کتاب 'تاپ ناچ' 1B - واحد 9 - درس 3

در اینجا شما واژگان از واحد 9 - درس 3 در کتاب Top Notch 1B را پیدا خواهید کرد، مانند "مسافر"، "حرکت کردن"، "کارت سوار شدن"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'تاپ ناچ' 1B
airline [اسم]
اجرا کردن

شرکت هواپیمایی

Ex: The airline announced a new route to Tokyo starting next month .

شرکت هواپیمایی مسیر جدیدی به توکیو را از ماه آینده اعلام کرد.

passenger [اسم]
اجرا کردن

مسافر

Ex: The flight attendant demonstrated safety procedures to the passengers .

مهماندار پروceduresراحی‌های ایمنی را به مسافران نشان داد.

information [اسم]
اجرا کردن

اطلاعات

Ex: The website has a search bar to find specific information .

وب سایت یک نوار جستجو برای یافتن اطلاعات خاص دارد.

to depart [فعل]
اجرا کردن

راهی شدن

Ex: After months of planning , the day finally arrived for them to depart on a cross-country road trip .

پس از ماه‌ها برنامه‌ریزی، روزی که باید به سفر جاده‌ای میان‌کشوری عازم شوند، بالاخره فرا رسید.

to arrive [فعل]
اجرا کردن

رسیدن

Ex: The bus will arrive at the terminal shortly .

اتوبوس به زودی به ترمینال خواهد رسید.

to take off [فعل]
اجرا کردن

به پرواز در آمدن

Ex: The rocket ship is designed to take off vertically from the launchpad .

کشتی موشکی طراحی شده است تا به صورت عمودی از سکوی پرتاب بلند شود.

to land [فعل]
اجرا کردن

فرود آمدن

Ex: The helicopter is landing on the rooftop .

هلیکوپتر در حال فرود آمدن روی پشت بام است.

اجرا کردن

از میان چیزی رد شدن

Ex: The river goes through the valley , creating a beautiful landscape .

رودخانه از دره می‌گذرد و منظره‌ای زیبا ایجاد می‌کند.

security [اسم]
اجرا کردن

حراست (بخش)

Ex: The university hired additional security for the event .

دانشگاه برای رویداد امنیت اضافی استخدام کرد.

اجرا کردن

کارت پرواز

Ex: The airline sent her a digital boarding pass to her email after online check-in .

شرکت هواپیمایی یک بلیط سوار شدن دیجیتال را پس از ثبت‌نام آنلاین به ایمیل او فرستاد.

gate [اسم]
اجرا کردن

دروازه (فرودگاه یا ترمینال)

Ex: The gate for the next flight was already bustling with passengers .

دروازه برای پرواز بعدی از قبل شلوغ با مسافران بود.

اجرا کردن

سالن انتظار پروازهای خروجی (فرودگاه)

Ex: He found a comfortable seat in the departure lounge with a view of the runway .

او یک صندلی راحت در سالن ترانزیت با دیدی به باند پرواز پیدا کرد.

to overbook [فعل]
اجرا کردن

بیش از ظرفیت رزرو کردن

Ex:

آنها هتل را بیش از حد رزرو کردند و مجبور شدند به مهمانان ارتقا ارائه دهند.

delayed [صفت]
اجرا کردن

به تاخیر افتاده

Ex:

او پس از شاهد بودن تصادف، شوک تأخیری را تجربه کرد.

اجرا کردن

کارمند آژانس مسافرتی

Ex: They consulted the travel agent to get advice on visa requirements and travel documents .

آن‌ها برای دریافت مشاوره در مورد الزامات ویزا و مدارک سفر با آژانس مسافرتی مشورت کردند.