حیوانات - صدای حیوانات

در اینجا شما نام صداهای حیوانات را به انگلیسی مانند "hoot"، "neigh" و "bark" یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حیوانات
to squeak [فعل]
اجرا کردن

جیرجیر کردن

Ex: The chalk squeaked on the blackboard as the teacher wrote .

گچ موقع نوشتن معلم روی تخته سیاه جیرجیر کرد.

to buzz [فعل]
اجرا کردن

وزوز کردن

Ex: The lawnmower is buzzing as the gardener trims the grass .

چمن‌زن وزوز می‌کند در حالی که باغبان چمن را کوتاه می‌کند.

to hum [فعل]
اجرا کردن

زمزمه کردن

Ex: The car engine hummed as it idled in the driveway .

موتور ماشین وزوز می‌کرد در حالی که در driveway در حال کار در حالت بی‌بار بود.

to moo [فعل]
اجرا کردن

ماما کردن

Ex: He listened as the cows mooed in response to the approaching tractor .

او گوش داد در حالی که گاوها در پاسخ به تراکتور نزدیک شونده ما می‌کردند.

to tweet [فعل]
اجرا کردن

جیک‌جیک کردن

Ex: Birds tweet to communicate with each other and establish territory .

پرندگان جیک جیک می‌کنند تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و قلمرو تعیین کنند.

to sing [فعل]
اجرا کردن

آواز خواندن (پرندگان)

Ex:

او دوست داشت با شنیدن آواز پرندگان بیرون پنجره اش از خواب بیدار شود.

to chirp [فعل]
اجرا کردن

جیک‌جیک کردن

Ex: The sparrows chirped outside the window , creating a soothing melody .

گنجشک‌ها بیرون پنجره جیک جیک می‌کردند، یک ملودی آرامش‌بخش ایجاد می‌کردند.

to hoot [فعل]
اجرا کردن

هوهو کردن (جغد)

Ex:

همانطور که از میان جنگل می‌گذشتیم، نعره یک جغد سکوت را شکست و به فضای مرموز افزود.

bleat [اسم]
اجرا کردن

*بع بع

Ex: She could hear the bleat of the sheep as she approached the pen .
to growl [فعل]
اجرا کردن

خرخر کردن (سگ)

Ex: As the wolf approached , it began to growl to establish its presence .

همان‌طور که گرگ نزدیک شد، شروع به غرغر کردن کرد تا حضور خود را اعلام کند.

to cackle [فعل]
اجرا کردن

*قدقد کردن

Ex:

وقتی او به انبار وارد شد، مرغ‌ها شروع به قدقد کردن کردند و هوا را پر از سر و صدا کردند.

to quack [فعل]
اجرا کردن

کواک‌کواک کردن (صدای اردک)

to roar [فعل]
اجرا کردن

غرش کردن (شیر و...)

Ex:

او می‌توانست خرس را در جنگل غریدن بشنود، یادآوری از حضور نزدیکش.

to howl [فعل]
اجرا کردن

زوزه کشیدن

Ex: When the fire engine passed by , the neighborhood dogs started to howl .

وقتی ماشین آتش‌نشانی رد شد، سگ‌های محله شروع به زوزه کشیدن کردند.

to purr [فعل]
اجرا کردن

خرخر کردن (گربه)

Ex: Despite the rainy weather outside , the cat lay on the couch , purring contentedly as she dozed off to sleep .

علیرغم هوای بارانی بیرون، گربه روی مبل دراز کشیده بود، با رضایت خرخر می‌کرد در حالی که به خواب می‌رفت.

to bark [فعل]
اجرا کردن

واق‌واق کردن

Ex: While we were in the garden , the dogs next door were barking incessantly .

در حالی که ما در باغ بودیم، سگ‌های همسایه بدون وقفه پارس می‌کردند.

to cluck [فعل]
اجرا کردن

قدقد کردن

Ex: gıdaklama

قدقد

to creak [فعل]
اجرا کردن

غژغژ کردن

Ex:

در سکوت شب، می‌توانستیم صدای جیرجیر صندلی راکینگ قدیمی را بشنویم که به جلو و عقب حرکت می‌کرد.

to snort [فعل]
اجرا کردن

خرناس کشیدن

Ex: The pig is currently snorting happily in the mud .

خوک در حال حاضر در گِل با خوشحالی خرناس می‌کشد.

to gobble [فعل]
اجرا کردن

*صدای بوقلمون درآوردن

Ex: As the holiday approached , the turkeys in the barnyard began to gobble .

همچنان که تعطیلات نزدیک می‌شد، بوقلمون‌های درون طویله شروع به قدقد کردن کردند.

to hiss [فعل]
اجرا کردن

هیس کردن

Ex: The steam from the pot continued to hiss as it cooked the vegetables .

بخار از قابلمه به هیس کردن ادامه داد در حالی که سبزیجات را می‌پخت.

to oink [فعل]
اجرا کردن

*صدای خوک درآوردن

to shriek [فعل]
اجرا کردن

جیغ زدن

Ex: The fans shrieked with joy when their team scored the winning goal .

هواداران با جیغ از شوق هنگامی که تیمشان گل پیروزی را به ثمر رساند.

to call [فعل]
اجرا کردن

تولید صدا کردن (پرندگان یا حیوانات)

Ex: The seagulls called to each other as they flew along the coast .

مرغ‌های دریایی در حالی که در امتداد ساحل پرواز می‌کردند یکدیگر را صدا می‌زدند.

to grunt [فعل]
اجرا کردن

خرخر کردن (مانند خوک)

Ex: The walrus grunted while basking on the icy shore .

گراز دریایی در حالی که در ساحل یخی آفتاب می‌گرفت خرخر کرد.

to click [فعل]
اجرا کردن

قدقد کردن

Ex: When I opened the chicken coop door , the hens started to click excitedly .

وقتی در مرغدانی را باز کردم، مرغ‌ها با هیجان شروع به قدقد کردن کردند.

to whimper [فعل]
اجرا کردن

ناله کردن

Ex:

کودک پس از خراشیدن زانویش روی پیاده‌رو شروع به ناله کردن کرد.

to squeal [فعل]
اجرا کردن

خرخر کردن

Ex:

او شنید که لاستیک‌ها جیغ می‌کشند در حالی که ماشین پیچ تندی می‌گرفت.

to screech [فعل]
اجرا کردن

صدای گوش‌خراش ایجاد کردن

Ex: The brakes screeched as the bus came to a sudden stop .

ترمزها جیغ کشید وقتی که اتوبوس ناگهان ایستاد.

to low [فعل]
اجرا کردن

ما ما کردن

Ex: From the barn , we could hear the cattle lowing in the early morning .

از انبار، می‌توانستیم صدای گاوها را که غرش می‌کردند در صبح زود بشنویم.

to pipe [فعل]
اجرا کردن

سوت زدن

Ex: The little girl piped a cheerful tune as she skipped down the path .

دختر کوچک با سوت زدن یک آهنگ شاد راه را پایین می‌پرید.

to whoop [فعل]
اجرا کردن

*از خوشحالی فریاد زدن

to gibber [فعل]
اجرا کردن

نامفهوم حرف زدن

Ex: The stressed-out student , overwhelmed with exams , started to gibber as they tried to express their frustrations .

دانشجوی تحت فشار، غرق در امتحانات، شروع به وراجی کرد در حالی که سعی می‌کرد ناامیدی‌هایش را بیان کند.

حیوانات
پستانداران عظیم‌الجثه سگ‌سانان گربه‌سانان نخستی‌سانان
شاخ‌درازان جوندگان کیسه‌داران و تک‌سوراخ‌سانان راسویان
پستانداران آبزی خرس‌ها و تنبل‌ها سایر پستانداران کوچک حیوانات اهلی
نژادهای سگ نژادهای گربه انواع سگ‌ها گاویان
نژادهای گوسفند و خوک اسب‌ها بچه‌های حیوانات صدای حیوانات
انواع حیوانات نر و ماده حیوانات اسامی جمع برای حیوانات خانه حیوانات
تولیدمثل حیوانات کالبدشناسی حیوانات (پستانداران) کالبدشناسی حیوانات (پرندگان) کالبدشناسی حیوانات (ماهی‌ها، حشرات وغیره)
پوشش حیوانات افعال مرتبط با حیوانات اسامی مرتبط با حیوانات صفات مرتبط با حیوانات
پرندگان بی‌پرواز سهره‌ها و سسک‌ها گنجشک‌سانان پرندگان شکاری
پرندگان کنارآبزی کبوتران و قمری‌ها پرندگان گرمسیری و عجیب ماهیان آب‌شیرین
ماهیان آب شور حیوانات دریایی صدف‌داران و نرم‌تنان مارها
سایر خزندگان دوزیستان کرم‌ها عنکبوتیان
زنبورها و مورچه‌ها مگس‌ها، پشه‌ها و پروانه‌ها پروانه‌ها و بیدها سوسک‌ها
ملخ‌ها و سنجاقک‌ها حشرات آفت و انگل رتبه تاکسونومیکی