فهرست واژگان سطح A2 - حیوانات

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره حیوانات، مانند "حیوان خانگی"، "وحشی" و "حشره" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح A2
pet [اسم]
اجرا کردن

حیوان خانگی

Ex: Mark 's pet , a colorful parrot , loves to mimic his laughter .

حیوان خانگی مارک، یک طوطی رنگارنگ، دوست دارد خنده او را تقلید کند.

lamb [اسم]
اجرا کردن

بره

Ex: The farmer took care of the newborn lambs in the barn .

کشاورز از بره‌های تازه متولد شده در انبار مراقبت کرد.

camel [اسم]
اجرا کردن

شتر

Ex: My son was fascinated by the unique hump on the camel 's back .

پسر من از کوهان منحصر به فرد روی پشت شتر مجذوب شده بود.

tiger [اسم]
اجرا کردن

ببر

Ex: The tiger 's orange and black stripes are distinctive .

نوارهای نارنجی و سیاه ببر متمایز هستند.

whale [اسم]
اجرا کردن

نهنگ

Ex: The scientist conducted research on the communication patterns of whales .

دانشمند تحقیقاتی در مورد الگوهای ارتباطی نهنگ‌ها انجام داد.

penguin [اسم]
اجرا کردن

پنگوئن

Ex: The little girl giggled as the penguin waddled on the ice .

دختر کوچک خندید در حالی که پنگوئن روی یخ تلوتلو خورد.

shark [اسم]
اجرا کردن

کوسه

Ex: The shark is a fearsome predator of the ocean .

کوسه یک شکارچی وحشتناک اقیانوس است.

insect [اسم]
اجرا کردن

حشره

Ex: Sarah was amazed by the intricate patterns on the insect 's wings .

سارا از الگوهای پیچیده روی بالهای حشره شگفت‌زده شد.

fly [اسم]
اجرا کردن

مگس

Ex:

سارا پنجره را باز کرد تا مگس آزاردهنده را بیرون بفرستد.

spider [اسم]
اجرا کردن

عنکبوت

Ex: The children watched a spider crawl up the wall with curiosity .

بچه‌ها با کنجکاوی به یک عنکبوت نگاه کردند که روی دیوار بالا می‌رفت.

crocodile [اسم]
اجرا کردن

کروکدیل

Ex: The crocodile silently approached its prey in the water .

تمساح بی‌صدا به شکار خود در آب نزدیک شد.

dolphin [اسم]
اجرا کردن

دلفین

Ex: The dolphins ' sleek bodies allow them to glide effortlessly through the waves .

بدن های صاف و لغزنده دلفین‌ها به آن‌ها اجازه می‌دهد تا به راحتی در میان امواج حرکت کنند.

fox [اسم]
اجرا کردن

روباه

Ex: The farmer installed a fence to protect his chickens from foxes .

کشاورز حصاری نصب کرد تا مرغ‌هایش را از روباه‌ها محافظت کند.

hamster [اسم]
اجرا کردن

همستر

Ex: The children built a cozy nest for their hamster in its cage .

بچه‌ها برای همستر خود در قفسش یک لانه دنج ساختند.

tail [اسم]
اجرا کردن

دم

Ex: The monkey 's tail helps it swing from tree to tree .

دم میمون به او کمک می‌کند تا از درختی به درخت دیگر تاب بخورد.

wool [اسم]
اجرا کردن

پشم

Ex: The sheep 's wool is naturally insulating , making it ideal for cold climates .

پشم گوسفند به طور طبیعی عایق است و آن را برای آب و هوای سرد ایده‌آل می‌کند.

egg [اسم]
اجرا کردن

تخم

Ex:

مارمولک تخم‌هایش را برای محافظت در شن دفن کرد.

web [اسم]
اجرا کردن

تار

Ex: The clever spider , weaved a beautiful web to catch her next meal .

عنکبوت باهوش، یک تار زیبا بافت تا غذای بعدی خود را شکار کند.

zoo [اسم]
اجرا کردن

باغ‌وحش

Ex: The zoo has a large enclosure for the elephants to roam freely .

باغ وحش محوطه بزرگی برای گشت و گذار آزادانه فیل‌ها دارد.

deer [اسم]
اجرا کردن

گوزن

Ex: The deer 's fur blended perfectly with the autumn leaves , making it hard to spot .

پوست گوزن کاملاً با برگ‌های پاییزی ترکیب شده بود، که دیدن آن را سخت می‌کرد.

eagle [اسم]
اجرا کردن

عقاب

Ex: We were amazed by the immense wingspan of the eagle as it flew overhead .

ما از طول بال‌های گسترده عقاب وقتی که بالای سرمان پرواز می‌کرد شگفت‌زده شدیم.

beetle [اسم]
اجرا کردن

سوسک

Ex: The beetle 's hard exoskeleton provides protection from predators .

اسکلت بیرونی سخت سوسک از آن در برابر شکارچیان محافظت می‌کند.

bee [اسم]
اجرا کردن

زنبور

Ex: The sweet aroma of the blooming flowers attracted many bees .

عطر شیرین گل‌های شکوفه زده بسیاری از زنبورها را جذب کرد.

bear [اسم]
اجرا کردن

خرس

Ex: The bear is known for its strong sense of smell .

خرس به خاطر حس بویایی قوی اش معروف است.

monkey [اسم]
اجرا کردن

میمون

Ex: The monkey 's intelligence and adaptability made it a fascinating creature to study .

هوش و انعطاف‌پذیری میمون آن را به موجودی جذاب برای مطالعه تبدیل کرد.

butterfly [اسم]
اجرا کردن

پروانه

Ex: The butterfly 's delicate wings featured intricate patterns and bright colors .

بال‌های ظریف پروانه دارای طرح‌های پیچیده و رنگ‌های روشن بودند.

mosquito [اسم]
اجرا کردن

پشه

Ex:

صدای آزاردهندهٔ وزوز یک پشه مرا شب بیدار نگه داشت.

ladybug [اسم]
اجرا کردن

کفشدوزک

Ex: The ladybug landed softly on a blade of grass after flying for a short distance .

کفشدوزک پس از پرواز در مسافت کوتاهی، به آرامی بر روی یک تیغه علف فرود آمد.

cockroach [اسم]
اجرا کردن

سوسک

Ex: The cockroach quickly disappeared into a small crack in the wall .

سوسک به سرعت در یک ترک کوچک در دیوار ناپدید شد.

firefly [اسم]
اجرا کردن

کرم شب‌تاب

Ex: Fireflies use their light to communicate and attract mates .

کرم‌های شبتاب از نور خود برای ارتباط و جذب جفت استفاده می‌کنند.

type [اسم]
اجرا کردن

نوع

Ex: The city is known for its diverse population , attracting people of various types from all over the world .

این شهر به خاطر جمعیت متنوعش شناخته شده است و افراد انواع مختلف را از سراسر جهان جذب می‌کند.

wild [صفت]
اجرا کردن

وحشی

Ex: The safari allowed us to see wild elephants , zebras , and giraffes in their natural habitat .

سافاری به ما اجازه داد تا فیل‌های وحشی، گورخرها و زرافه‌ها را در زیستگاه طبیعی‌شان ببینیم.

to hunt [فعل]
اجرا کردن

شکار کردن

Ex: The tribe used to hunt buffalo for their livelihood .

قبیله برای معیشت خود گاومیش شکار می‌کرد.

to ride [فعل]
اجرا کردن

سواری کردن

Ex:

دخترعموی من از زمانی که خیلی کوچک بود سوار اسب می‌شد.

kind [اسم]
اجرا کردن

نوع

Ex: The restaurant 's menu includes dishes from many kinds of cuisines , satisfying different tastes .

منوی رستوران شامل غذاهایی از انواع مختلف آشپزی است که ذائقه‌های مختلف را راضی می‌کند.