کتاب 'سامیت' 1B - واحد 6 - درس 3

در اینجا واژگان از واحد 6 - درس 3 در کتاب Summit 1B را پیدا خواهید کرد، مانند "گله"، "سم"، "محافظ"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سامیت' 1B
beak [اسم]
اجرا کردن

منقار

Ex: The duck dipped its beak into the water to search for food .

اردک نوک خود را در آب فرو برد تا غذا پیدا کند.

horn [اسم]
اجرا کردن

شاخ

Ex: The farmer noticed that the horns of the cow were starting to grow longer .

کشاورز متوجه شد که شاخ‌های گاو شروع به رشد طولانی‌تر کرده‌اند.

اجرا کردن

گروه اجتماعی

Ex: He ’s always been part of a social group that values environmental conservation .

او همیشه بخشی از یک گروه اجتماعی بوده که به حفظ محیط زیست ارزش می‌دهد.

protective [صفت]
اجرا کردن

حفاظتی

Ex: The organization implemented strict security measures as a protective measure against potential cyber attacks .

سازمان اقدامات امنیتی سختگیرانه‌ای را به عنوان یک اقدام محافظتی در برابر حملات سایبری احتمالی اجرا کرد.

physical [صفت]
اجرا کردن

فیزیکی

Ex:

پزشک یک معاینه جسمی برای ارزیابی وضعیت بیمار انجام داد.

feature [اسم]
اجرا کردن

ویژگی

Ex: The historical landmark 's most notable feature is its distinctive architecture dating back to the 18th century .

ویژگی قابل توجه ترین بنای تاریخی معماری متمایز آن است که به قرن هجدهم بازمی گردد.

flock [اسم]
اجرا کردن

دسته پرندگان

Ex: The flock of seagulls squawked and screeched as they fought over scraps of food along the shoreline .

گله مرغان دریایی جیغ و داد می‌کردند در حالی که بر سر تکه‌های غذا در کنار ساحل می‌جنگیدند.

herd [اسم]
اجرا کردن

گله

Ex: The zookeeper watched as the herd of giraffes wandered through the enclosure .

نگهبان باغ وحش تماشا می‌کرد که گله زرافه‌ها در محوطه می‌چرخید.

school [اسم]
اجرا کردن

گروه آبزیان

Ex: The school of sharks moved as one , hunting for prey in the deep sea .

گروه کوسه‌ها به صورت یکپارچه حرکت می‌کردند، در جستجوی شکار در اعماق دریا.

pack [اسم]
اجرا کردن

گله

Ex: The alpha male led the pack of hyenas , ensuring they maintained their dominance over other predators .

نر آلفا گله کفتارها را رهبری می‌کرد، مطمئن می‌شد که برتری خود را بر سایر شکارچیان حفظ کنند.

claw [اسم]
اجرا کردن

پنجه

Ex: The bear ’s claws left deep marks in the bark of the tree .

چنگال‌های خرس روی پوست درخت جای عمیقی گذاشت.

hoof [اسم]
اجرا کردن

سم (اسب و...)

Ex: The veterinarian checked the hooves to make sure they were healthy and strong .

دامپزشک سم‌ها را بررسی کرد تا مطمئن شود که سالم و قوی هستند.