کتاب 'سامیت' 1B - واحد 6 - درس 2
در اینجا واژگان از واحد 6 - درس 2 در کتاب Summit 1B را پیدا خواهید کرد، مانند "مهربان"، "ملایم"، "مخرب" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
to give details about someone or something to say what they are like

توصیف کردن
او احساسات هیجان خود را قبل از رویداد بزرگ توصیف کرد.
an animal such as a dog or cat that we keep and care for at home

حیوان خانگی
حیوان خانگی جین یک گلدن رتریور پشمالو و بازیگوش است.
achieving success or progress

مفید
ورزش منظم تأثیر مثبت بر سلامت کلی و رفاه دارد.
a distinguishing quality or characteristic, especially one that forms part of someone's personality or identity

خصلت, خصوصیت
حس شوخ طبعی او یک ویژگی بود که او را محبوب دوستانش میکرد.
cheerful and full of fun, enjoying activities that are light-hearted and amusing

بازیگوش
علیرغم سنش، پدربزرگ شاداب باقی میماند، اغلب در بازیها با نوههایش شرکت میکند.
expressing love and care

مهربان, پرمهرومحبت
خانواده آنها به خاطر حرکات مهربانانهشان معروف بودند، همیشه همدیگر را در آغوش میگرفتند و میبوسیدند.
showing kindness and empathy toward others

مهربان
مراقب مهربان حمایت و آرامش عاشقانه را به نیازمندان ارائه میدهد.
displaying kindness and patience when interacting with others

خوشطینت, مهربان
شخصیت خوشخلق او باعث شد که در میان همکارانش محبوب باشد.
(of a person) requiring little care or attention

خودکفا
کاکتوس گیاهی کمنیاز است که به آب زیادی نیاز ندارد.
showing firm and constant support to a person, organization, cause, or belief

وفادار
علیرغم پیشنهادهای شرکتهای رقیب، او به کارفرمای خود وفادار ماند و روابطی که در طول سالها ساخته بود را ارزشمند دانست.
expressing much attention and love toward someone or something

فداکار, وفادار
او به هنر خود وفادار ماند، ساعتها تمرین کرد و مهارتهایش را کامل کرد.
(of a thing or type of behavior) appropriate for or intended to defend one against damage or harm

حفاظتی
محفظه ضخیم و محافظتی اطمینان حاصل کرد که تجهیزات ظریف داخل در طول حمل و نقل ایمن باقی بمانند.
having an unpleasant or harmful effect on someone or something

مضر
تصویر منفی از برخی جوامع در رسانهها میتواند کلیشههای مضر را تداوم بخشد.
easily upset or nervous, especially due to being too sensitive or emotional

عصبی, پرتنش
من متوجه شدهام که افراد عصبی اغلب در رها کردن مشکلات کوچک مشکل دارند.
likely to show intense happiness and enthusiasm when experiencing something new or interesting

هیجانپذیر, قابل تهییج
سارا یک فرد تحریکپذیر است که هنگام امتحان کردن فعالیتهای جدید بسیار مشتاق میشود.
costing much money, often more than one is willing to pay

پرهزینه, گران
خرید خانه در آن محله به دلیل قیمت بالای ملک پرهزینه خواهد بود.
causing a lot of damage or harm

ویرانگر, مخرب
رفتار مخرب او نسبت به دیگران منجر به روابط تنشآلود شد.
very dirty, especially because of being covered with dirt, dust, or harmful substances

کثیف, آلوده
او دستکش پوشید تا حمام کثیف را تمیز کند، کپک و قارچ را پاک کند.
requiring a lot of time, effort, or care; mostly due to being difficult to please

پر نگهداری, نیازمند زمان و توجه زیاد
ماشین پرنگهداری است و نیاز به تعمیرات مکرر دارد.
behaving in an angry way and having a tendency to be violent

پرخاشگر, تندخو
وقتی تحریک شد، تهاجمی شد و اغلب به رویارویی فیزیکی متوسل میشد.
