آموزش - منابع آموزشی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به منابع آموزشی مانند "کتاب"، "دایره المعارف" و "مجموعه متون" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
آموزش
book [اسم]
اجرا کردن

کتاب

Ex: She placed the book on the shelf and admired its colorful cover .

او کتاب را روی قفسه گذاشت و جلد رنگارنگ آن را تحسین کرد.

text [اسم]
اجرا کردن

کتاب درسی

Ex: The English text featured literary works and grammar exercises to improve language skills .

متن انگلیسی شامل آثار ادبی و تمرین‌های دستور زبان برای بهبود مهارت‌های زبانی بود.

textbook [اسم]
اجرا کردن

کتاب درسی

Ex: He used his textbook to prepare for the upcoming exams .

او از کتاب درسی خود برای آماده شدن برای امتحانات آینده استفاده کرد.

اجرا کردن

کتاب مرجع

Ex: As a student , I always keep a grammar guide handy as a reference book to help me with writing assignments .

به عنوان یک دانشجو، همیشه یک راهنمای گرامر را به عنوان کتاب مرجع در دسترس دارم تا در تکالیف نوشتن به من کمک کند.

schoolbook [اسم]
اجرا کردن

کتاب درسی

Ex: The science teacher recommended a specific schoolbook for understanding basic principles of physics .

معلم علوم یک کتاب درسی خاص را برای درک اصول اولیه فیزیک توصیه کرد.

reference [اسم]
اجرا کردن

مرجع

Ex: The reference is located on the top shelf .

منبع در قفسه بالا قرار دارد.

coursebook [اسم]
اجرا کردن

کتاب درسی

Ex: The coursebook for the mathematics course follows the curriculum standards and includes problem sets , examples , and explanations to support student learning and mastery of mathematical concepts .

کتاب درسی برای دوره ریاضیات از استانداردهای برنامه درسی پیروی می‌کند و شامل مجموعه‌های مسئله، مثال‌ها و توضیحاتی برای حمایت از یادگیری دانش‌آموزان و تسلط بر مفاهیم ریاضی است.

casebook [اسم]
اجرا کردن

مجموعه پرونده‌های قضایی (منبع درسی حقوق)

Ex: The judge consulted the casebook to analyze similar rulings in previous cases .

قاضی برای تحلیل احکام مشابه در پرونده‌های قبلی با کتاب مجموعه آراء قضایی مشورت کرد.

wordbook [اسم]
اجرا کردن

فرهنگ لغت

Ex: A pocket-sized wordbook is convenient for quick reference while reading or writing .

یک واژه‌نامه جیبی برای مراجعه سریع هنگام خواندن یا نوشتن مناسب است.

dictionary [اسم]
اجرا کردن

واژه‌نامه

Ex: The online dictionary provides pronunciation guides for difficult words .

فرهنگ لغت آنلاین راهنمای تلفظ برای کلمات دشوار ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

دانش‌نامه

Ex: For her school project , she consulted several volumes of the encyclopedia to gather relevant information .

برای پروژه مدرسه‌اش، او چندین جلد از دایرةالمعارف را برای جمع‌آوری اطلاعات مرتبط مشورت کرد.

anthology [اسم]
اجرا کردن

مجموعه

Ex: The anthology of essays provided insightful perspectives on contemporary issues .

گلچین مقاله‌ها دیدگاه‌های بینشی در مورد مسائل معاصر ارائه داد.

corpus [اسم]
اجرا کردن

مجموعه

Ex: The psychologist analyzed a corpus of case studies and research papers to identify common patterns and trends in the diagnosis and treatment of mental health disorders .

روانشناس یک مجموعه از مطالعات موردی و مقالات تحقیقاتی را تجزیه و تحلیل کرد تا الگوها و روندهای مشترک در تشخیص و درمان اختلالات سلامت روان را شناسایی کند.

treatise [اسم]
اجرا کردن

رساله

Ex: The professor published a treatise exploring the history and evolution of democracy .

استاد یک رساله منتشر کرد که تاریخ و تکامل دموکراسی را بررسی می‌کند.

primer [اسم]
اجرا کردن

کتاب اصول اولیه

monograph [اسم]
اجرا کردن

تک‌نگاشت

Ex: The scholar spent years researching and writing her monograph on medieval literature , delving into previously unexplored aspects of the subject .

محقق سال‌ها صرف تحقیق و نوشتن تک‌نوشته خود درباره ادبیات قرون وسطی کرد، و به جنبه‌های پیش‌تر ناکاویده موضوع پرداخت.

syllabus [اسم]
اجرا کردن

برنامه درسی

Ex: She reviewed the syllabus for the Economics course to understand the grading policy and course requirements .

او سرفصل درس اقتصاد را مرور کرد تا سیاست نمره‌دهی و الزامات دوره را درک کند.

catalog [اسم]
اجرا کردن

کاتالوگ

Ex: The online catalog allows users to search for courses by subject , instructor , or schedule , making it easier to find and enroll in classes .

کاتالوگ آنلاین به کاربران اجازه می‌دهد تا دوره‌ها را بر اساس موضوع، مربی یا برنامه جستجو کنند، که این امر یافتن و ثبت‌نام در کلاس‌ها را آسان‌تر می‌کند.

اجرا کردن

فهرست خواندن

Ex: A personal reading list created by an individual might encompass diverse genres such as science fiction , memoirs , and historical fiction .

یک فهرست خواندن شخصی که توسط یک فرد ایجاد شده است ممکن است شامل ژانرهای متنوعی مانند علمی تخیلی، خاطرات و داستان تاریخی باشد.

article [اسم]
اجرا کردن

مقاله

Ex: The newspaper published an article about the local community event .

روزنامه یک مقاله درباره رویداد محلی جامعه منتشر کرد.

journal [اسم]
اجرا کردن

نشریه

Ex: The business journal reported on the recent changes in market trends .

مجله تجاری در مورد تغییرات اخیر در روندهای بازار گزارش داد.

e-book [اسم]
اجرا کردن

کتاب الکترونیک

Ex:

کتاب‌های الکترونیکی اغلب ارزان‌تر از نسخه‌های فیزیکی کتاب‌ها هستند.

lesson [اسم]
اجرا کردن

درس

Ex: The textbook has a vocabulary lesson with new words to learn .

کتاب درسی یک درس واژگان با کلمات جدید برای یادگیری دارد.

tutorial [اسم]
اجرا کردن

کلاس خصوصی

Ex: The university offers tutorials in statistics to help students prepare for exams and understand complex data analysis .

دانشگاه آموزش‌های آماری ارائه می‌دهد تا به دانشجویان در آماده‌سازی برای امتحانات و درک تحلیل پیچیده داده‌ها کمک کند.

workbook [اسم]
اجرا کردن

کتاب کار

Ex: Each chapter in the workbook is designed to reinforce the lessons from the main textbook .
handout [اسم]
اجرا کردن

جزوه

Ex: The handout included a summary of the session ’s main points .

جزوه شامل خلاصه‌ای از نکات اصلی جلسه بود.

اجرا کردن

یادداشت‌های سخنرانی

Ex: The student forgot to bring their lecture notes to the study session , so they relied on a classmate 's notes instead .

دانشجو فراموش کرد که یادداشت‌های سخنرانی خود را به جلسه مطالعه بیاورد، بنابراین به جای آن به یادداشت‌های همکلاسی خود تکیه کرد.

worksheet [اسم]
اجرا کردن

ورقه تمرین

Ex: As part of the history unit on World War II , students were given a worksheet to fill in key dates and events .

به عنوان بخشی از واحد تاریخ درباره جنگ جهانی دوم، به دانش‌آموزان یک ورقه تمرین داده شد تا تاریخ‌ها و رویدادهای کلیدی را پر کنند.

flashcard [اسم]
اجرا کردن

فلش کارت

Ex: The teacher distributed flashcards to help students learn multiplication tables .

معلم فلش کارت‌ها را توزیع کرد تا به دانش‌آموزان در یادگیری جدول ضرب کمک کند.

lesson plan [اسم]
اجرا کردن

طرح درس

Ex: After each lesson , the teacher reflects on the effectiveness of the lesson plan , making adjustments based on student feedback and assessment data .

پس از هر درس، معلم در مورد اثربخشی طرح درس تأمل می‌کند و بر اساس بازخورد دانش‌آموزان و داده‌های ارزیابی، تنظیماتی انجام می‌دهد.