کتاب 'سامیت' 1B - واحد 10 - درس 4

در اینجا واژگان از واحد 10 - درس 4 در کتاب Summit 1B را پیدا خواهید کرد، مانند "پر سر و صدا"، "مطمئن"، "به طور ایمن"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سامیت' 1B
confident [صفت]
اجرا کردن

بااعتمادبه‌نفس

Ex: The pilot was confident about landing the plane in the bad weather .

خلبان در مورد فرود هواپیما در آب و هوای بد مطمئن بود.

confidently [قید]
اجرا کردن

بااطمینان

Ex: The athlete confidently crossed the finish line first .

ورزشکار با اطمینان اولین نفری بود که از خط پایان عبور کرد.

mysterious [صفت]
اجرا کردن

اسرارآمیز

Ex: The disappearance of the ancient civilization remains mysterious , as archaeologists continue to uncover clues but struggle to piece together the full story .

ناپدید شدن تمدن باستانی همچنان مرموز باقی مانده است، چرا که باستان‌شناسان به کشف سرنخ‌ها ادامه می‌دهند اما در کنار هم گذاشتن داستان کامل با مشکل مواجه هستند.

اجرا کردن

به طرز عجیبی

Ex: He mysteriously disappeared without leaving a trace .

او مرموزانه ناپدید شد بدون اینکه اثری از خود بجا بگذارد.

quick [صفت]
اجرا کردن

سریع

Ex: The quick shower refreshed her before she headed out for the day .

دوش سریع قبل از اینکه او برای روز بیرون برود، او را سرحال آورد.

quickly [قید]
اجرا کردن

به‌سرعت

Ex: The skilled chef chopped vegetables quickly .

آشپز ماهر سبزیجات را به سرعت خرد کرد.

quiet [صفت]
اجرا کردن

ساکت و آرام

Ex: She 's quiet , but she speaks up when it 's important .

او آرام است، اما وقتی مهم است صحبت می‌کند.

quietly [قید]
اجرا کردن

بی‌سروصدا

Ex: I slipped quietly out of the room when no one was looking .

من بی‌صدا از اتاق خارج شدم وقتی کسی نگاه نمی‌کرد.

safe [صفت]
اجرا کردن

امن

Ex: He always checks the locks twice to ensure his home is safe before leaving .

او همیشه قفل‌ها را دو بار بررسی می‌کند تا مطمئن شود خانه‌اش امن است قبل از ترک کردن.

safely [قید]
اجرا کردن

باامنیت کامل

Ex: The child crossed the street safely , holding an adult 's hand .

کودک با ایمنی از خیابان رد شد، در حالی که دست یک بزرگسال را گرفته بود.

noise [اسم]
اجرا کردن

سروصدا

Ex: The noise of the jackhammer echoed through the streets as road repairs were underway .

سر و صدای چکش هیدرولیک در خیابان‌ها پیچید در حالی که تعمیرات جاده در حال انجام بود.

noisily [قید]
اجرا کردن

با سروصدا

Ex: The party next door continued noisily into the early hours of the morning , keeping the neighbors awake .

مهمانی همسایه تا ساعات اولیه صبح پر سر و صدا ادامه داشت و همسایه‌ها را بیدار نگه داشت.

careful [صفت]
اجرا کردن

مراقب

Ex: You need to be careful when handling fragile items .

شما باید در هنگام جابجایی وسایل شکننده مراقب باشید.

carefully [قید]
اجرا کردن

بادقت

Ex: They carefully examined each item in the box .

آنها هر آیتم در جعبه را با دقت بررسی کردند.

comfortable [صفت]
اجرا کردن

راحت

Ex: The elderly woman seemed comfortable in her favorite armchair by the fireplace .

زن مسن در صندلی مورد علاقه خود کنار شومینه راحت به نظر می‌رسید.

comfortably [قید]
اجرا کردن

به‌آسودگی

Ex: I could walk comfortably again after switching to better shoes .

من می‌توانستم پس از تغییر به کفش‌های بهتر دوباره راحت راه بروم.