کتاب 'تاپ ناچ' 1B - واحد 9 - درس 3
در اینجا شما واژگان از واحد 9 - درس 3 در کتاب Top Notch 1B را پیدا خواهید کرد، مانند "مسافر"، "حرکت کردن"، "کارت سوار شدن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a company or business that provides air transportation services for people and goods

شرکت هواپیمایی, خط مستقیم هوایی
او به دلیل شهرت در خدمات مشتری عالی، شرکت هواپیمایی را انتخاب کرد.
someone traveling in a vehicle, aircraft, ship, etc. who is not the pilot, driver, or a crew member

مسافر
مسافر اتوبوس دکمه را فشار داد تا ایستگاه بعدی را درخواست کند.
facts or knowledge related to a thing or person

اطلاعات
نقشه اطلاعات مفیدی برای ناوبری فراهم میکند.
to leave a location, particularly to go on a trip or journey

راهی شدن, حرکت کردن
پس از خداحافظی، خانواده آماده ترک برای تعطیلات خود به اروپا بود.
to reach a location, particularly as an end to a journey

رسیدن
قطار قرار است در عرض چند دقیقه به ایستگاه برسد.
to leave a surface and begin flying

به پرواز در آمدن
خلبانها برای برخاستن از فرودگاه نیاز به مجوز دارند.
to arrive and rest on the ground or another surface after being in the air

فرود آمدن, به زمین نشستن
پرنده روی شاخه فرود میآید تا استراحت کند.
to move from one side of something to its other side

از میان چیزی رد شدن, از میان چیزی گذر کردن
بازیکن فوتبال توانست از عبور از دفاع و گل زدن.
a department or group tasked with ensuring safety and protecting people, property, or information

حراست (بخش)
او با امنیت تماس گرفت وقتی متوجه فعالیت مشکوک شد.
a ticket or card that passengers must show to be allowed on a ship or plane

کارت پرواز
او تأیید کرد که شماره مسافر مکرر او روی بلیط سوار شدن بود تا مایل کسب کند.
a part of an airport or terminal that passengers go through to get on or off a plane, train, or bus

دروازه (فرودگاه یا ترمینال)
پرواز تأخیر داشت، بنابراین مجبور شدند چند ساعتی در گیت بمانند.
an area where passengers wait in an airport until it is time for them to board a plane

سالن انتظار پروازهای خروجی (فرودگاه)
او در سالن ترخیص استراحت کرد، کتابی میخواند تا هواپیمایش برای سوار شدن آماده شد.
to sell more tickets or accept more reservations than the available number of seats, rooms, etc.

بیش از ظرفیت رزرو کردن, بیش از ظرفیت بلیط فروختن
به ما گفته شد که آنها رویداد را اوربوک کردهاند و ممکن است فضای کافی وجود نداشته باشد.
happening later than the intended or expected time

به تاخیر افتاده, معوق
پروژه ساخت و ساز با تکمیل به تأخیر افتاده به دلیل کمبود مواد مواجه شد.
someone who buys tickets, arranges tours, books hotels, etc. for travelers as their job

کارمند آژانس مسافرتی
او با یک آژانس مسافرتی تماس گرفت تا بهترین معاملات پروازها و هتلها را برای سفر کاری خود پیدا کند.
