قابل توجه
این رویداد مخاطبان قابل توجهی را به خود جذب کرد و استادیوم را تا آخرین ظرفیت پر کرد.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اهمیت، مانند "اساسی"، "بی اهمیت"، "ضروری" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
قابل توجه
این رویداد مخاطبان قابل توجهی را به خود جذب کرد و استادیوم را تا آخرین ظرفیت پر کرد.
برجسته
نقاشی نمایش داده شده در گالری اثر یک هنرمند برجسته قرن بیستم بود.
برجسته
هنرمند از رنگهای جسورانه به صورت استراتژیک استفاده کرد تا ویژگیهای برجسته نقاشی را برجسته کند و توجه بینندگان را جلب کند.
بهترین
علت اصلی تغییرات آب و هوایی فعالیت انسان، به ویژه سوزاندن سوختهای فسیلی است.
سرنوشتساز
اختراع اینترنت یک پیشرفت مهم در فناوری بود.
بنیادی
دانشمند بر اهمیت اساسی آزمایشهای سختگیرانه در تحقیقات تجربی تأکید کرد.
اساسی
همکاری بین اعضای تیم برای دستیابی به اهداف پروژه ضروری است.
قابل توجه
دانشمند پیشرفت قابل توجهی در درک مکانیسم بیماری داشت.
اساسی
در فرآیند مذاکره، یافتن زمینه مشترک در مورد مسائل کلیدی برای رسیدن به یک توافق موفق و متقابل حیاتی است.
حیاتی
کشف داروی جدید برای درمان بیماری پیامدهای مهمی داشت.
ضروری
اکسیژن برای زندگی انسان ضروری است.
اصلی
دلیل اصلی موفقیت او، وفاداری بیچون و چرای او به حرفهاش است.
اساسی
درک ریاضیات پایه اساسی است برای حل مسائل پیچیدهتر.
قابل توجه
مشارکتهای او در جامعه قابل توجه بود و بسیار مورد تقدیر قرار گرفت.
اصلی
هدف اصلی این ابتکار کاهش انتشار کربن است.
حیاتی
آبرسانی کافی برای حفظ سلامت کلی حیاتی است.
بیش از حد ارزش گذاری شده
بسیاری از مردم معتقدند که فیلم محبوب بیش از حد ارزشیابی شده است، زیرا آن را قابل پیشبینی و فاقد محتوا یافتند.
جدی و مهم
جلسه توجیهی امنیتی، تهدید جدی ناشی از سازمان تروریستی را منتقل کرد که منجر به افزایش اقدامات امنیتی شد.
اصلی
نگرانیهای محیط زیستی در بحثها اصلی هستند، علیرغم سایر عوامل اقتصادی.
ارزشمند
توصیه او در کمک به من برای گرفتن تصمیم درست بیقیمت بود.
لازم
برآورده کردن استانداردهای ایمنی لازم در صنعت تولید بسیار مهم است.
برجسته
کارگردان یک بازیگر سرشناس را برای نقش اصلی انتخاب کرد تا موفقیت فیلم را تضمین کند.
ذاتی
کنجکاوی ذاتی کودک آنها را به کاوش و یادگیری درباره جهان اطرافشان هدایت کرد.
تأثیرگذار
کار هنرمند تأثیرگذار مفاهیم سنتی زیبایی را به چالش کشید.
کوچک و ناچیز
تأثیر تغییرات پیشنهادی بر بهرهوری نسبی بود.
بیهوده
تلاشهای آنها برای تعمیر ماشینآلات قدیمی بیفایده بود، زیرا دیگر قابل تعمیر نبود.
بیربط
جزئیات درباره زندگی شخصی او بیربط به شهرت حرفهای اوست.
فرعی
مسائل حاشیهای، هرچند جالب بودند، موضوعات اصلی مورد بحث در کنفرانس نبودند.
تابع
دولت محلی تا حد زیادی تابع مقامات فدرال در مسائل امنیت ملی بود.
بیاهمیت
مقدار شکر در نوشابه رژیمی ناچیز است، که آن را به انتخابی محبوب برای کسانی که مراقب مصرف شکر خود هستند تبدیل میکند.
ناچیز
جلسه به دلیل مسائل بیاهمیت که میتوانست به سرعت حل شود، به تأخیر افتاد.
زائد
نرمافزار منسوخ زائد در نظر گرفته شد و با نسخهای جدیدتر جایگزین شد.
فوریت
فوریت یافتن درمان برای بیماری، محققان را به کار بی وقفه واداشت.
اولویت
وضعیت سلامتی او نیاز به توجه پزشکی داشت که بر سایر مسئولیتهایش اولویت داشت.
کمبود (منابع مالی و غیره)
شهر به دلیل افزایش سریع جمعیت با کمبود مسکن مواجه شد.
ضروری
به عنوان یک رهبر، پرورش یک فرهنگ کاری مثبت یک ضرورت برای رضایت کارکنان است.
اساس
ارتباط صادقانه سنگ بنای کار تیمی موثر است.
اغراق کردن
برای تبلیغکنندگان حیاتی است که مزایای یک محصول را اغراق نکنند تا اعتماد مصرفکننده حفظ شود.
برجسته کردن
مستند برجسته میکند صداهای جوامع حاشیهنشین را، به آنها یک سکو برای به اشتراک گذاشتن تجربیاتشان میدهد.
اولویتبندی کردن
ما در استراتژی کسبوکار خود رضایت مشتری را در اولویت قرار میدهیم.
سنگینتر بودن از
در مذاکرات، یافتن زمینه مشترک برای اطمینان از اینکه منافع هیچ طرفی برتر از دیگران نباشد، ضروری است.
دست کم گرفتن
او توانایی او را برای وفق دادن خود با موقعیتهای جدید و پیشرفت در محیطهای ناآشنا دست کم گرفت.
کم اهمیت جلوه دادن
سخنگو در حال کم اهمیت جلوه دادن پیامدهای حادثه اخیر است.
اهمیت کمتری داشتن
مشارکتهای او در پروژه در مقایسه با ایدههای انقلابی همکارش کمرنگ به نظر میرسید.
اغراق کردن
ماهیگیر نتوانست از اغراق در اندازه ماهی که صید کرده بود خودداری کند و یک صید معمولی را به داستانی حماسی تبدیل کرد.
تأکید کردن
مربی تأکید کرد بر نیاز به کار تیمی برای دستیابی به موفقیت در زمین.
ارزش قائل شدن
دوستان تمایل دارند که تجربیات مشترک و لحظات خنده را با هم گرامی دارند.
زیاد تاکید کردن
رسانهها تمایل دارند که بیش از حد تأکید کنند بر رسواییهای افراد مشهور در حالی که مسائل اجتماعی فوریتر را نادیده میگیرند.
به طور بارز
اطلاعیهای درباره جلسه به صورت برجسته روی تابلو اعلانات نصب شده بود.
به صورت امری
دستورات کاپیتان به صورت امری تحویل داده شد، که اجرای سریع و دقیق توسط خدمه را تضمین میکرد.