to come together and form a unified whole

چسبیدن, رابطه خویشی داشتن
قطعات نتوانستند در یک ساختار واحد به هم بچسبند.
creating unity or consistency

چسباننده, چسبناک
استراتژی برندینگ منسجم به ایجاد هویت برندی قوی و قابل تشخیص کمک کرد.
to make something from a piece of metal object by heating it until it becomes soft and then beating it with a hammer

چکش زدن
آهنگر شمشیری جدید برای شوالیه میساخت.
the criminal act of making a copy of a document, money, etc. to do something illegal

جعل (نوعی جرم)
امضا روی سند پس از تحلیل پزشکی قانونی به عنوان جعل تعیین شد.
the specific criteria or understanding required to identify what a term refers to

دلالت ضمنی
کلمه «پستاندار» دارای شدت است که شامل حیواناتی میشود که زندهزایی میکنند و شیر تولید میکنند.
something that one is aiming, wanting, or planning to do

نیت, قصد، هدف
متهم ادعا کرد که هیچ قصدی برای نقض قانون نداشته است، اما شواهد خلاف آن را نشان میداد.
able to change or be transformed in form, quality, or nature

دگرگونیپذیر, تغییریافتنی
طبیعت قابل تغییر خاک رس آن را به یک رسانه محبوب برای مجسمه سازان تبدیل می کند.
(biology) a change in the structure of the genes of an individual that causes them to develop different physical features

جهش (زیستشناسی)
به دلیل یک جهش در ژنهایش، کودک با چشمان آبی به دنیا آمد، با وجود اینکه هر دو والدین چشمان قهوهای داشتند.
to cause severe damage or harm

ناقص کردن, معیوب کردن
سربازان حیوانات مثله شده را در روستای متروکه پیدا کردند.
displaying or inciting a refusal to obey authority or command

یاغی, سرکش
کاپیتان با اعضای شورشی خدمه روبرو شد که از سفر طولانی بدون جیرهبندی مناسب خسته شده بودند.
a bold uprising by a group, often soldiers or sailors, against their leaders

تمرد, سرکشی، شورش
ایده یک شورش زمانی شروع شد که نیروها حقوق و مزایای مناسب خود را دریافت نکردند.
the act of proving the truth or accuracy of something, typically by checking or examining evidence or documentation

تأییدیه, تصدیق
آژانس تأیید دقیق منشأ محصولات را انجام میدهد تا اطمینان حاصل کند که آنها به صورت اخلاقی تهیه شدهاند.
to examine the truth or accuracy of something

تحقیق کردن, اثبات کردن
جین مجبور شد هویت خود را با یک کارت شناسایی عکس دار در بانک تأیید کند.
a survey or exploration, often done to gather information about an area or enemy

شناسایی (نظامی)
پهپادها میتوانند برای شناسایی جهت دیدن چیزها از آسمان استفاده شوند.
to make a military observation or examination of an area to gather information, often in preparation for a future action

شناسایی کردن, عملیاتی برای شناسایی (فردی) راه انداختن
واحد اطلاعاتی از پهپادها برای شناسایی مرز به دنبال هرگونه نشانهای از فعالیت غیرمجاز استفاده کرد.
difficult to understand or obscure to most people due to its complexity

مرموز, نهان
زبان پیچیده سند حقوقی، درک پیامدهای آن را برای افراد عادی بدون کمک وکیل دشوار کرد.
relating to or characteristic of fungi

قارچی, قارچسان
کف جنگل با تشکیلات قارچی پوشیده شده بود.
a plant-like organism that often grows on organic matter and has no flowers or leaves, such as moulds and mushrooms

قارچ
پنی سیلین، یک آنتی بیوتیک انقلابی، از نوعی قارچ به دست می آید.
relating to someone who likes to talk much more than necessary

پرحرف, پرگو، وراج
مهمان پرحرف بر گفتگوی شام مسلط شد.
