کمبریج IELTS 15 - آکادمیک - آزمون 3 - شنیداری - بخش 4

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 3 - شنیداری - بخش 4 را در کتاب Cambridge IELTS 15 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج IELTS 15 - آکادمیک
prehistoric [صفت]
اجرا کردن

ماقبل‌تاریخ

Ex: Historians study prehistoric civilizations through artifacts and cave paintings .

تاریخ‌دانان تمدن‌های پیش از تاریخ را از طریق آثار باستانی و نقاشی‌های غار مطالعه می‌کنند.

to rinse [فعل]
اجرا کردن

آبکشی کردن

Ex: Before cooking , it 's important to rinse fruits and vegetables to remove pesticides or dirt .

قبل از پختن، مهم است که میوه‌ها و سبزیجات را شستشو دهید تا آفت‌کش‌ها یا کثیفی از بین بروند.

اجرا کردن

پیش از میلاد مسیح

Ex:

عصر برنز در اروپا حدود 3000 قبل از میلاد آغاز شد و تا حدود 600 قبل از میلاد ادامه یافت

cylinder [اسم]
اجرا کردن

استوانه

Ex: In geometry class , we learned how to calculate the volume of a cylinder using its height and base area .

در کلاس هندسه، یاد گرفتیم که چگونه حجم یک استوانه را با استفاده از ارتفاع و مساحت پایه آن محاسبه کنیم.

inscription [اسم]
اجرا کردن

کتیبه

Ex: Archaeologists studied the inscriptions on the pottery shards to learn about ancient trade routes .

باستان‌شناسان کتیبه‌های روی تکه‌های سفال را مطالعه کردند تا درباره راه‌های تجاری باستانی بیاموزند.

ash [اسم]
اجرا کردن

خاکستر

Ex: The archaeologist sifted through the ash to find ancient artifacts .

باستان‌شناس خاکستر را الک کرد تا اشیاء باستانی پیدا کند.

reference [اسم]
اجرا کردن

مرجع

Ex: The movie included a reference to a famous scene from an older film .

فیلم شامل یک ارجاع به صحنه‌ای معروف از یک فیلم قدیمی‌تر بود.

to bathe [فعل]
اجرا کردن

حمام کردن

Ex: After a long day at the beach , they return home to bathe and remove the sand .

پس از یک روز طولانی در ساحل، آنها به خانه برمی‌گردند تا حمام کنند و شن را از بین ببرند.

aesthetic [صفت]
اجرا کردن

مربوط‌ به زیبایی‌شناسی

Ex: The artist ’s work was praised for its unique aesthetic quality and emotional depth .

کار هنرمند به خاطر کیفیت زیبایی‌شناختی منحصر به فرد و عمق عاطفی آن مورد تحسین قرار گرفت.

apparently [قید]
اجرا کردن

ظاهراً

Ex: She apparently forgot about our meeting , as she did n't show up on time .

ظاهراً او جلسه ما را فراموش کرده بود، چون سر وقت نیامد.

block [اسم]
اجرا کردن

قطعه مربع یا مستطیل

Ex: The carpenter cut the block of wood into smaller pieces .

نجار بلوک چوب را به تکه‌های کوچکتر برید.

to anoint [فعل]
اجرا کردن

تدهین کردن

Ex: Tomorrow , the shaman will anoint the tribal leader with blessed oil in a traditional ritual .

فردا، شمن در یک مراسم سنتی رهبر قبیله را با روغن مقدس تدهین خواهد کرد.

to scrape [فعل]
اجرا کردن

خراشیدن

Ex: He scraped the ice off his car windshield before driving to work .

او قبل از رفتن به کار یخ‌ها را از شیشه جلو ماشینش تراشید.

instrument [اسم]
اجرا کردن

وسیله

Ex: The engineer demonstrated how to use the new instrument for the data analysis .

مهندس نشان داد که چگونه از ابزار جدید برای تحلیل داده‌ها استفاده کنید.

stream [اسم]
اجرا کردن

نهر

Ex: She washed her hands in the cold stream after the long walk .

او بعد از پیاده‌روی طولانی دست‌هایش را در جویبار سرد شست.

to credit [فعل]
اجرا کردن

نسبت دادن

Ex: The coach credited the goalkeeper with the team 's victory due to their exceptional saves during the match .

مربی اعتبار پیروزی تیم را به دروازه‌بان داد به دلیل دفاع‌های استثنایی او در طول مسابقه.

to tint [فعل]
اجرا کردن

رنگ کردن (مو)

Ex: While at the salon , she was happily tinting her hair with a fashionable hue .

در حالی که در سالن بود، او با خوشحالی موهایش را با یک رنگ مد روز رنگ می‌کرد.

اجرا کردن

قربانی کردن

Ex: He felt conflicted about sacrificing a part of his harvest as an offering to the spirits .

او درباره قربانی کردن بخشی از محصولش به عنوان پیشکش به ارواح احساس تعارض می‌کرد.

deposit [اسم]
اجرا کردن

رسوب

Ex: The coastal cliffs reveal layers of fossilized shell deposits from past marine life .

صخره‌های ساحلی لایه‌هایی از رسوبات صدف‌های فسیل شده از زندگی دریایی گذشته را آشکار می‌کنند.

soil [اسم]
اجرا کردن

خاک

Ex: The forest floor was covered in a thick layer of fertile soil .

کف جنگل با لایه ضخیمی از خاک حاصلخیز پوشیده شده بود.

اجرا کردن

تمدن

Ex: Civilization has made great strides in medicine and science over the centuries .

تمدن در طول قرن‌ها پیشرفت‌های بزرگی در پزشکی و علم داشته است.

to advance [فعل]
اجرا کردن

پیشرفت کردن

Ex: As the negotiations progressed , both parties sought common ground to advance towards a mutually beneficial agreement .

همانطور که مذاکرات پیش می‌رفت، هر دو طرف به دنبال زمینه مشترکی برای پیشرفت به سمت یک توافق دوجانبه سودمند بودند.

aqueduct [اسم]
اجرا کردن

آباره

Ex: Engineers repaired the old aqueduct to restore water flow .

مهندسان آبراه قدیمی را تعمیر کردند تا جریان آب را بازگردانند.

luxurious [صفت]
اجرا کردن

مجلل

Ex: The resort offered luxurious villas with private pools and stunning ocean views .

مجتمع تفریحی، ویلاهای مجلل با استخرهای خصوصی و چشم‌اندازهای خیره‌کننده از اقیانوس ارائه می‌داد.

anno Domini [قید]
اجرا کردن

بعد از میلاد مسیح

Ex:

سقوط قسطنطنیه در سال anno Domini 1453 پایان امپراتوری بیزانس و آغاز سلطه امپراتوری عثمانی در منطقه را نشان داد.

medicinal [صفت]
اجرا کردن

دارویی

Ex: Indigenous cultures often rely on medicinal herbs for various health benefits .

فرهنگ‌های بومی اغلب برای مزایای مختلف سلامتی به گیاهان دارویی متکی هستند.

filth [اسم]
اجرا کردن

کثیفی

Ex: Despite efforts to maintain cleanliness , the alleyway was a breeding ground for filth , attracting pests and emitting foul odors .
outbreak [اسم]
اجرا کردن

شیوع

Ex: The scientist studied the outbreak to understand its cause and spread .

دانشمند شیوع را برای درک علت و گسترش آن مطالعه کرد.

اجرا کردن

قرون وسطی

Ex: Many important universities and centers of learning were established in Europe during the Middle Ages .

بسیاری از دانشگاه‌ها و مراکز یادگیری مهم در اروپا در طول قرون وسطی تأسیس شدند.

established [صفت]
اجرا کردن

مطابق با استانداردهای پذیرفته‌شده

Ex: The established rules of etiquette dictate proper behavior at formal events such as weddings and business functions .

قوانین پابرجا آداب معاشرت، رفتار مناسب در مراسم رسمی مانند عروسی‌ها و گردهمایی‌های تجاری را تعیین می‌کنند.

craft [اسم]
اجرا کردن

صنایع دستی

Ex: Traditional crafts like basket-making are dying out in modern cities .

صنایع دستی سنتی مانند سبدبافی در شهرهای مدرن در حال ناپدید شدن هستند.

chemist [اسم]
اجرا کردن

شیمیدان

Ex: The chemist mixed two substances together .

شیمیدان دو ماده را با هم مخلوط کرد.

to patent [فعل]
اجرا کردن

to officially grant legal rights for an invention, innovation, or process

Ex: Before competitors could claim it , the innovation was patented by the relevant authorities .
basis [اسم]
اجرا کردن

اساس

Ex: The team meets on a weekly basis to discuss progress .

تیم به صورت هفتگی بر اساس پیشرفت بحث می‌کند.

اجرا کردن

تولید کردن

Ex: The brewery manufactures a variety of beers , ranging from lagers to ales .

کارخانه آبجوسازی انواع آبجوها را از لاگر تا ایل تولید می‌کند.

اجرا کردن

در نظر گرفتن به عنوان

Ex: She regards him as a talented artist.

او او را به عنوان یک هنرمند با استعداد در نظر می‌گیرد.

to tax [فعل]
اجرا کردن

مالیات وضع کردن

Ex: The government may choose to tax specific goods or services , such as cigarettes or luxury items .

دولت ممکن است انتخاب کند که کالاها یا خدمات خاصی مانند سیگار یا اقلام لوکس را مالیات بدهد.

readily [قید]
اجرا کردن

بدون زحمت

Ex: Children seem to learn new languages more readily than adults .

به نظر می‌رسد کودکان زبان‌های جدید را راحت‌تر از بزرگسالان یاد می‌گیرند.

necessity [اسم]
اجرا کردن

ضرورت

Ex: Electricity is a necessity in modern households .

برق یک ضرورت در خانوارهای مدرن است.

اجرا کردن

تقویت کردن

Ex: Rewards encourage sales teams and reinforce their efforts .

پاداش‌ها تیم‌های فروش را تشویق می‌کنند و تلاش‌های آن‌ها را تقویت می‌کنند.

mild [صفت]
اجرا کردن

خفیف

Ex: His mild reaction to the criticism was unexpected .

واکنش ملایم او به انتقاد غیرمنتظره بود.