کتاب 'تاپ ناچ' 1B - واحد 8 - درس 3

در اینجا واژگان از واحد 8 - درس 3 در کتاب درسی Top Notch 1B را پیدا خواهید کرد، مانند "پله برقی"، "داخلی"، "زیرزمین" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'تاپ ناچ' 1B
back [قید]
اجرا کردن

به‌سوی عقب

Ex: He stepped back to give her some space .

او به عقب برگشت تا به او کمی فضا بدهد.

right [اسم]
اجرا کردن

راست

Ex: The door is on the right of the hallway .

در در سمت راست راهرو قرار دارد.

down [حرف اضافه]
اجرا کردن

پایین

Ex: The hiker made his way down the mountain trail , enjoying the beautiful scenery along the way .

کوهنورد به پایین مسیر کوهستان رفت و از مناظر زیبای مسیر لذت برد.

hall [اسم]
اجرا کردن

راهرو

Ex: The hall was brightly lit and decorated with family photos .

راهرو به خوبی روشن بود و با عکس های خانوادگی تزئین شده بود.

to take [فعل]
اجرا کردن

گرفتن

Ex: Please take my hand as we cross the street .

لطفاً، هنگام عبور از خیابان دستم را بگیر.

escalator [اسم]
اجرا کردن

پله‌برقی

Ex: The airport terminal was bustling with passengers riding escalators to reach their departure gates .

ترمینال فرودگاه شلوغ بود از مسافرانی که از پله برقی برای رسیدن به گیت‌های پرواز خود استفاده می‌کردند.

to go up [فعل]
اجرا کردن

بالا رفتن

Ex: The rocket will go up into space tomorrow morning .

موشک فردا صبح به فضا پرواز خواهد کرد.

to take [فعل]
اجرا کردن

رفتن (با وسیله نقلیه یا از مسیری)

Ex: Take the bridge across the river to the other side .

از پل روی رودخانه عبور کنید تا به طرف دیگر برسید.

stair [اسم]
اجرا کردن

پلکان

Ex: The old house has a wooden stair that creaks .

خانه قدیمی یک پلکان چوبی دارد که جیرجیر می‌کند.

to go down [فعل]
اجرا کردن

پایین رفتن

Ex:

کوهنوردان مجبور بودند با دقت از شیب تند کوه پایین بروند.

elevator [اسم]
اجرا کردن

آسانسور

Ex: It 's important to hold the elevator door open if someone is rushing to catch it .

مهم است که در آسانسور را باز نگه دارید اگر کسی عجله دارد تا به آن برسد.

interior [اسم]
اجرا کردن

داخل

Ex: The interior of the house was decorated in a modern style .

داخلی خانه به سبک مدرن تزئین شده بود.

location [اسم]
اجرا کردن

موقعیت جغرافیایی

Ex: The GPS coordinates provided the precise location of the archaeological site .

مختصات GPS موقعیت دقیق سایت باستان‌شناسی را ارائه داد.

direction [اسم]
اجرا کردن

جهت

Ex: The wind changed direction , making it difficult for the sailors to navigate the waters .

باد جهت خود را تغییر داد و این کار را برای ملوانان سخت کرد تا در آب‌ها حرکت کنند.

top [اسم]
اجرا کردن

قسمت بالایی

Ex: She placed the star at the top of the Christmas tree , completing the festive decoration .

او ستاره را در بالای درخت کریسمس قرار داد و تزئینات جشن را کامل کرد.

floor [اسم]
اجرا کردن

کف

Ex: She covered the floor with a colorful carpet .

او کف را با یک فرش رنگارنگ پوشاند.

level [اسم]
اجرا کردن

طبقه

Ex:

استخر در سطح همکف هتل قرار دارد.

third [صفت]
اجرا کردن

سوم

Ex: The third day of our trip was the most fun .

سومین روز سفر ما از همه سرگرم‌کننده‌تر بود.

second [صفت]
اجرا کردن

دوم

Ex: The second day of the conference focused on workshops .

روز دوم کنفرانس بر کارگاه‌ها متمرکز بود.

ground [اسم]
اجرا کردن

زمین

Ex: The flowers are blooming in the garden 's soft ground .

گل‌ها در زمین نرم باغ در حال شکوفه زدن هستند.

basement [اسم]
اجرا کردن

زیرزمین

Ex: The basement was dark and cool , perfect for storing old furniture and boxes .

زیرزمین تاریک و خنک بود، عالی برای ذخیره کردن مبلمان قدیمی و جعبه‌ها.

left [صفت]
اجرا کردن

چپ

Ex: The distinctive logo was embroidered on the left sleeve of the uniform , symbolizing unity and belonging .

لوگوی متمایز روی آستین چپ یونیفرم دوخته شده بود، که نماد وحدت و تعلق بود.

front [اسم]
اجرا کردن

جلو

Ex: The front of the television set is where all the buttons are located .

جلو تلویزیون جایی است که تمام دکمه‌ها در آن قرار دارند.