فهرست واژگان سطح B1 - فیلم و سینما
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره فیلم و تئاتر، مانند "فیلم اکشن"، "منتقد"، "انیمیشن" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a movie with many exciting scenes involving fights, chases, and explosions

فیلم اکشن, فیلم هیجانی
طرفداران فیلمهای اکشن مشتاقانه منتظر انتشار قسمت بعدی فرنچایز مورد علاقه خود هستند.
a movie in which animated characters move

کارتون, انیمیشن
آخرین انیمیشن استودیو به دلیل تصاویر خیرهکننده و داستانسرایی دلنشین مورد تحسین منتقدان قرار گرفت.
a meeting during which actors, singers, or dancers show their skills and abilities in front of casting directors, producers, or other decision-makers to be considered for a role in a production

آزمون عملی (خوانندگی، بازیگری و غیره), ، هنرآزمایی
صدها امیدوار در خارج از تئاتر صف کشیدند و منتظر فرصت خود برای آزمون بازیگری برای نقش اصلی بودند.
the place where tickets for admission to an event are sold

گیشه, باکس آفیس
او بلیطهای کنسرت را در دفتر فروش بلیط خرید.
all the actors and actresses in a movie, play, etc.

بازیگران, هنرپیشگان
کارگردان بازیگران را در طول کنفرانس مطبوعاتی معرفی کرد.
a well-known and highly respected piece of writing, music, or movie that is considered valuable and of high quality

اثر کلاسیک
بسیاری از دانشآموزان کلاسیکهای شکسپیر را در مدرسه مطالعه میکنند.
someone who evaluates and provides opinions or judgments about various forms of art, literature, performances, or other creative works

منتقد
به عنوان یک منتقد موسیقی، او اغلب در کنسرتها شرکت میکند و نقدهایی مینویسد که نقاط قوت و ضعف اجراهای مختلف موسیقی را مورد بحث قرار میدهد.
the process or action of evaluating and giving personal reviews of a work of art

نقد
سیاستمدار انتقادات از سیاستهای خود را نادیده گرفت و اصرار کرد که در جهت منافع کشور عمل میکند.
to give instructions to actors and organize the scenes or flow of a movie, play, etc.

کارگردانی کردن
او از کارگردانی نمایشهای مدرسه لذت میبرد زیرا فرصت کار نزدیک با بازیگران جوان و کمک به بهبود آنها را دارد.
related to acting, plays, or the theater

نمایشی, مربوط به نمایش
علاقه او به ادبیات دراماتیک او را به تحصیل تئاتر کشاند.
to choose and arrange the parts that are crucial to the story of a movie, show, etc. and cut out unnecessary ones

تدوین کردن
تهیهکننده تلویزیونی یک متخصص را برای تدوین قسمت پایلوت استخدام کرد.
the person who is in charge of arranging or removing the scenes of a movie, show, etc.

تدوینگر, تدوینکننده
ویرایشگر به دقت صحنهها را برید و دوباره چید تا سرعت فیلم را بهبود بخشد.
providing amusement, often through humor, drama, or skillful performance

سرگرمکننده
حقههای سرگرمکننده جادوگر هم کودکان و هم بزرگسالان را به حیرت انداخت.
an event during which a wide range of new movies from different countries are shown to the public

جشنواره فیلم
جشنوارههای فیلم محلی، بستری برای فیلمسازان مستقل فراهم میکنند تا آثار خود را به مخاطبان گستردهتری نشان دهند.
a style of art, music, literature, film, etc. that has its own special features

ژانر, گونه
باله یک سبک کلاسیک از رقص است که بر زیبایی و تکنیک تأکید دارد.
to provide money for and be in charge of the making of a movie, play, etc.

تولید کردن (فیلم، نمایشنامه و ...), تهیهکنندگی کردن
این ویدئو توسط فیلمساز نیل کمپبل تولید و کارگردانی شد.
a dramatic genre characterized by exaggerated emotions, intense conflicts, etc., often trying to create strong emotional reactions in the audience

ملودرام, درام عاشقانه
برنامه تلویزیونی واقعنما بر ملودرام استوار بود، دائماً درگیری ایجاد میکرد و رویاروییهای بسیار احساسی بین اعضای بازیگران را به نمایش میگذاشت.
someone who produces or directs films

کارگردان, فیلمساز
بسیاری از فیلمسازان مشتاق با ساخت فیلمهای کوتاه شروع میکنند تا مهارت خود را تقویت کنند.
any theatrical performance that combines singing, dancing, and acting to tell a story

نمایش یا فیلم موزیکال, فیلم موزیکال
همیلتون یک موزیکال انقلابی است که داستان الکساندر همیلتون را از طریق ترکیبی منحصر به فرد از هیپ هاپ و ملودی های سنتی نمایش روایت میکند.
a written text that a movie, show, or play is based on

فیلمنامه, سناریو
او فیلمنامه خود را به استودیو ارائه داد، به امید اینکه به فیلم تبدیل شود.
someone whose job is to write the story of a movie, play, TV show, etc.

فیلمنامهنویس
یک فیلمنامهنویس ماهر میداند چگونه شخصیتهای جذاب خلق کند.
techniques used in movies and other media to create cool visuals or sounds using computers or filmmaking tricks to add excitement

جلوههای ویژه
جادوی جلوههای ویژه موجودات خیالی فیلم را زنده کرد.
an elevated area, especially in theaters, on which artists perform for the audience

صحنه (تئاتر و...)
گروه آهنگهای معروف خود را روی صحنه اصلی جشنواره اجرا کرد.
a famous and popular performer, artist, etc.

فرد مشهور
آخرین آلبوم خواننده او را به یک ستاره در صنعت موسیقی تبدیل کرد.
an extremely popular and well-known performer or sports player

سوپراستار
او یک سوپراستار در دنیای تنیس است، که چندین عنوان گرند اسلم را برنده شده است.
a person who is respected or admired like a god by other people

اسطوره, محبوب دلها
طراح مد، که به خاطر طرحهای انقلابیاش شناخته میشود، یک نیمهخدا در دنیای مد بود، روندها را تعیین میکرد و مرزها را میشکست.
a movie, novel, etc. with an exciting plot that deals with crime

(فیلم، کتاب و غیره) مهیج
کتاب یک مهیج روانشناختی بود که او را تا پایان حدس زدن نگه داشت.
a play with sad events, especially one that the main character dies at the end

تراژدی
اقتباس سینمایی به عناصر تراژدی اصلی وفادار ماند و واکنشهای عاطفی قوی از مخاطبان برانگیخت.
a selection from different parts of a movie, TV series, games, etc. shown before they become available to the public

پیشنمایش, تریلر
تیزر فیلم بسیار منتظره ابرقهرمانی به صورت آنلاین منتشر شد و باعث هیجان در بین طرفداران شد.
the main bad character in a movie, story, play, etc.

ضدقهرمان, شخصیت منفی
او در فیلم اکشن جدید نقش شرور را بازی کرد.
a movie or book that usually involves the lives and adventures of cowboys and settlers in American West

وسترن
بسیاری از فیلمسازان سعی کردهاند با اضافه کردن پیچوخمهای مدرن به طرحهای سنتی، علاقه به وسترن را احیا کنند.