فهرست واژگان سطح B1 - خانهها و ساختمانها
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره خانهها و ساختمانها، مانند "دودکش"، "کاخ"، "کابین" و غیره، که برای زبانآموزان سطح B1 آماده شده است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a large building that is the official home of a powerful or very important person such as a king, queen, pope, etc.

کاخ, قصر
کاخ سلطان شاهکاری از معماری اسلامی بود، با کاشیکاریهای پیچیده، منارههای بلند و حیاطهای داخلی سرسبز.
a small wooden house or shelter built in a forest or the mountains

کلبه
کلبه دورافتاده پناهگاهی آرام برای نویسندگان و هنرمندانی بود که به دنبال الهام در زیبایی طبیعت بودند.
a tiny apartment that has only one main room

سوئیت, استودیو آپارتمان
علیرغم اندازه کوچکش، استودیو دنج و دعوتکننده به نظر میرسید، با مبلمان راحت و دکوراسیونی با سلیقه.
a small house separated from a larger one where guests can stay

مهمانخانه, ساختمان مخصوص مهمانان
خانه مهمان در مهمانخانه با تزئینات جذاب و خدمات شخصیسازی شده، اقامتی به یاد ماندنی را برای مهمانان تضمین میکرد.
a tall building with one or several apartments built on each floor

مجتمع مسکونی, مجتمع آپارتمانی
ساختمان آپارتمان در خط افق شهر بلند قد برافراشته بود و فضاهای زندگی مدرن و امکانات راحت ارائه میداد.
a big home in the countryside, often with large grounds or gardens

خانه ییلاقی
خانوادهها به خانه ییلاقی خود در آخر هفتهها پناه میبردند و از آرامش و زیبایی طبیعی روستا لذت میبردند.
all the rooms of a building that are on the same level

طبقه
ساکنان طبقات فوقانی از منظرههای پانورامای خط افق شهر از پنجرههای آپارتمان خود لذت میبردند.
a series of flat surfaces used for going up or down

پله
پلکان مارپیچ به سمت عرشه مشاهده برج پیچید، با هر گام که مناظر نفسگیر شهر زیرین را ارائه میداد.
a space or place in a wall for building a fire in

شومینه
مهمانها دور شومینه در کلبه جمع شدند، داستانها را به اشتراک گذاشتند و مارشملوها را روی سیخ کباب کردند.
a channel or passage that lets the smoke from a fire pass through and get out from the roof of a building

دودکش
پرنده لانهای در داخل دودکش ساخت.
a private path or road that leads from the street to a house, building, etc., typically used for vehicle access and parking

راه ورودی خانه
امیلی ماشینش را در جاده ورودی کنار گاراژ پارک کرد قبل از اینکه وارد خانه شود.
a long narrow way in a building that has doors on either side opening into different rooms

راهرو
راهرو بیمارستان پر از فعالیت بود در حالی که پزشکان و پرستاران از اتاقی به اتاق دیگر عجله داشتند.
a pipe in the bottom of a sink, bath, etc. through which dirty water flows out

آبریز, چاه
زهکش دوش با مو و کف صابون مسدود شده بود، که باعث جمع شدن آب در کف وان شد.
a path for walking, typically built outdoors and above the ground level

گذر, راه
محوطه دانشگاه با پیادهروها قطع شده بود، که با نیمکتها و درختان سایهدار برای استراحت و معاشرت دانشجویان احاطه شده بود.
a door that is located behind or at the side of a building

در پشتی, در عقب
بچهها از در پشتی دویدند، مشتاق به بازی در حیاط خلوت در یک بعدازظهر آفتابی.
the main entrance to a person's house

در ورودی
مهمانها زنگ در ورودی را زدند، در انتظار دعوت خوشآمدگویی میزبان خود برای ورود به داخل بودند.
a room in an apartment or house in which the family gathers to watch TV, relax, etc.

اتاق نشیمن
بچهها روی کف اتاق خانواده پهن شده بودند، بازیهای تختهای انجام میدادند و با پتو و بالش قلعه میساختند.
a bedroom in a house for guests to stay or sleep in

اتاق مهمان
دوستان و بستگان در طول بازدید خود در اتاق مهمان اقامت داشتند و از حریم خصوصی و راحتی فضای خود در خانه لذت بردند.
a room where things are kept while they are not needed or used

انباری
انبار قفل شده بود تا از دسترسی غیرمجاز جلوگیری شود.
a specially designed structure that holds water for people to swim in

استخر
ما بعد از ظهر را در کنار استخر عمومی استراحت کردیم.
a room in a house where a person reads or writes something

اتاق مطالعه, اتاق کار
او اتاق خواب اضافی را به یک اتاق مطالعه دنج با میز و قفسههای کتاب تبدیل کرد.
a flat, narrow board made of wood, metal, etc. attached to a wall, to put items on

قفسه
من یک قفسه جدید در آشپزخانه نصب کردم تا ادویهها و مواد آشپزی را در آن نگهداری کنم.
a structure with a roof and no walls at the entrance of a house

ایوان
صندلیهای گهوارهای روی ایوان جلو برای لذت بردن از یک فنجان چای عالی هستند.
a person who lives in a particular place, usually on a long-term basis

ساکن
به عنوان یک ساکن شهر کوچک، او همه را با نام میشناسد.