کتاب 'تاپ ناچ' 1B - واحد 9 - درس 4

در اینجا واژگان از واحد 9 - درس 4 در کتاب درسی Top Notch 1B را پیدا خواهید کرد، مانند "حادثه"، "دریازدگی"، "مکانیکی"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'تاپ ناچ' 1B
اجرا کردن

حمل‌ونقل

Ex: Transportation costs increased this year .

هزینه‌های حمل و نقل امسال افزایش یافت.

problem [اسم]
اجرا کردن

مشکل

Ex: Mary is facing a problem with her computer , as it keeps freezing .

ماری با یک مشکل در کامپیوترش روبرو است، زیرا مدام قفل می‌شود.

accident [اسم]
اجرا کردن

حادثه

Ex: Despite the rainy weather , they managed to enjoy their camping trip without any accidents .

علیرغم هوای بارانی، آنها توانستند بدون هیچ حادثه‌ای از سفر کمپینگ خود لذت ببرند.

mechanical [صفت]
اجرا کردن

ماشینی

Ex: The mechanical crane lifts heavy loads using a system of pulleys and cables .

جرثقیل مکانیکی بارهای سنگین را با استفاده از سیستم قرقره و کابل بلند می‌کند.

to miss [فعل]
اجرا کردن

جا ماندن (از قطار، هواپیما و غیره)

Ex: She overslept and missed her morning bus to work .

او زیاد خوابید و اتوبوس صبحگاهی خود را برای رفتن به کار از دست داد.

train [اسم]
اجرا کردن

قطار

Ex: They waved goodbye from the platform as the train departed .

آن‌ها از سکو در حالی که قطار حرکت می‌کرد، بدرقه‌اش کردند.

flight [اسم]
اجرا کردن

پرواز

Ex: She missed her flight and had to book another one .

او پرواز خود را از دست داد و مجبور شد یکی دیگر رزرو کند.

seasick [صفت]
اجرا کردن

دریازده

Ex: She had to lie down to relieve her seasick symptoms .

او مجبور شد دراز بکشد تا علائم بیماری دریا خود را تسکین دهد.

carsick [صفت]
اجرا کردن

ماشین‌زده

Ex: She took a ginger candy to help prevent feeling carsick on the journey .

او یک آب نبات زنجبیلی برداشت تا به جلوگیری از احساس بیماری حرکت در سفر کمک کند.

airsick [صفت]
اجرا کردن

پرواززده

Ex: She packed ginger candies to help with feeling airsick on the journey .

او آب نبات‌های زنجبیلی را برای کمک به حالت تهوع در پرواز در طول سفر بسته‌بندی کرد.