سطح متوسط - حمل و نقل و جابجایی
واژگان را برای صحبت درباره حمل و نقل، سفر و سفرهای روزانه به زبان فرانسوی یاد بگیرید.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
barre métallique allongée formant la voie ferrée

ریل, خط آهن
کارگران این هفته ریلهای فرسوده را جایگزین میکنند.
endroit sur la côte où les bateaux peuvent s'amarrer

بندر
این بندر طبیعی بسیار محافظتشده است.
passage artificiel creusé sous terre

(راه) زیرگذر, گذرگاه زیرزمینی
agent chargé de vérifier le respect des règles

مامور کنترل, بازرس
یک کنترلر مالیاتی فردا حسابهای ما را بررسی خواهد کرد.
membre féminin de l'équipage chargée de la sécurité et du service à bord d'un avion

مهماندار هواپیما
یک مهماندار هواپیما نوشیدنیها را به مسافران سرو میکند.
groupe de personnes travaillant ensemble sur un véhicule (navire, avion, etc.)

تیم, گروه
یک خدمه مجرب این هواپیما را هدایت میکند.
entrer dans un véhicule ou moyen de transport

سوار شدن
مسافران سوار هواپیما میشوند.
se déplacer à travers un espace, couvrir une distance

طی کردن, پیمودن، درنوردیدن
او کل فرانسه را با دوچرخه پیمود.
monter à bord d'un véhicule (navire, avion)

سوار شدن (به کشتی، هواپیما)
سوار شدن (به کشتی/هواپیما) بدون تأخیر دیروز.
quitter un bateau, un avion, ou un véhicule

از کشتی پیاده شدن
او در پاریس از قطار پیاده شد.
quitter le sol en parlant d'un aéronef

بلند شدن هواپیما از زمین, تیک آف کردن
پرواز ما با 30 دقیقه تأخیر برخاست.
se poser sur le sol après un vol

فرود آمدن, به زمین نشستن
پرنده روی شاخه فرود آمد.
faire quelque chose rapidement pour ne pas être en retard

عجله کردن, شتاب کردن
او عجله میکند تا کارش را قبل از جلسه تمام کند.
petite ouverture dans un mur ou un comptoir, servant à communiquer ou à effectuer des transactions

گیشه, باجه
پنجره بانک در ساعت 9 باز میشود.
billet qui permet d'aller à une destination sans retour

بلیت رفت
او فقط یک بلیط یکطرفه میخواست، بدون بازگشت.
qui peut être remplacé par autre chose ou faire l'objet d'un échange

قابل تعویض
تمام قطعات این ماشین قابل تعویض هستند.
système de paiement pour l'utilisation d'une route, autoroute ou pont

عوارض راه
موتورسیکلتها گاهی از عوارض جادهای معاف هستند.
système de transport où plusieurs personnes partagent un véhicule pour un trajet commun

همسفری, کارپول
ما از اشتراکگذاری سواری برای رفتن به محل کار هر صبح استفاده میکنیم.
dernier arrêt d'un bus, d'un train ou d'un autre moyen de transport

ایستگاه آخر, پایانه
ما در ایستگاه آخر مترو پیاده شدیم.
le mouvement des véhicules ou des personnes dans les rues, sur les routes, etc.

عبور و مرور, رفت و آمد، گردش
به دلیل گردش ترافیک، ترافیک سنگین وجود دارد.
