کتاب 'سامیت' 1B - واحد 8 - درس 2

در اینجا واژگان از واحد 8 - درس 2 در کتاب Summit 1B را پیدا خواهید کرد، مانند "آسان گیر"، "سرکش"، "محافظه کار بیش از حد"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سامیت' 1B
to describe [فعل]
اجرا کردن

توصیف کردن

Ex: The guide described the historical significance of the ancient ruins .

راهنما اهمیت تاریخی ویرانه‌های باستانی را توضیح داد.

parent [اسم]
اجرا کردن

والد

Ex: The parents attended the school meeting to discuss their child 's progress .

والدین در جلسه مدرسه شرکت کردند تا در مورد پیشرفت فرزندشان بحث کنند.

teen [اسم]
اجرا کردن

نوجوان

Ex:

دوستان ماری همگی نوجوان هستند، که علایق و سرگرمی‌های مشابهی دارند.

behavior [اسم]
اجرا کردن

رفتار

Ex: It 's rare to see such disciplined behavior in a young child .

دیدن چنین رفتار منظمی در یک کودک کم‌سن نادر است.

too [قید]
اجرا کردن

بیش از حد

Ex: I 'm too tired to keep working tonight .

من خیلی خسته‌ام که امشب به کار کردن ادامه دهم.

strict [صفت]
اجرا کردن

سخت‌گیر

Ex: The strict supervisor closely monitored employees ' work hours and productivity .

سرپرست سختگیر به دقت ساعات کاری و بهره‌وری کارمندان را زیر نظر داشت.

lenient [صفت]
اجرا کردن

بامدارا

Ex: The lenient supervisor granted flexible work hours to employees who needed to balance personal responsibilities with their job duties .

سرپرست آسان‌گیر ساعت‌های کاری انعطاف‌پذیری را به کارمندانی که نیاز داشتند مسئولیت‌های شخصی خود را با وظایف شغلی‌شان متعادل کنند، اعطا کرد.

rebellious [صفت]
اجرا کردن

سرکش

Ex: Her rebellious spirit fueled her passion for activism , leading her to participate in protests and demonstrations .

روح سرکش او اشتیاقش به فعالیت‌گرایی را شعله‌ور کرد و او را به شرکت در اعتراضات و تظاهرات کشاند.

spoiled [صفت]
اجرا کردن

لوس

Ex: After years of being pampered by her grandparents , she developed a spoiled attitude that frustrated her friends .

پس از سال‌ها لوس شدن توسط پدربزرگ و مادربزرگش، او رفتاری لوس پیدا کرد که دوستانش را ناامید کرد.

اجرا کردن

توهین‌آمیز

Ex: She felt hurt by her friend 's disrespectful treatment of her belongings .

او از رفتار بی‌احترام دوستش نسبت به وسایلش احساس ناراحتی کرد.