کتاب 'سامیت' 1B - واحد 6 - پیشنمایش
در اینجا واژگان از واحد 6 - پیش نمایش در کتاب درسی Summit 1B را پیدا خواهید کرد، مانند "بی مهره"، "دوزیست"، "مستقل" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a living thing, like a cat or a dog, that can move and needs food to stay alive, but not a plant or a human

حیوان, جانور
در باغ وحش، میتوانید حیوانات مختلفی مانند زرافهها، گورخرها و میمونها را ببینید.
species that do not possess or cannot develop a spinal column, such as an arthropod, mollusk, etc.

بیمهرگان
خرچنگها و خرچنگهای دریایی بیمهرگان دریایی با اسکلت خارجی سخت هستند.
a small creature that spins webs to catch insects for food, with eight legs and two fangs by which poison is injected to its prey

عنکبوت
خواهرم واقعاً از عنکبوتها میترسد و ترجیح میدهد از آنها دور بماند.
a small soft-bodied animal with an elongated body that lacks limbs and eyes

کرم
او یک کرم بزرگ در حال حفاری در باغ پیدا کرد.
a class of animals to which crocodiles, lizards, etc. belong, characterized by having cold blood and scaly skin

خزنده
تمساحها یکی از خطرناکترین گونههای خزندگان در طبیعت هستند.
a large reptile with very big jaws, sharp teeth, short legs, and a hard skin and long tail that lives in rivers and lakes in warmer regions

کروکدیل
من یک مستند درباره زندگی تمساحها در طبیعت تماشا کردم.
a legless, long, and thin animal whose bite may be dangerous

مار
خواهر کوچکم با احتیاط دور شد وقتی که دید یک مار از مسیر رد میشود.
a group of animals with a long body and tail, a rough skin and two pairs of short legs

مارمولک, سوسمار
کوهنوردان اغلب با مارمولکها روبرو میشوند که میان سنگها و گیاهان برای یافتن حشرات میدوند.
any cold-blooded animal with the ability to live both on land and in water, such as toads, frogs, etc.

دوزیست
سمندرها دوزیستان هستند که بدنی باریک و دمی بلند دارند و اغلب در نزدیکی زیستگاههای آب شیرین یافت میشوند.
any ground-dwelling amphibian with a long body and tail that has a soft moist skin

سمندر
او یک سمندر نارنجی روشن زیر یک سنگ در کنار نهر پیدا کرد.
a small green animal with smooth skin, long legs for jumping and no tail, that lives both in water and on land

قورباغه
او در حال قدم زدن در پارک یک قورباغه در نزدیکی برکه دید.
an animal with a tail, gills and fins that lives in water

ماهی
من و عمویم رفتیم غواصی با لوله تنفس و ماهیهای گرمسیری زیبایی را زیر آب دیدیم.
a small red or orange fish often kept as a pet

ماهی قرمز, ماهی طلایی، ماهی گلی، ماهی حوض
عمل قدیمی چینی ها در نگهداری از ماهی قرمز به عنوان حیوانات خانگی تزئینی به هزاران سال پیش بازمی گردد که نمادی از رونق و اقبال خوب است.
a long and thin freshwater or marine fish that is like a snake, sometimes eaten as food

مارماهی
برخی از گونههای مارماهی هم در محیطهای آب شیرین و هم در آب شور یافت میشوند.
an animal with a beak, wings, and feathers that is usually capable of flying

پرنده
پرنده لانهای دنج در درخت ساخت تا تخمهایش را بگذارد.
a tropical bird with bright colors and a curved beak that can be trained to mimic human speech

طوطی
او یک طوطی رنگارنگ را به عنوان حیوان خانگی در اتاق نشیمن خود نگه میداشت.
a large bird of prey with a sharp beak, long broad wings, and very good sight

عقاب
عقاب در آسمان بالا پرواز کرد، در حالی که چشم انداز را برای وعده غذایی بعدی خود میکاوید.
a class of animals to which humans, cows, lions, etc. belong, have warm blood, fur or hair and typically produce milk to feed their young

پستاندار
کوآلاها کیسهدار هستند، نوعی از پستانداران که منحصر به استرالیا است.
an animal that is large, has a tail and four legs, and we use for racing, pulling carriages, riding, etc.

اسب
من یک مسابقه اسب در پیست تماشا کردم و برای مورد علاقهام تشویق کردم.
a powerful and large animal that is from the cat family and mostly found in Africa, with the male having a large mane

شیر
فک های قدرتمند شیر به آن اجازه داد تا شکار خود را پاره کند.
an animal that is very large, has thick gray skin, four legs, a very long nose that is called a trunk, and mostly lives in Asia and Africa

فیل
مردم از سراسر جهان برای دیدن فیلهای با شکوه به پناهگاه حیات وحش میآیند.
an animal that is small, eats plants, has a short tail, long ears, and soft fur

خرگوش
من یک خرگوش سفید پشمالو در باغمان دیدم.
a playful and intelligent animal that has a long tail and usually lives in trees and warm countries

میمون
من تماشا کردم که میمون با دیگر اعضای گروهش تعامل داشت.
a small animal that lives in fields or houses, and often has fur, a long furless thin tail, and a pointed nose

موش
صدای جیرجیر کوچک یک موش را در دیوارها شنیدم.
an animal with a tail and four legs that we keep as a pet and is famous for its sense of loyalty

سگ
من دوست دارم به سگم نوازش شکم بدهم، این او را خیلی خوشحال میکند.
an intelligent sea mammal that looks like a whale and has a long snout and teeth

دلفین
سارا از تماشای دلفینها که با ظرافت در اقیانوس شنا میکنند لذت میبرد.
a farm animal that we keep to use its meat or wool

گوسفند
من یک گله گوسفند را دیدم که توسط یک چوپان و سگش هدایت میشدند.
having features or characteristics that are pleasing

جذاب, زیبا
او یک لباس جذاب میپوشد که توجه همه را در مهمانی جلب میکند.
attractive and good-looking

ناز, قشنگ، جذاب
شخصیت های کارتونی در فیلم ناز بودند.
capable of destroying or causing harm to a person or thing

خطرناک
او با سرعت خطرناکی در بزرگراه رانندگی میکرد.
extremely unpleasant

چندشآور, حالبهمزن
این یک نظر منزجرکننده برای گفتن در جمع بود.
active and full of energy

پرانرژی
توله سگ پرانرژی تیم با اشتیاق در حیاط خلوت میپرید و به دنبال اسباببازیهای مورد علاقهاش میدوید.
extremely interesting or captivating

مجذوبکننده, خیرهکننده، مسحورکننده
تواناییهای داستانگویی او مسحورکننده است، با هر کلمه شنوندگان را جذب میکند.
causing one to feel fear

ترسناک, وحشتناک
درک ترسناک این که آنها پاسپورتهای خود را در یک کشور خارجی گم کردهاند، به آنها دست داد.
able to make people laugh

بامزه, خندهدار
من آن را خندهدار مییابم وقتی گربهها دنبال دم خود میدوند.
(of a person) putting in a lot of effort and dedication to achieve goals or complete tasks

سختکوش, کوشا
طبیعت سختکوش او برایش تقدیر و تحسین همکارانش را به ارمغان آورد.
able to do things as one wants without needing help from others

مستقل
علیرغم سن کم، او کاملاً مستقل است، امور مالی و مسئولیتهای خود را مدیریت میکند.
good at learning things, understanding ideas, and thinking clearly

باهوش, هوشمند
سیستمهای هوشمند برای نظارت بر جریان ترافیک در شهر استفاده میشوند.
avoiding work or activity and preferring to do as little as possible

تنبل
اخلاق کاری تنبل کارمند منجر به از دست دادن مهلتها و ارزیابیهای عملکرد ضعیف شد.
producing or having a lot of loud and unwanted sound

پرسروصدا
کودکان پر سر و صدا در کلاس درس، حفظ محیط یادگیری آرام را برای معلم دشوار کردند.
able to remain calm, especially in challenging or difficult situations, without becoming annoyed or anxious

صبور
دکتر با بیمار مسنی که سوالات تکراری درباره داروهایش میپرسید، صبور باقی ماند.
with little or no noise

ساکت, بیسروصدا
نوزاد در اتاق آرام به آرامی خوابید.
feeling calm and at ease without tension or stress

آسودهخاطر, بیخیال، آرام
در کنار شومینه نشسته بود، در حالی که صدای ترق و تروق شعلهها را میشنید، احساس آرامش میکرد.
having a flavor that is pleasent to eat or drink

خوشمزه, لذیذ
او یک دسته کلوچههای خوشمزه پخت که به سرعت از بشقاب ناپدید شدند.