کتاب 'انگلیش فایل' سطح متوسط بالا - درس 1B
در اینجا واژگان درس 1B از کتاب درسی English File Upper Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "آسانگیر"، "کوتهفکر"، "مغرور"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
failing to remember or be attentive to one's surroundings or tasks due to being preoccupied with other thoughts

حواسپرت, سربههوا، بیحواس
رفتار حواسپرتی هنرمند نشانه تمرکز عمیق او بر کار خلاقانهاش بود.
easily annoyed and quick to anger

تندخو, کجخلق
گربه بداخلاق هر وقت کسی بهش نزدیک میشد، هیس میکرد و چنگ میزد.
having or displaying the belief that one is superior in intellect, importance, skills, etc.

مغرور
مصاحبهشونده مغرور به نظر میرسید، بیشتر درباره موفقیتهای گذشتهاش صحبت میکرد تا اهداف آیندهاش.
calm and not easily worried or upset

آسودهخاطر, راحت
رویکرد آرام آنها به زندگی به آنها کمک کرد تا بدون استرس زیاد از مشکلات عبور کنند.
friendly and not angered, irritated, or upset easily

خوشاخلاق, خوشخلق
علیرغم ساعتهای طولانی، او خوشاخلاق باقی ماند و بار کاری را برای تیم قابل مدیریتتر کرد.
(of a person) living a life free of stress and tension

ریلکس
not open to new ideas, opinions, etc.

کوتهفکر, کوتاهنظر
والدین کمفکر او با انتخاب شغل غیر متعارفش مخالفت کردند.
ready to accept or listen to different views and opinions

روشنفکر
مدیر یک محیط کاری باز را پرورش داد که در آن کارمندان در به اشتراک گذاشتن ایدههای نوآورانه احساس راحتی میکردند.
(of a person) not caring about the needs and feelings of no one but one's own

خودخواه, خودمحور
افراد خودخواه اغلب دیدگاههای دیگران را در نظر نمیگیرند.
very determined in one's beliefs or decisions, often showing firmness of character and persistence in achieving what one wants

مصمم, بااراده
در مذاکرات، موضع مصمم او تضمین کرد که منافع تیم محافظت و مورد احترام قرار گیرد.
spending or giving money reluctantly

ناخنخشک, خسیس
با وجود ثروتمند بودن، او در مورد خیریه به طور باورنکردنی خسیس است.
a dishonest and deceitful individual whose behavior and words are contradictory to what they think or believe

دورو
در دنیای سیاست، بسیاری مییابند که برخی رهبران دورو هستند، یک چیز را وعده میدهند در حالی که چیز دیگری را تحویل میدهند.
arranged or organized in an even and balanced way

متعادل
ارائه به خوبی متعادل بود، شامل تصاویر، آمار و حکایتهای شخصی برای جذب مخاطبان.
behaving in an appropriate and polite manner, particularly of children

خوشرفتار, با تربیت
کلاس خوش رفتار به عنوان پاداش رفتار خوبشان، زمان استراحت اضافی دریافت کردند.
