کتاب 'سلوشنز' پیشرفته - واحد 4 - 4A - بخش 1

در اینجا واژگان از واحد 4 - 4A - بخش 1 در کتاب درسی Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "plateau"، "dwindle"، "escalate" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیشرفته
global [صفت]
اجرا کردن

جهانی

Ex: The United Nations works to address global challenges such as poverty , hunger , and human rights violations .

سازمان ملل متحد برای مقابله با چالش‌های جهانی مانند فقر، گرسنگی و نقض حقوق بشر کار می‌کند.

population [اسم]
اجرا کردن

جمعیت

Ex: As the population ages , there will be increasing strain on healthcare systems .

با پیر شدن جمعیت، فشار بر سیستم‌های بهداشتی افزایش خواهد یافت.

اجرا کردن

کامپیوتر شخصی

Ex:

رایانه‌های شخصی که بر روی سیستم‌های عامل ویندوز، مک‌اواس یا لینوکس اجرا می‌شوند، به ترجیحات و نیازهای نرم‌افزاری متنوع کاربران پاسخ می‌دهند.

smartphone [اسم]
اجرا کردن

تلفن هوشمند

Ex: The smartphone 's camera quality rivaled that of a professional camera .

کیفیت دوربین تلفن هوشمند با دوربین حرفه‌ای رقابت می‌کرد.

user [اسم]
اجرا کردن

فرد مصرف‌کننده

poverty [اسم]
اجرا کردن

فقر

Ex: Despite efforts to improve conditions , poverty continues to affect millions globally .

علیرغم تلاش‌ها برای بهبود شرایط، فقر همچنان میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می‌دهد.

to rise [فعل]
اجرا کردن

افزایش یافتن

Ex: Interest in the new product has risen since the ad campaign .

علاقه به محصول جدید از زمان شروع کمپین تبلیغاتی افزایش یافته است.

to fall [فعل]
اجرا کردن

کاهش یافتن

Ex: With changes in consumer preferences , demand for traditional printed newspapers has fallen in recent years .

با تغییر در ترجیحات مصرف‌کنندگان، تقاضا برای روزنامه‌های چاپی سنتی در سال‌های اخیر کاهش یافته است.

to crash [فعل]
اجرا کردن

به شدت سقوط کردن (ارزش سهام و...)

Ex: Investors panicked when the market began to crash , selling off their assets in a hurry .

سرمایه‌گذاران هنگامی که بازار شروع به سقوط کرد وحشت زده شدند و دارایی‌های خود را به سرعت فروختند.

to dwindle [فعل]
اجرا کردن

به تدریج کاهش یافتن

Ex: The supply of essential goods is dwindling during the unexpected crisis .

تأمین کالاهای اساسی در طول بحران غیرمنتظره کاهش می‌یابد.

to escalate [فعل]
اجرا کردن

(یک چیز ناخوشایند) تشدید شدن

Ex: The disagreement between the two parties escalated into a full-blown dispute .

اختلاف بین دو طرف به یک اختلاف تمام عیار تبدیل شد.

to flatline [فعل]
اجرا کردن

ثابت ماندن

Ex: The market will be flatlining if new innovations are n't introduced .

اگر نوآوری‌های جدید معرفی نشوند، بازار ثابت خواهد ماند.

اجرا کردن

نوسان داشتن

Ex: The temperature fluctuated between hot and cold all day .

دما در طول روز بین گرم و سرد نوسان داشت.

اجرا کردن

به ثبات رسیدن

Ex:

محبوبیت پلتفرم جدید رسانه‌های اجتماعی پس از افزایش اولیه تثبیت شد و به پایگاه کاربری پایدارتری رسید.

to mount [فعل]
اجرا کردن

بالا رفتن (تدریجی)

Ex: With persistent efforts , the company saw its profits gradually mount over the fiscal year .

با تلاش‌های مداوم، شرکت شاهد بود که سود آن به تدریج در طول سال مالی افزایش یافت.

to mushroom [فعل]
اجرا کردن

سریع گسترش یافتن

Ex: The initial cost of the project mushroomed as unexpected expenses arose .

هزینه اولیه پروژه با ظهور هزینه‌های غیرمنتظره به سرعت افزایش یافت.

to outpace [فعل]
اجرا کردن

در سرعت پیشی گرفتن

Ex: The student 's enthusiasm for learning enabled her to outpace their classmates academically .

اشتیاق دانش آموز به یادگیری به او امکان داد که از همکلاسی‌های خود در زمینه تحصیلی پیشی بگیرد.

to outstrip [فعل]
اجرا کردن

پیشی گرفتن از کسی (در رقابت)

Ex: Demand for the new product outstripped the company ’s supply .

تقاضا برای محصول جدید از عرضه شرکت پیشی گرفت.

to overtake [فعل]
اجرا کردن

ناگهان تحت تأثیر قرار دادن

Ex: A sudden outbreak of disease overtook the village, causing widespread illness.

شیوع ناگهانی یک بیماری روستا را دربرگرفت، باعث بیماری گسترده شد.

to plateau [فعل]
اجرا کردن

ثابت ماندن

Ex:

مطالعات او در ابتدا بهبود نشان داد، اما نمرات او در طول ترم ثابت ماند.

to plummet [فعل]
اجرا کردن

سقوط شدید کردن

Ex: After the product recall , sales of the affected items plummeted , impacting the company 's revenue .

پس از فراخوان محصول، فروش اقلام آسیب دیده سقوط کرد، که بر درآمد شرکت تأثیر گذاشت.

to plunge [فعل]
اجرا کردن

ناگهان کاهش یافتن

Ex: A sudden oversupply in the oil market caused crude oil prices to plunge to unprecedented lows .

عرضه ناگهانی بیش از حد در بازار نفت باعث شد قیمت نفت خام به سطح بی‌سابقه‌ای سقوط کند.

اجرا کردن

سر به فلک کشیدن

Ex: After the announcement , the attendance at the event skyrocketed .

پس از اعلام، حضور در رویداد به شدت افزایش یافت.

to surpass [فعل]
اجرا کردن

پیشی گرفتن

Ex: The new technology aims to surpass existing standards in terms of efficiency and functionality .

فناوری جدید به دنبال فراتر رفتن از استانداردهای موجود در زمینه کارایی و عملکرد است.

to tumble [فعل]
اجرا کردن

سقوط کردن

Ex: The reigning champion tumbled in the final match , losing the title to an underdog opponent .

قهرمان حاکم در مسابقه نهایی سقوط کرد، و عنوان را به حریفی ضعیف تر واگذار کرد.

issue [اسم]
اجرا کردن

معضل

Ex: The software update aimed to fix the issue of frequent system crashes .
armed [صفت]
اجرا کردن

مسلح

Ex: The armed ship patrolled the waters to protect against piracy .

کشتی مسلح برای محافظت در برابر دزدی دریایی در آبها گشت زنی کرد.

اجرا کردن

تغییر آب‌وهوایی

Ex: Some species are threatened with extinction due to climate change .

برخی گونه‌ها به دلیل تغییرات آب و هوایی در معرض انقراض هستند.

epidemic [اسم]
اجرا کردن

اپیدمی

Ex: There was a nationwide epidemic of cybercrime that prompted new security measures .

یک همه‌گیری ملی از جرایم سایبری وجود داشت که منجر به اقدامات امنیتی جدید شد.

famine [اسم]
اجرا کردن

قحطی

Ex: The famine affected both rural and urban areas .

قحطی هم مناطق روستایی و هم شهری را تحت تأثیر قرار داد.

اجرا کردن

سرمایه‌داری جهانی

Ex: Environmental activists often point out the unsustainable practices promoted by global capitalism .

فعالان محیط زیست اغلب به شیوه‌های ناپایدار ترویج شده توسط سرمایه‌داری جهانی اشاره می‌کنند.

اجرا کردن

میانگین طول عمر

Ex: Researchers study life expectancy trends to understand public health outcomes .

محققان روندهای امید به زندگی را برای درک نتایج سلامت عمومی مطالعه می‌کنند.