an artificial identity that someone adopts, often to fit in, impress others, or serve a public image
the act of judging or evaluating someone or something carefully based on specific standards or principles

ارزیابی, ارزشیابی
شرکت قبل از اتخاذ هر تصمیمی، یک ارزیابی کامل از وضعیت مالی خود انجام داد.
acting in a way that is different from what one claims to believe or value

ریاکار, متظاهر
او دیگران را به خاطر خوردن گوشت مورد انتقاد قرار داد در حالی که خودش در خفا از همبرگر لذت میبرد، که منافقانه بود.
(of a person) tolerant, flexible, or relaxed in enforcing rules or standards, often forgiving and understanding toward others

بامدارا, منعطف، باارفاق
والدین آسانگیر اغلب رفتارهای نادرست جزئی را نادیده میگرفتند و ترجیح میدادند فرزند خود را با صبر راهنمایی کنند تا تنبیه سخت.
not open to new ideas, opinions, etc.

کوتهفکر, کوتاهنظر
رویکرد کوتهفکرانه شرکت به نوآوری، خلاقیت را در میان کارکنانش خفه کرد.
to speak or behave in a way that implies that one is more knowledgeable, experienced, or intelligent than the other person

رفتار ازبالابهپایین داشتن, رفتار تحقیرآمیز داشتن
فروشنده با تحقیر با مشتری رفتار میکرد، و باعث میشد او احساس حقارت و ناکافی بودن کند.
trying hard to achieve something in a rude way

سمج, مصر
نگرش پافشاری او در جلسه همکارانش را آزرده کرد، که از خواستههایش تحت فشار قرار گرفتند.
showing a strong desire or tendency to seek revenge

کینهتوزانه
مربی کینهتوز به دلیل یک اختلاف جزئی بازیکن را به عنوان تنبیه روی نیمکت نشاند.
awareness of oneself combined with the recognition that others may also be aware of one

خودآگاهی, آگاهی از خویشتن
خودآگاهی او به او کمک کرد تا لحن خود را به طور مناسب تنظیم کند.
focused on oneself and one's own needs, often disregarding the needs or feelings of others

خودمحور, متمرکز بر خود
رفتار خودمحور او همکارانش را آزار داد.
marked by a lack of control or discipline

پرهیاهو, پرسروصدا، مهارنشدنی
بچهها با ادامه یافتن مهمانی پرسروصدا شدند.
a feeling of sorrow or pity for oneself, often due to perceived misfortune, leading to a sense of helplessness or victimhood

ننه من غریبم بازی
دلسوزی به خود مداوم او، پذیرفتن مسئولیت اعمالش را برایش دشوار کرد.
present in a person or passed down from family members, usually through genetic or hereditary means

ارثی, مادرزادی
خانواده تمایل ارثی به بیماری قلبی دارد.
satisfaction with or confidence in one's own abilities or qualities

عزتنفس
او پس از انتقادات با اعتماد به نفس پایین دست و پنجه نرم کرد.
the conception someone has, particularly about their abilities, character, and qualities

خودپنداره, خودانگاره
رسانههای اجتماعی گاهی میتوانند بر تصویر خود فرد تأثیر منفی بگذارند.
embarrassed or worried about one's appearance or actions

معذب
او خودآگاه شد وقتی تمام نگاهها در طول ارائه به او معطوف شد، که باعث شد در کلماتش تپق بزند.
a mindset in which a person consistently sees themselves as a victim of circumstances or others' actions, often blaming external factors and avoiding personal responsibility

ذهنیت قربانی, روحیه قربانی
درمانگران اغلب به مراجعان کمک میکنند تا از ذهنیت قربانی فراتر روند.
strongly masculine, often in appearance or manner

مچو, مردانه
راه رفتنش مطمئن و ماچو بود.
having a strong desire or ambition to achieve a goal or accomplish a task

باانگیزه
او احساس انگیزه کرد تا سلامتی خود را بهبود بخشد و شروع به ورزش منظم کرد.
to disapprove of something or regard it negatively

مخالف بودن, تأیید نکردن
strongly opposing or resistant to something

مخالف
منتقدان خصمانه سیاست را محکوم کردند.
displaying or having a desire to protect someone or something

مراقب, مواظب
او نسبت به خواهر کوچکترش احساس محافظتکننده داشت، همیشه آماده دفاع از او در برابر هر آسیبی بود.
