کتاب 'انگلیش ریزالت' پیش‌متوسطه - واحد 8 - 8D

در اینجا واژگان واحد 8 - 8D در کتاب درسی English Result Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "پیوست"، "ویرایش"، "ارسال" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' پیش‌متوسطه
inbox [اسم]
اجرا کردن

صندوق نامه (ایمیل)

Ex: He organized his inbox by creating folders for different projects .

او صندوق ورودی خود را با ایجاد پوشه‌هایی برای پروژه‌های مختلف سازماندهی کرد.

to send [فعل]
اجرا کردن

فرستادن (متن، پیام و غیره)

Ex: We can send you the link to the online survey .

ما می‌توانیم لینک نظرسنجی آنلاین را برای شما ارسال کنیم.

to forward [فعل]
اجرا کردن

ارسال کردن (ایمیل، نامه و غیره)

Ex:

سیاست شرکت ارسال درخواست‌های مشتریان به تیم پشتیبانی مشتری برای حل و فصل است.

to reply [فعل]
اجرا کردن

جواب دادن

Ex: He replied to the text message with a simple " Yes " to confirm the dinner reservation .

او به پیام متنی با یک "بله" ساده پاسخ داد تا رزرو شام را تأیید کند.

to delete [فعل]
اجرا کردن

حذف کردن

Ex: Make sure to delete your browsing history for privacy reasons .

مطمئن شوید که برای حفظ حریم خصوصی، تاریخچه مرور خود را حذف می‌کنید.

attachment [اسم]
اجرا کردن

فایل پیوست

Ex: She sent an attachment with the report to her boss .

او یک پیوست همراه با گزارش به رئیسش فرستاد.

from [حرف اضافه]
اجرا کردن

از (اشاره به مبدأ مکانی)

Ex: She hails from a small town in the Midwest .

او از یک شهر کوچک در میدوست می‌آید.

to [حرف اضافه]
اجرا کردن

به

Ex: They hike to the top of the mountain for a stunning view .

آنها به سمت قله کوه پیاده‌روی می‌کنند تا منظره‌ای خیره‌کننده ببینند.

subject [اسم]
اجرا کردن

موضوع

Ex:

اعضای کتابخانه در مورد مزایای موضوع رمان بحث کردند.

to edit [فعل]
اجرا کردن

تدوین کردن

Ex: The independent filmmaker spent months editing her debut feature film .
window [اسم]
اجرا کردن

پنجره (کامپیوتر)

Ex: He minimized the window to make more room for the spreadsheet .

او پنجره را کوچک کرد تا فضای بیشتری برای صفحه گسترده ایجاد کند.

to start [فعل]
اجرا کردن

روشن شدن

Ex: The air conditioner starts automatically when the temperature exceeds a certain point .

کولر گازی به طور خودکار شروع به کار می‌کند وقتی دما از حد معینی فراتر رود.

اجرا کردن

پخش کننده رسانه

Ex: She prefers using a media player app to organize her music collection .

او ترجیح می‌دهد از یک برنامه پخش‌کننده رسانه‌ای برای سازماندهی مجموعه موسیقی خود استفاده کند.

email [اسم]
اجرا کردن

ایمیل

Ex: We exchanged contact information through email .

ما اطلاعات تماس را از طریق ایمیل رد و بدل کردیم.

icon [اسم]
اجرا کردن

آیکون (رایانه)

Ex: In the software program , clicking on the trash can icon deleted selected files from the system .

در برنامه نرم‌افزاری، کلیک بر روی آیکن سطل زباله فایل‌های انتخاب شده را از سیستم حذف می‌کند.

recycle bin [اسم]
اجرا کردن

سطل زباله (در کامپیوتر)

Ex: The recycle bin icon is usually on the desktop .

آیکون سطل بازیافت معمولاً روی دسکتاپ قرار دارد.

double [قید]
اجرا کردن

دو برابر

Ex:

او دو برابر مقدار معمول قهوه خواست تا تمام شب بیدار بماند.

to click [فعل]
اجرا کردن

کلیک کردن

Ex:

برای زوم کردن روی نقشه، روی ناحیه مورد نظر دوبار کلیک کنید.

online [صفت]
اجرا کردن

آنلاین

Ex: Online banking has become increasingly popular , providing customers with convenient access to their accounts and transaction history .

بانکداری آنلاین به طور فزاینده‌ای محبوب شده است، که به مشتریان دسترسی راحت به حساب‌های خود و تاریخچه تراکنش‌ها را می‌دهد.

to download [فعل]
اجرا کردن

دانلود کردن

Ex: The website allows users to download free music .

وب‌سایت به کاربران اجازه می‌دهد موسیقی رایگان دانلود کنند.