کتاب 'سامیت' 1B - واحد 10 - درس 4
در اینجا واژگان از واحد 10 - درس 4 در کتاب Summit 1B را پیدا خواهید کرد، مانند "پر سر و صدا"، "مطمئن"، "به طور ایمن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
having a strong belief in one's abilities or qualities

بااعتمادبهنفس
من مطمئنم که میتوانیم پروژه را به موقع به پایان برسانیم.
in a manner that shows strong belief in one's own skills or qualities

بااطمینان
او در طول مصاحبه با اطمینان صحبت کرد، هیئت را تحت تأثیر قرار داد.
difficult or impossible to comprehend or explain

اسرارآمیز, رمزآلود
کتاب قدیمی هالهای مرموز داشت که خواننده را کنجکاو میکرد.
in a manner that is not easy to explain or understand

به طرز عجیبی, به طور اسرار آمیز
او مرموز لبخند زد، همه را کنجکاو گذاشت.
taking a short time to move, happen, or be done

سریع, تند، زود
او قبل از اینکه برای گرفتن اتوبوس عجله کند، به دوستش سریع دست تکان داد.
with a lot of speed

بهسرعت
او برای رسیدن به مهلت، سریع تایپ کرد.
(of a person) not talking too much

ساکت و آرام
شخصیت آرام او استعداد باورنکردنی او در موسیقی را پنهان میکند.
in a way that produces little or no noise

بیسروصدا, بیصدا
او بیصدا از کتابخانه رد شد.
protected from any danger

امن, ایمن، بیخطر
او هنگام راه رفتن به خانه در شب، به تنهایی احساس امنیت نمیکرد.
in a way that avoids harm or danger

باامنیت کامل, بدون خطر
کارگران ساختمانی از پروتکلهای ایمنی پیروی کردند تا پروژه را بهصورت ایمن تکمیل کنند.
sounds that are usually unwanted or loud

سروصدا, نویز
بچهها خیلی سر و صدا میکردند، بنابراین معلم از آنها خواست که آرام باشند.
in a way that makes too much sound or disturbance

با سروصدا
آشپزخانه رستوران پر سر و صدا کار میکرد در حالی که آشپزها خرد میکردند، تفت میدادند و قابلمه و تابهها را به صدا درمیآوردند.
giving attention or thought to what we are doing to avoid doing something wrong, hurting ourselves, or damaging something

مراقب, مواظب
من همیشه با تلفنم مراقب هستم تا از افتادن آن جلوگیری کنم.
thoroughly and precisely, with close attention to detail or correctness

بادقت, بااحتیاط
او لنز میکروسکوپ را با دقت تنظیم کرد.
physically feeling relaxed and not feeling pain, stress, fear, etc.

راحت, آسوده
او در ننو راحت به نظر میرسید، از نسیم ملایم لذت میبرد.
in a way that allows physical ease and relaxation, without strain or discomfort

بهآسودگی, بهراحتی
او راحت بین بالشها جا گرفت و چشمانش را بست.
