سطح فوق متوسط - امید و ناامیدی
واژگان را برای صحبت در مورد امید، ناامیدی و احساسات مرتبط با آینده بیاموزید.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
avoir une vision optimiste et idéalisée de l'existence

زندگی را زیبا دیدن, خوشبین بودن
incapacité à agir ou à accomplir quelque chose

ناتوانی, ضعف، عجز
ناتوانی نجاتدهندگان در طول فاجعه احساسات شدیدی را برانگیخت.
sentiment ou attente positive qu'un événement favorable se produise

امید, امیدواری
او در امید به دنیایی بهتر زندگی میکند.
sentiment de perte d'enthousiasme ou de motivation

دلسردی, ناامیدی، یاس
او پس از شکست، دلسردی عمیقی احساس کرد.
une attente ou un espoir qui est irréaliste ou illusoire, quelque chose qui semble possible mais ne l'est pas vraiment

تصور غلط, خیال باطل
توهم اینکه او میتواند بازگردد بیهوده است.
fait d'espérer ou de s'attendre à un événement ou à un résultat

توقع, انتظارات
انتظار نتایج امتحان اضطرابآور بود.
suite d'images, d'idées ou d'événements que l'on voit en dormant

رویا, خواب
او همیشه رؤیاهای عجیب خود را تعریف میکند.
suite d'images, d'idées ou d'événements que l'on voit en dormant

رویا, خواب
او همیشه رؤیاهای عجیب خود را تعریف میکند.
désir fort de réussir ou d'atteindre un but élevé

بلندپروازی, جاهطلبی
او جاهطلبی بزرگی برای حرفهاش دارد.
capacité à décider et à agir avec détermination

اراده, عزم راسخ
او اراده بزرگی در برابر مشکلات نشان داد.
capacité à continuer un effort malgré les difficultés ou les obstacles

پشتکار, استقامت
پشتکار کلید موفقیت است.
confiance ou croyance en quelqu'un ou en quelque chose

ایمان
ایمان او به بشریت تزلزلناپذیر است.
sentiment d'incertitude ou de questionnement sur quelque chose

شک, تردید
شک مانع از تصمیم گیری سریع او میشود.
état de grande souffrance ou de peine intense

غم, غصه، اندوه
رنج قربانیان تمام کشور را تحت تأثیر قرار داد.
état de découragement ou de fatigue morale intense

دلسردی, ناامیدی
افسردگی در چهرهاش خوانده میشد.
événement extraordinaire ou inexplicable, souvent considéré comme divin

معجزه, معجزهوار
تولد کودک پس از سالها ناباروری یک معجزه است.
perdre tout espoir ou se sentir sans solution

ناامید شدن, مایوس شدن، دلسرد شدن
او نمیخواهد نومید شود با وجود دشواریها.
donner du courage ou du soutien à quelqu'un pour qu'il fasse quelque chose

تشویق کردن
مربی قبل از بازی تیم را تشویق میکند.
