تلو تلو خوردن
ماشین در پیچ لغزید، به سختی از برخورد با گاردريل اجتناب کرد.
در اینجا شما تمام کلمات اساسی برای صحبت در مورد حرکات را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
تلو تلو خوردن
ماشین در پیچ لغزید، به سختی از برخورد با گاردريل اجتناب کرد.
تلوتلو خوردن
ژله روی بشقاب با هر حرکت تکان میخورد، تقریباً در حال لغزیدن بود.
در مسیری پرپیچوتاب حرکت کردن
جویبار به آرامی از میان چمنزار میپیچد، و پسزمینهای آرامشبخش برای طبیعت اطراف فراهم میکند.
آرام دویدن
بازیکن فوتبال در سراسر زمین تاخت، قبل از بازی گرم میکرد.
با ریتم خاصی راه رفتن
در طول رقص قبیلهای، شرکتکنندگان به روشی آیینی پا میکوبیدند تا با زمین ارتباط برقرار کنند.
تند دویدن
در تلاش برای رسیدن به آخرین قطار، مسافران به سرعت در طول سکوی شلوغ حرکت کردند.
کله معلق زدن
خوشحال از خبر، او با انجام یک وارو از دفتر خارج شد، هیجانزده از ترفیع غیرمنتظره.
خزیدن
احساس قلقلک داشتن، کودک نمیتوانست جلوی خنده و لول خوردن خود را بگیرد وقتی دوستش به پهلویش ضربه زد.
پشتک زدن
پر از اشتیاق، بچهها در کلاس ژیمناستیک وارو زدند و غلتیدند.
جهیدن
خاطرات دوران کودکی او در ذهنش پرواز میکنند مانند سایههای گذرا.
سریع رقصیدن
در حالی که موسیقی پرجنب و جوش در خیابان طنین انداز بود، مردم از همه سنین برای رقصیدن و شادی در این مناسبت شاد پیوستند.
با عجله دویدن
خرگوش به داخل بوتهها پرید وقتی حضور یک شکارچی را احساس کرد.
کشیدن (چیزی سنگین)
کشاورز کیسههای سیبزمینی را از میان مزرعه گلی به انبار کشید.
خزیدن
مارمولک به مهارت روی سنگها خزید و به طور بیعیب و نقصی با محیط اطرافش ترکیب شد.
حول یک محور چرخیدن
سیارههای منظومه شمسی ما به دور خورشید در مدارهای بیضوی میچرخند.
از یک سطح بالا رفتن
سنجاب چابک به راحتی بر تنه بلند درخت بالا رفت تا به غذاخوری پرندگان دسترسی پیدا کند.
نامنظم و غیرقابل کنترل حرکت کردن
پرچم قدیمی، فرسوده توسط عناصر، در نسیم تکان میخورد، لبههای آن پاره و دریده شده بود.
ناگهانی حرکت کردن
سگ، که از آتشبازی ترسیده بود، از حیاط خلوت به سرعت فرار کرد و به خیابان رفت.
ناگهان افتادن
قورباغه به داخل برکه پرید، و لحظهای بعد، صدای پلپ آن در آب شنیده شد.
سریع حرکت کردن
در حالی که موتورسیکلت از میان ترافیک با سرعت میگذشت، ردّی از سرعت را پشت سر خود باقی میگذاشت.
بسیار سریع حرکت کردن
مرغ مگس خوار از میان باغ با سرعت می گذرد، لحظه ای بر هر گل مکث می کند.
مثل اردک راه رفتن
جوجه اردکها تلوتلو خوران پشت سر مادرشان راه افتادند در حالی که او آنها را به برکه برای اولین شنا میبرد.