافر ناراضی در طول سفر درباره تأخیرها زمزمه کرد.

to gripe [فعل]
اجرا کردن

شکایت کردن

Ex: They griped over the new rules all morning .

آنها تمام صبح در مورد قوانین جدید شکایت کردند.

to scold [فعل]
اجرا کردن

سرزنش کردن

Ex: If the mistake is repeated , the instructor would scold the trainee .

اگر اشتباه تکرار شود، مربی سرزنش می‌کند کارآموز را.

to whine [فعل]
اجرا کردن

ناله کردن

Ex: She tends to whine whenever she has to do chores around the house .

او تمایل دارد ناله کند هر زمان که مجبور به انجام کارهای خانه است.

to decry [فعل]
اجرا کردن

شدیداً مخالفت کردن

Ex: He was decrying the unfair treatment of workers during the demonstration .

او محکوم می‌کرد رفتار ناعادلانه با کارگران را در طول تظاهرات.

to rebuke [فعل]
اجرا کردن

شدیداً انتقاد کردن

Ex: Employees would understand better if the manager rebuked them privately .

کارکنان بهتر می‌فهمیدند اگر مدیر به صورت خصوصی آن‌ها را سرزنش می‌کرد.

to vilify [فعل]
اجرا کردن

بدنام کردن

Ex: If the information is leaked , some individuals would vilify the whistleblower .

اگر اطلاعات درز کند، برخی افراد افشاگر را بدنام خواهند کرد.

to censure [فعل]
اجرا کردن

سرزنش کردن

Ex: The board decided to censure the politician for violating the ethical code .

هیئت تصمیم گرفت سیاستمدار را به دلیل نقض قانون اخلاقی محکوم کند.

اجرا کردن

شدیداً انتقاد کردن

Ex: Team members would appreciate it if the leader privately reprimanded them for mistakes .

اعضای تیم قدردانی می‌کنند اگر رهبر آن‌ها را به خاطر اشتباهاتشان به صورت خصوصی توبیخ کند.

to badmouth [فعل]
اجرا کردن

بد صحبت کردن

Ex: If the decision is not in their favor , disgruntled employees might badmouth the management .

اگر تصمیم به نفع آنها نباشد، کارکنان ناراضی ممکن است بدگویی مدیریت کنند.

اجرا کردن

تعریف کردن

Ex: Guests at the party were quick to compliment the host on the delicious and beautifully presented meal .

مهمانان در مهمانی سریعاً میزبان را به خاطر غذای خوشمزه و زیبا تحسین کردند.

to uphold [فعل]
اجرا کردن

حفظ کردن

Ex: The company is upholding its reputation for quality and reliability .

شرکت در حال حفظ شهرت خود برای کیفیت و قابلیت اطمینان است.

to rejoice [فعل]
اجرا کردن

شاد بودن

Ex: If the team wins the championship , fans would rejoice in the streets .

اگر تیم قهرمانی را ببرد، هواداران در خیابان‌ها شادی خواهند کرد.

to reprove [فعل]
اجرا کردن

سرزنش کردن

Ex: The parent reproved the child for not completing household chores .

والدین به دلیل انجام ندادن کارهای خانه، کودک را سرزنش کردند.

to affirm [فعل]
اجرا کردن

تأیید کردن

Ex: The witness affirmed the accuracy of their account during the court proceedings .

شاهد در جریان دادرسی تأیید کرد که روایتش دقیق است.

to belittle [فعل]
اجرا کردن

تحقیر نمودن

Ex: The teacher belittled students who struggled with the material last semester .

معلم دانش‌آموزانی را که ترم گذشته با مطالب درسی دست و پنجه نرم می‌کردند تحقیر کرد.

to ridicule [فعل]
اجرا کردن

مسخره کردن

Ex: If the idea is rejected , some may ridicule the innovator .

اگر ایده رد شود، برخی ممکن است نوآور را مسخره کنند.

to validate [فعل]
اجرا کردن

اعتبار بخشیدن

Ex: If the experiment is conducted according to the protocol , it should validate the hypothesis .

اگر آزمایش طبق پروتکل انجام شود، باید فرضیه را تأیید کند.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی های فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها صداها بافت‌ها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات درگیر شدن در ارتباط کلامی
درک و یادگیری درک حواس فرماندهی و اعطای مجوزها پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن تغییر و شکل دادن خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری
تهیه غذا خوردن و نوشیدن Science Education
Research Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment چشم انداز و جغرافیا
Engineering Technology اینترنت و کامپیوتر تولید و صنعت
History Religion فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان
Arts Music فیلم و تئاتر Literature
Architecture Marketing Finance Management
Medicine بیماری و علائم Law انرژی و قدرت
Crime Punishment Government Politics
Measurement War احساسات مثبت احساسات منفی
سفر و گردشگری Migration غذا و نوشیدنی مواد
Pollution فجایع Weather حیوانات
قیدهای حالت قیدهای درجه قیدهای نظر و قطعیت قیدهای زمان و تکرار
قیدهای هدف و تأکید قیدهای پیوندی