کتاب 'تاپ ناچ' 1B - واحد 7 - درس 4
در اینجا واژگان از واحد 7 - درس 4 در کتاب درسی Top Notch 1B را پیدا خواهید کرد، مانند "تجربه"، "بازگشت"، "چمدان"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
having a quality that is satisfying

خوب, مناسب
هوا خوب بود، بنابراین تصمیم گرفتند در پارک پیکنیک برگزار کنند.
having a quality that is not satisfying

بد, نامناسب
اتاق هتل بد بود، با ملحفههای کثیف و دوش شکسته.
the act of going to a different place, usually a place that is far

سفر
آنها از زندگی پر مشغله خود استراحت کردند تا از مقداری سفر در اروپا لذت ببرند.
the skill and knowledge we gain from doing, feeling, or seeing things

تجربه, سابقه
تجربه زندگی به ما درسهای ارزشمندی میآموزد که در طول زندگی با خود حمل میکنیم.
extremely unpleasant or bad

افتضاح, بسیار بد
منظره وحشتناک صحنه تصادف باعث شد که او حالت تهوع پیدا کند.
to a high degree, used for emphasis

خیلی, بسیار
آن کتاب واقعاً جالب است.
extremely unpleasant or disagreeable

افتضاح, بسیار بد
آنها خبر وحشتناکی درباره تصادف دوستشان دریافت کردند.
to a degree that is high but not very high

نسبتاً, تقریباً
من از تفکر سریع او تحت فشار نسبتاً تحت تأثیر قرار گرفتم.
extremely bad or unpleasant

بسیار بد, افتضاح
او از فراموش کردن تولد دوستش احساس وحشتناکی داشت و میخواست جبران کند.
not kind or nice toward other people

نامهربان
منشی فروشگاه غیردوستانه لبخند نزد یا به مشتریان سلام نکرد.
suitcases, bags, etc. to keep one's clothes and other belongings while traveling

چمدان, باروبنه
نوار باربری شلوغ از مسافرانی بود که منتظر چمدانهایشان بودند.
a pocket-sized, folding case that is used for storing paper money, coin money, credit cards, etc.

کیف پول
او پول و کارتهای اعتباری خود را در کیف پول خود نگه داشت.
extremely surprising, particularly in a good way

شگفتآور, شگفتانگیز، عالی، فوقالعاده
تعطیلات آنها در ساحل شگفتانگیز بود، با هوای عالی هر روز.
extremely amazing and great

فوقالعاده, خارقالعاده
اجرای او در نمایش به سادگی فوق العاده بود.
extremely great and amazing

فوقالعاده, خارقالعاده
موسیقیدان صدایی عالی داشت که با احساس و قدرت طنین انداز میشد و با هر نت شنوندگان را مجذوب خود میکرد.
very great and pleasant

شگفتانگیز, عالی، بسیار خوب
ما در سفرمان به لندن از چند موزه عالی دیدن کردیم.
(of a person or their manner) kind and nice toward other people

خونگرم, مهربان
لبخند دوستانه او باعث شد گفتگوی دشوار کمتر ناخوشایند به نظر برسد.
having a temperature that is high but not hot, especially in a way that is pleasant

گرم
آنها از یک عصر تابستانی گرم در اطراف آتش کمپ لذت بردند.
to randomly discover someone or something, particularly in a way that is surprising or unexpected

یافتن, پیدا کردن
ما یک منظره زیبا را در یک پیادهروی که به طور تصادفی رفتیم پیدا کردیم.
to go or come back to a person or place

برگشتن, بازگشتن
پس از انجام کارها، او به دفتر برمیگردد.
