ناتوانی
ناتوانی جسمی او توانایی او را در شرکت در برخی ورزشها و فعالیتها محدود کرد.
ناتوانی
ناتوانی جسمی او توانایی او را در شرکت در برخی ورزشها و فعالیتها محدود کرد.
ناتوان ساختن
یک طوفان شدید شبکه برق را از کار انداخت، هزاران نفر را بدون برق گذاشت.
ناتوانکننده
غرق در احساس ناامیدی ناتوان کننده، او به سختی میتوانست انگیزه یا شادی در هر چیزی پیدا کند.
مناسب
پوشیدن لباس غیررسمی برای پیکنیک مناسب است.
موافقت
پروژه پس از بررسی دقیق، تأیید هیئت مدیره را دریافت کرد.
اطلاع دادن
پزشک بیمار را از خطرات و مزایای بالقوه درمان توصیه شده مطلع کرد.
مرتبط با شواهد و مدارک
دادستان پروندهای قانعکننده ارائه داد و ارتباطات مستند بین متهم و جرم را به نمایش گذاشت.
مقدماتی
دانشجویان قبل از پیشرفت به سمت مهارتهای پیچیدهتر، تکنیکهای ابتدایی را تمرین کردند.
مقدمات
طرحهای اولیه هنرمند به عنوان مبانی شاهکار نهایی آنها عمل کرد، ایدههای اولیه و ترکیببندی را به تصویر کشید.
غیر قابل دسترس
به دلیل اقدامات امنیتی، برخی از وبسایتها از برخی مناطق غیرقابل دسترس هستند.
نادرست
زندگینامه او شامل چندین جزئیات نادرست بود.
غیرفعال (شیمی)
برخی فلزات، مانند طلا و پلاتین، از نظر شیمیایی غیرفعال هستند و مقاومت بالایی در برابر خوردگی نشان میدهند.
غیرقابلاستناد
قرارداد، که تحت بهانههای دروغین امضا شده بود، باطل اعلام شد و شرایط آن در دادگاه غیرقابل قبول بود.
ناخواسته
او یک هل ناخواسته به میز داد، که باعث ریختن لیوان شد.
تلهپاتی
از طریق تلپاتی، آنها توانستند بدون نیاز به کلمات گفتاری، به صورت ساکت ارتباط برقرار کنند.
فن دورگویی
در مواقع اضطراری، تلفن نقش حیاتی در ارتباط مردم با خدمات اضطراری ایفا میکند، به آنها اجازه میدهد تا به سرعت کمک و پشتیبانی دریافت کنند.
دسته
دشواری در جابجایی بسته بزرگ مقوا نیاز به استفاده از لیفتراک داشت.
غضبناک
علیرغم ظاهر ملایمش، نگاه شرورانه او راهی برای ترساندن حتی شجاعترین روحها داشت.