فهرست واژگان سطح B1 - خانه‌ها و ساختمان‌ها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره خانه‌ها و ساختمان‌ها، مانند "دودکش"، "کاخ"، "کابین" و غیره، که برای زبان‌آموزان سطح B1 آماده شده است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B1
palace [اسم]
اجرا کردن

کاخ

Ex: Tourists marveled at the opulence of the palace 's grand ballroom , with its crystal chandeliers and ornate frescoes .

گردشگران از شکوه سالن بزرگ رقص کاخ با لوسترهای کریستالی و نقاشی‌های دیواری تزئینی آن حیرت زده شدند.

cabin [اسم]
اجرا کردن

کلبه

Ex: The cozy cabin nestled among towering pine trees , its smokestack releasing wisps of woodsmoke into the crisp mountain air .

کلبه دنج در میان درختان کاج بلند قرار داشت، دودکش آن ذرات دود چوب را به هوای تازه کوهستان می‌فرستاد.

studio [اسم]
اجرا کردن

سوئیت

Ex: He rented a studio downtown for its proximity to his workplace and the vibrant city life .

او یک استودیو در مرکز شهر اجاره کرد به دلیل نزدیکی به محل کار و زندگی پرجنب و جوش شهری.

guest house [اسم]
اجرا کردن

مهمان‌خانه

Ex: Tourists opted to stay in the guest house to experience local hospitality and immerse themselves in the culture of the region .

گردشگران تصمیم گرفتند در خانه مهمان بمانند تا از مهمان‌نوازی محلی لذت ببرند و در فرهنگ منطقه غوطه‌ور شوند.

اجرا کردن

مجتمع مسکونی

Ex: The apartment building underwent renovations to update its interiors and enhance energy efficiency , improving the quality of life for tenants .

ساختمان آپارتمان تحت بازسازی قرار گرفت تا فضای داخلی آن به‌روزرسانی شده و بهره‌وری انرژی افزایش یابد، که کیفیت زندگی مستأجران را بهبود می‌بخشد.

اجرا کردن

خانه ییلاقی

Ex: Artists and writers found inspiration in the serene surroundings of the country house , capturing the beauty of nature in their works .

هنرمندان و نویسندگان در محیط آرام خانه روستایی الهام گرفتند و زیبایی طبیعت را در آثار خود به تصویر کشیدند.

floor [اسم]
اجرا کردن

طبقه

Ex: The first floor contained classrooms , laboratories , and lecture halls for students and faculty members .

طبقه اول شامل کلاس‌ها، آزمایشگاه‌ها و سالن‌های سخنرانی برای دانشجویان و اعضای هیئت علمی بود.

step [اسم]
اجرا کردن

پله

Ex:

پله‌های مرمرین پلکان بزرگ در نور ملایم لوستر در لابی عمارت می‌درخشید.

fireplace [اسم]
اجرا کردن

شومینه

Ex: The rustic cabin had a wood-burning fireplace , where residents could cozy up on chilly evenings .

کلبه روستایی یک شومینه چوب‌سوز داشت، جایی که ساکنان می‌توانستند در عصرهای سرد خود را گرم کنند.

chimney [اسم]
اجرا کردن

دودکش

Ex: The chimney was cleaned before starting the fireplace .

دودکش قبل از روشن کردن شومینه تمیز شد.

driveway [اسم]
اجرا کردن

راه ورودی خانه

Ex: Jack shoveled the snow off the driveway early in the morning to ensure he could get his car out for work .

جک برف را از جاده خصوصی صبح زود پارو کرد تا مطمئن شود می‌تواند ماشینش را برای کار بیرون ببرد.

corridor [اسم]
اجرا کردن

راهرو

Ex: The underground corridor connected the train platforms to the main station concourse .

دالان زیرزمینی سکوهای قطار را به سالن اصلی ایستگاه متصل می‌کرد.

drain [اسم]
اجرا کردن

آبریز

Ex: A mesh screen was installed over the drain to catch debris and prevent it from entering the pipes .

یک صفحه توری روی زهکش نصب شد تا آشغال ها را بگیرد و از ورود آنها به لوله ها جلوگیری کند.

walkway [اسم]
اجرا کردن

گذر

Ex: Tourists strolled along the wooden walkway , exploring the historic waterfront district lined with shops and cafes .

گردشگران در امتداد پیاده‌رو چوبی قدم می‌زدند و در حال کاوش در منطقه تاریخی ساحلی پر از مغازه‌ها و کافه‌ها بودند.

back door [اسم]
اجرا کردن

در پشتی

Ex: The back door creaked on its hinges as the homeowner stepped outside to check the garden .

در پشتی روی لولای خود جیرجیر کرد در حالی که صاحب خانه برای بررسی باغ بیرون رفت.

front door [اسم]
اجرا کردن

در ورودی

Ex: The real estate agent showed potential buyers through the front door , highlighting the home 's curb appeal and welcoming entryway .

مشاور املاک خریداران بالقوه را از طریق در ورودی عبور داد و جذابیت نمای خارجی خانه و ورودی خوشآمدگویی آن را برجسته کرد.

family room [اسم]
اجرا کردن

اتاق نشیمن

Ex: The family room doubled as a home office , with a desk and computer workstation tucked into one corner for remote work and study sessions .

اتاق خانواده همچنین به عنوان یک دفتر کار در خانه عمل می‌کرد، با یک میز و ایستگاه کاری کامپیوتر که در یک گوشه برای کار از راه دور و جلسات مطالعه قرار داده شده بود.

guest room [اسم]
اجرا کردن

اتاق مهمان

Ex: Business travelers appreciated the work desk and ergonomic chair in the guest room , allowing them to stay productive during their stay .

مسافران تجاری از میز کار و صندلی ارگونومیک در اتاق مهمان قدردانی کردند، که به آنها امکان می‌داد در طول اقامت خود مولد بمانند.

storeroom [اسم]
اجرا کردن

انباری

Ex: She organized the boxes neatly in the storeroom .

او جعبه‌ها را به دقت در انباری چید.

اجرا کردن

استخر

Ex: The resort 's swimming pool overlooked the ocean , offering stunning views .

استخر این اقامتگاه مشرف به اقیانوس بود و چشم‌اندازهای خیره‌کننده‌ای ارائه می‌داد.

study [اسم]
اجرا کردن

اتاق مطالعه

Ex: The study has a comfortable armchair where I like to sit and read for hours .

اتاق مطالعه یک صندلی راحت دارد که دوست دارم ساعت‌ها روی آن بنشینم و بخوانم.

shelf [اسم]
اجرا کردن

قفسه

Ex: The bathroom shelf is stocked with towels , toiletries , and other essentials .

قفسه حمام با حوله ها، لوازم بهداشتی و دیگر ملزومات پر شده است.

porch [اسم]
اجرا کردن

ایوان

Ex: The porch wraps around the house , providing ample space for outdoor furniture .

ایوان دور تا دور خانه را فرا گرفته و فضای کافی برای مبلمان فضای باز فراهم می‌کند.

resident [اسم]
اجرا کردن

ساکن

Ex: The apartment building has a mix of residents from different cultural backgrounds .

ساختمان آپارتمان دارای ترکیبی از ساکنان از پیشینه‌های فرهنگی مختلف است.

rent [اسم]
اجرا کردن

اجاره‌بها

Ex: The landlord increased the rent by ten percent at the end of the lease .

صاحب‌خانه اجاره را در پایان اجاره‌نامه ده درصد افزایش داد.

to rent [فعل]
اجرا کردن

اجاره دادن

Ex: The farmer rented a portion of his land to a neighboring family for grazing their cattle .

کشاورز بخشی از زمین خود را به یک خانواده همسایه برای چرای دام‌هایشان اجاره داد.