Cambridge IELTS 19 - آکادمیک - آزمون 4 - شنیداری - بخش 2 (1)
در اینجا میتوانید واژگان آزمون 4 - شنیداری - بخش 2 (1) در کتاب دورهای Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آمادهسازی برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a group of individuals who come together based on shared interests, hobbies, activities, or objectives

باشگاه, انجمن
او به یک کلوب عکاسی پیوست تا مهارتهایش را بهبود بخشد.
to make a new interest or hobby a regular part of one's life

شروع کردن (انجام یا یادگیری کاری را), آغاز کردن
ما باید برای سبک زندگی سالمتر یک روال تناسب اندام را در پیش بگیریم.
a set of planned actions or steps to be followed in order to achieve specific goals or complete a task

برنامهریزی
to become more powerful, intense, or larger in quantity

گسترش یافتن, افزایش یافتن
اعتماد به نفس تمایل به افزایش دارد وقتی که به اهداف کوچک دست مییابید.
to participate in something, such as an event or activity

شرکت کردن
to understand something such as an explanation, story, or the meaning of something

متوجه شدن, فهمیدن
متأسفم، من متوجه نمیشوم چه میگویید. میتوانید دوباره توضیح دهید؟
to encourage or influence someone, or oneself, to work harder

انگیزه دادن, تشویق کردن
او تمایل دارد که کارمندانش را کمی بیش از حد تحت فشار بگذارد.
to have an illness or disease

مبتلا شدن, رنج بردن، بیمار شدن
مرد مسن از آرتریت رنج میبرد، و انجام کارهای سادهای مانند بستن بند کفشهایش برایش روز به روز سختتر میشد.
a medical problem, such as a disorder, illness, etc.

بیماری, عارضه، وضعیت
پزشک او را با یک شرایط نادر تشخیص داد که بر تحرک او تأثیر میگذارد.
a disease that causes shortness of breath and difficulty in breathing

آسم (پزشکی), نفستنگی
علائم آسم شامل خس خس سینه، سرفه، تنگی قفسه سینه و تنگی نفس میشود.
to design something for a particular audience or market

هدف قرار دادن, معطوف به
طنز فیلم مختص مخاطب بالغ است، با اشارههای ظریف و زیرکی.
a standard level that is considered to be ordinary or usual

میزان متوسط
هزینههای ماهانه آنها کمی بالاتر از میانگین بود.
the state of being in good physical condition, typically as a result of regular exercise and proper nutrition

تناسب اندام, تندرستی
دستیابی به تناسب اندام نیازمند رژیم غذایی متعادل و ورزش منظم است.
related to or involving only one certain thing

مختص
او یک درخواست خاص برای کتاب با جلد آبی کرد.
being connected either logically or causally or by shared characteristics

مرتبط با, مربوط به
(usually plural) a set of things that allow someone to achieve their goal or live comfortably

ضروریات, مایحتاج
در یک کیت بقا، آب، کبریت و جعبه کمکهای اولیه به عنوان نیازهای ضروری در نظر گرفته میشوند.
a small, unspecified number of things or people, usually two or a few

چند, دو سه تا
معلم چند مثال داد تا درس را روشن کند.
a helpful suggestion or a piece of advice

نکته, راهنمایی، نصیحت
(of a person) lacking training or experience in a particular field or activity

جدید, بیتجربه
به عنوان یک تازهکار در نقاشی، او ساعات زیادی را صرف تمرین تکنیکهای پایه کرد.
physically feeling relaxed and not feeling pain, stress, fear, etc.

راحت, آسوده
او در ننو راحت به نظر میرسید، از نسیم ملایم لذت میبرد.
to measure how long an event, action, or someone performing an action takes

زمان سنجی کردن, اندازه گیری زمان
آنها دویدن خود را زمانگیری کردند تا ببینند آیا میتوانند رکورد قبلی خود را بشکنند.
to distract someone's attention or thoughts away from something, typically something stressful, worrisome, or unpleasant

حواس کسی را از چیزی پرت کردن, فکر کسی را از چیزی دور کردن
دیدن یک کمدی کمک کرد حواسش از خبر بد پرت شود.
a recurring sequence or interval in the timing of events or actions

ریتم, ضرب
کار او از یک ریتم فعالیت شدید و استراحت پیروی میکند.
having a strong desire to win or succeed

رقابتی, جاه طلب
طبیعت رقابتی او باعث شد تا در تحصیلات عالی برتری یابد، همیشه در تلاش برای کسب بالاترین نمرات باشد.
only a short time ago

اخیراً, بهتازگی
خورشید همین الان از پشت ابرها بیرون آمد.
following the same course of action or behavior over time

مستمر, متداوم
برنامه تمرینی پیوسته ورزشکار منجر به بهبودهای قابل توجهی در عملکرد شد.
many times or habitually

به طور منظم, غالباً
او به طور منظم در پناهگاه حیوانات داوطلب میشود.
to postpone an appointment or arrangement

به تعویق انداختن, عقب انداختن
او به دلیل تعهدات شخصی، قرار را به هفته آینده موکول کرد.
to be without or to not have enough of something that is needed or desirable

کم داشتن, نداشتن، کمبود داشتن
عملکرد تیم آسیب دید زیرا آنها فاقد هماهنگی و ارتباط بودند.
to surpass someone or something in development, achievement, or advancement

پشت سر گذاشتن, سبقت گرفتن
ورزشکار جوان همتیمیهایش را در طول مسابقه پشت سر گذاشت، که نشاندهنده سرعت و استقامت استثنایی او بود.
having a pleasing or agreeable nature

رضایتبخش
بازدید آنها یک حواسپرتی خوشایند از روال روزمره بود.
to go someplace with another person

همراهی کردن
تیم برای ناهار بیرون میرود. چرا با ما نمیآیی و به ما نمیپیوندی؟
to have no desire or intention to return to past circumstances

بیحسرت ادامه دادن, دیگر دلش پیش گذشته نبودن
آن کارِ سمی را رها کرد و حتی یک لحظه هم پشیمان نشد.
someone who feels active, alert, and works best early in the day

فرد صبحگاهی, سحرخیز
او یک فرد صبحگاهی است که دوست دارد روزش را با طلوع آفتاب شروع کند.
