کتاب 'انگلیش ریزالت' پیش‌متوسطه - واحد 10 - 10B

در اینجا واژگان واحد 10 - 10B در کتاب درسی English Result Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند 'board'، 'duty-free'، 'customs' و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' پیش‌متوسطه
to board [فعل]
اجرا کردن

سوار شدن (کشتی، هواپیما و غیره)

Ex: The tour guide informed the group that it was time to board the tour bus for the city exploration .

راهنمای تور به گروه اطلاع داد که وقت آن است که برای کاوش در شهر سوار اتوبوس تور شوند.

plane [اسم]
اجرا کردن

هواپیما

Ex: She watched the plane disappear into the distance .

او تماشا کرد که هواپیما در دوردست ناپدید شد.

to collect [فعل]
اجرا کردن

جمع‌آوری کردن

Ex: The teacher asked the students to collect data for their science project .

معلم از دانش‌آموزان خواست تا داده‌ها را برای پروژه علمی خود جمع‌آوری کنند.

bag [اسم]
اجرا کردن

کیف

Ex: She packed her swimming gear in a waterproof bag for the pool .

او وسایل شنا خود را در یک کیف ضد آب برای استخر بسته بندی کرد.

to go [فعل]
اجرا کردن

رفتن

Ex: He went into the kitchen to prepare dinner for the family.

او به آشپزخانه رفت تا شام را برای خانواده آماده کند.

اجرا کردن

گیت خروج (در فرودگاه)

Ex: The departure gate was clearly marked with signs for easy navigation .

دروازه خروج به وضوح با تابلوها برای راهیابی آسان علامت گذاری شده بود.

to arrive [فعل]
اجرا کردن

رسیدن

Ex: The bus will arrive at the terminal shortly .

اتوبوس به زودی به ترمینال خواهد رسید.

airport [اسم]
اجرا کردن

فرودگاه

Ex: The airport was crowded with travelers heading home for the holidays .

فرودگاه شلوغ از مسافرانی بود که برای تعطیلات به خانه می‌رفتند.

duty-free [صفت]
اجرا کردن

بدون مالیات

Ex: Passengers can shop for duty-free goods while waiting for their connecting flights .

مسافران می‌توانند در حین انتظار برای پروازهای اتصالی خود، از کالاهای معاف از مالیات خریداری کنند.

shop [اسم]
اجرا کردن

مغازه

Ex:

او در تعطیلات تابستانی خود نیمه وقت در یک کافی شاپ کار کرد.

to land [فعل]
اجرا کردن

فرود آمدن

Ex: The helicopter is landing on the rooftop .

هلیکوپتر در حال فرود آمدن روی پشت بام است.

to leave [فعل]
اجرا کردن

رفتن

Ex: They will leave for their vacation tomorrow morning .

آنها فردا صبح برای تعطیلات خود خواهند رفت.

اجرا کردن

باجه کنترل گذرنامه

Ex: He answered questions at passport control about his trip .

او به سوالات در کنترل گذرنامه درباره سفرش پاسخ داد.

to take off [فعل]
اجرا کردن

به پرواز در آمدن

Ex: The rocket ship is designed to take off vertically from the launchpad .

کشتی موشکی طراحی شده است تا به صورت عمودی از سکوی پرتاب بلند شود.

to check in [فعل]
اجرا کردن

رزرو خود را چک کردن

Ex:

فرآیند چک این در این هتل ساده است.

security [اسم]
اجرا کردن

امنیت

Ex: They inspect electronics carefully at security .

آن‌ها وسایل الکترونیکی را در امنیت به دقت بررسی می‌کنند.

air travel [اسم]
اجرا کردن

سفر هوایی

Ex: With the introduction of new technologies , air travel is becoming more comfortable and convenient for passengers .

با معرفی فناوری‌های جدید، مسافرت هوایی برای مسافران راحت‌تر و مناسب‌تر می‌شود.

customs [اسم]
اجرا کردن

گمرک

Ex: There was a long line at customs , with travelers waiting to have their passports stamped .

در گمرک صف طولانی وجود داشت، مسافران منتظر مهر شدن پاسپورت‌هایشان بودند.