تسریع کردن
استعفای ناگهانی اعضای کلیدی تیم ممکن است تسریع در فروپاشی زمانبندی پروژه شود.
Here you will learn some English words related to causality and intentionality, such as "impulse", "elicit", "bane", etc. that you will need to ace your SATs.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
تسریع کردن
استعفای ناگهانی اعضای کلیدی تیم ممکن است تسریع در فروپاشی زمانبندی پروژه شود.
کاتالیز کردن
یک گفتگوی به موقع میتواند تسریع کننده تغییر در دیدگاه باشد، که منجر به رشد شخصی و خودشناسی میشود.
موجب شدن
انتشار مقاله تحقیقاتی پیشگامانه، موجب افزایش علاقه از سوی جامعه علمی شد.
فراخوانی کردن
به نظر میرسید کلماتش خشم را فراخوانی میکنند، چون مردم احساس حمله شخصی میکردند.
اساس چیزی بودن
اصول انصاف زیربنای تغییرات جدید سیاستی هستند.
ایجاد کردن
عدم وجود اقدامات ایمنی مناسب در محل ساخت و ساز ایجاد خطر بالقوه برای کارگران میکند.
اعمال کردن
لابیگرها سخت کار کردند تا بر قانونگذاران فشار وارد کنند.
برانگیختن (احساسات)
سوالات مصاحبه عمیق روزنامه نگار برای برانگیختن پاسخهای صادقانه از مصاحبه شونده طراحی شده بود.
نشأت گرفتن
تخریب محیط زیست در این منطقه ناشی از روشهای ناپایدار قطع درختان و جنگلزدایی است.
متحمل شدن
اگر به درستی نگهداری نشود، خودرو متحمل هزینههای تعمیر افزایش یافته میشود.
به حرکت درآوردن
عطر قهوه تازه صبح را زنده کرد و روحیه همه را بالا برد.
رهبری کردن
رهبر دوراندیش پیشگام توسعه فناوریهای انقلابی شد.
نیاز داشتن
تغییر سیاست مستلزم آموزش مجدد کارکنان برای رعایت مقررات جدید شد.
تحریک کردن
سخنان پرشور او داوطلبان را به اقدام فوری تحریک کرد.
علیت
مستند به بررسی علت و معلولی پشت فاجعه زیست محیطی پرداخت.
محرک
تقویت مثبت میتواند یک محرک قدرتمند برای شکلدهی به رفتارهای مطلوب در کودکان و حیوانات باشد.
بنیاد
موفقیت شرکت بر روی یک بنیان مالی محکم و برنامهریزی استراتژیک ساخته شد.
پیشفرض
اگر فرضیه اولیه درباره اثربخشی سیاست نادرست ثابت شود، استدلال او از هم میپاشد.
نتیجه
سیاستهای آموزشی اجرا شده در دهه گذشته نتیجه عمیقی بر عملکرد دانشآموزان داشته است.
پایهای
با ترویج آموزش پایه، آنها قصد داشتند تأثیری بلندمدت بر نرخ سواد داشته باشند.
نشانگر
نمرات بالای آزمون او نشانگر توانایی علمی او بود.
موجب
ارتباط باز بین اعضای تیم موجب همکاری میشود.
ناخواسته
بهروزرسانی نرمافزار منجر به خطاهای ناخواسته و خرابی سیستم شد.
بی اختیار
کودک پس از صدای بلند به طور غیرارادی فریاد زد.
عمداً
آنها عمداً جلسه را به تأخیر انداختند تا زمان بیشتری بخرند.
بهصورت ناخواسته
من به طور ناخواسته یک ایمیل مهم را پاک کرده بودم.
بیدرنگ
من با کمال میل صندلی ام را به مرد مسن تقدیم کردم.
ناخواسته
من ناخواسته فایل را هنگام تمیز کردن دسکتاپ حذف کردم.
بیفکری
بدون فکر, او نامه را به کناری پرتاب کرد، از اهمیت آن بیخبر بود.
عمداً
آنها عمداً پروژه را به تأخیر انداختند تا زمان بیشتری بخرند.
عمدا
کودک عمداً از والدینش نافرمانی کرد، صبر آنها را آزمایش کرد.
وسوسه
انگیزه او صحبت کردن بود، اما برای جلوگیری از درگیری خودداری کرد.
اراده
توانایی رای دادن، تمرین اراده فرد در یک جامعه دموکراتیک است.
بیمیل
علیرغم استعدادش، او به دلیل ترس از صحنه میل نداشت در مقابل تماشاگران اجرا کند.
هدفمند
با برنامهریزی هدفمند، آنها رویداد را برای اطمینان از موفقیت آن سازماندهی کردند.
خودجوش
خنده خودانگیخته او اتاق را پر کرد، همه را با ناگهانی بودن و شادی اش متعجب ساخت.
بی معنی
خشونت بیمعنی نشان داده شده نسبت به حیوانات توسط بسیاری محکوم شد.