کتاب 'انگلیش ریزالت' پیش‌متوسطه - واحد 9 - 9A

در اینجا واژگان واحد 9 - 9A در کتاب درسی English Result Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "کبابی"، "آماده کردن"، "برشته"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' پیش‌متوسطه
to prepare [فعل]
اجرا کردن

پختن

Ex: Right now , the cook is preparing a savory soup in the kitchen .

همین حالا، آشپز در آشپزخانه یک سوپ خوشمزه آماده می‌کند.

food [اسم]
اجرا کردن

غذا

Ex: The children were hungry and eagerly devoured their food .

بچه ها گرسنه بودند و با اشتیاق غذای خود را خوردند.

اجرا کردن

سیب‌زمینی پخته

Ex: I enjoy a baked potato with sour cream and bacon bits .

من از یک سیب‌زمینی پخته با خامه ترش و تکه‌های بیکن لذت می‌برم.

grilled [صفت]
اجرا کردن

کبابی

Ex:

او سیخ‌های میگوی کبابی را آماده کرد، که با سیر و لیمو برای یک ضربه‌ی تند چاشنی شده بود.

fish [اسم]
اجرا کردن

گوشت ماهی

Ex:

آشپز یک خورش خوشمزه از ماهی با سبزیجات و ادویه‌ها تهیه کرد.

roast [اسم]
اجرا کردن

تکه گوشت کبابی

Ex:

خانواده دور میز جمع شدند تا از گوشت کباب‌شده نرم خوک که تمام بعدازظهر در حال پختن بود لذت ببرند.

chicken [اسم]
اجرا کردن

گوشت مرغ

Ex: She prepared a flavorful chicken curry with aromatic spices and coconut milk .

او یک کاری مرغ خوشمزه با ادویه‌های معطر و شیر نارگیل آماده کرد.

frozen [صفت]
اجرا کردن

منجمد (غذا)

Ex: Frozen meals are convenient for busy days .

غذاهای منجمد برای روزهای پرکار راحت هستند.

pea [اسم]
اجرا کردن

نخودفرنگی

Ex: We bought a bag of frozen peas for quick meals .

ما یک کیسه نخود فرنگی منجمد برای وعده‌های غذایی سریع خریدیم.

اجرا کردن

پوره سیب‌زمینی

Ex: The recipe recommends pairing the dish with mashed potato .

دستور پخت توصیه می‌کند که غذا را با پوره سیب زمینی سرو کنید.

اجرا کردن

نان برش‌خورده

Ex: I need a few pieces of sliced bread to make a sandwich .

من به چند تکه نان بریده شده نیاز دارم تا یک ساندویچ درست کنم.

اجرا کردن

پنیر رنده‌شده

Ex: The pizza was covered with a generous amount of grated cheese .

پیتزا با مقدار زیادی پنیر رنده شده پوشیده شده بود.

fried egg [اسم]
اجرا کردن

تخم مرغ نیمرو

Ex: The fried egg was perfectly cooked with no broken yolk .

تخم مرغ نیمرو کاملاً پخته شده بود و زرده آن شکسته نشده بود.

boiled egg [اسم]
اجرا کردن

تخم مرغ آب پز

Ex: The recipe calls for one chopped boiled egg as a garnish .

دستور پخت نیاز به یک تخم مرغ آبپز خرد شده به عنوان تزئین دارد.

اجرا کردن

نیمرو هم‌زده

Ex: The scrambled eggs were creamy and perfect with the crispy bacon .

تخم مرغ همزده خامه‌ای و عالی همراه با بیکن ترد بود.

healthy [صفت]
اجرا کردن

سالم

Ex: The healthy students were separated from the ones who had the flu .

دانش‌آموزان سالم از کسانی که آنفلوانزا داشتند جدا شدند.

tasty [صفت]
اجرا کردن

خوشمزه

Ex: His barbecue sauce added a tasty tang to the grilled chicken .

سس باربیکیو او یک طعم خوشمزه به مرغ کبابی اضافه کرد.

easy [صفت]
اجرا کردن

ساده

Ex: Fixing the leaky faucet was easy ; all it needed was a quick tightening of the bolt .

تعمیر شیر آبی که چکه می‌کرد آسان بود؛ فقط نیاز به سفت کردن سریع پیچ داشت.

carrot [اسم]
اجرا کردن

هویج

Ex: They fed the carrot to their pet rabbit , who happily munched on it .

آنها هویج را به خرگوش خانگی خود دادند، که با خوشحالی آن را جوید.

orange [اسم]
اجرا کردن

پرتقال

Ex: They peeled and separated the orange segments to make a fruit salad .

آنها پوست پرتقال را کندند و قطعات آن را جدا کردند تا سالاد میوه درست کنند.

apple [اسم]
اجرا کردن

سیب

Ex: My daughter was trying to pick a ripe apple from the tree .

دخترم سعی می‌کرد یک سیب رسیده از درخت بچیند.

cabbage [اسم]
اجرا کردن

کلم

Ex: Fermented cabbage , known as sauerkraut , is popular in many cultures for its unique flavor and health benefits .

کلم تخمیر شده، معروف به کلم ترش، به خاطر طعم منحصر به فرد و فواید سلامتی در بسیاری از فرهنگ‌ها محبوب است.

rice [اسم]
اجرا کردن

برنج

Ex: Rice pudding is a sweet dessert made with rice , milk , and sugar .

پودینگ برنج یک دسر شیرین است که از برنج، شیر و شکر تهیه می‌شود.

tomato [اسم]
اجرا کردن

گوجه‌فرنگی

Ex:

بچه‌ها از گوجه‌فرنگیهای گیلاسی به عنوان یک میان‌وعده سالم و آبدار لذت بردند.

onion [اسم]
اجرا کردن

پیاز

Ex:

بچه‌ها از حلقه‌های پیاز به عنوان یک غذای جانبی ترد لذت بردند.

milk [اسم]
اجرا کردن

شیر

Ex: She added a splash of milk to her coffee for a creamy taste .

او یک قطره شیر به قهوه اش اضافه کرد تا طعمی خامه ای داشته باشد.

beef [اسم]
اجرا کردن

گوشت گاو

Ex: The recipe called for braising beef short ribs in red wine until they were fall-off-the-bone tender .

دستور پخت خواستار تفت دادن دنده‌های کوتاه گاو در شراب قرمز تا زمانی که به اندازه‌ای نرم شوند که از استخوان جدا شوند، بود.

lamb [اسم]
اجرا کردن

بره

Ex: The farmer took care of the newborn lambs in the barn .

کشاورز از بره‌های تازه متولد شده در انبار مراقبت کرد.

oil [اسم]
اجرا کردن

روغن

Ex:

روغن نارگیل اغلب به خاطر طعم منحصر به فردش در پخت و پز استفاده می‌شود.

pork [اسم]
اجرا کردن

گوشت خوک

Ex:

او برای ناهار یک ساندویچ گوشت خوک کشیده سفارش داد، از گوشت نرم و سس باربیکیو تند لذت برد.

ice cream [اسم]
اجرا کردن

بستنی

Ex: The ice cream truck played a catchy tune to attract customers .

کامیون بستنی یک ملودی جذاب پخش کرد تا مشتریان را جذب کند.

soup [اسم]
اجرا کردن

سوپ

Ex: The chef prepared a creamy tomato soup for lunch .

سرآشپز یک سوپ گوجه‌فرنگی خامه‌ای برای ناهار آماده کرد.

banana [اسم]
اجرا کردن

موز

Ex: She added sliced bananas to her cereal for a sweet and creamy taste .

او برش‌های موز را به غلاتش اضافه کرد تا طعمی شیرین و خامه‌ای داشته باشد.

yogurt [اسم]
اجرا کردن

ماست

Ex: He uses yogurt as a base for his smoothies , adding creaminess and a tangy flavor .

او از ماست به عنوان پایه اسموتی هایش استفاده می‌کند، که باعث کرمی شدن و طعم تند می‌شود.