کتاب 'انگلیش ریزالت' پیشمتوسطه - واحد 10 - 10B
در اینجا واژگان واحد 10 - 10B در کتاب درسی English Result Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند 'board'، 'duty-free'، 'customs' و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to get on a means of transportation such as a train, bus, aircraft, ship, etc.

سوار شدن (کشتی، هواپیما و غیره)
راهنما اعلام کرد که زمان سوار شدن به قطار فرا رسیده است.
a winged flying vehicle driven by one or more engines

هواپیما
ما بلیطهای یک هواپیما به پاریس برای هفته آینده رزرو کردیم.
to gather together things from different places or people

جمعآوری کردن, جمع کردن
کشاورز سیبهای رسیده را از باغ جمعآوری کرد تا در بازار کشاورزان بفروشد.
something made of leather, cloth, plastic, or paper that we use to carry things in, particularly when we are traveling or shopping

کیف
او یک کیف ورزشی با لباس ورزشی و بطری آب حمل میکند.
to travel or move from one location to another

رفتن
آیا این قطار به فرودگاه میرود؟
a specific location in an airport where passengers leave from to board their flight

گیت خروج (در فرودگاه)
پرواز تأخیر داشت، بنابراین مسافران نزدیک دروازه خروج جمع شدند.
to reach a location, particularly as an end to a journey

رسیدن
قطار قرار است در عرض چند دقیقه به ایستگاه برسد.
a large place where planes take off and land, with buildings and facilities for passengers to wait for their flights

فرودگاه
خانوادهام هنگام رسیدن من از فرودگاه به دنبالم میآیند.
(of goods) able to be imported without paying tax on them

بدون مالیات, معاف از عوارض گمرکی
او قبل از سوار شدن به پروازش یک بطری عطر از فروشگاه معاف از مالیات خرید.
a building or place that sells goods or services

مغازه
فروشگاه در گوشه، صنایع دستی و سوغاتیهای دستساز میفروشد.
to arrive and rest on the ground or another surface after being in the air

فرود آمدن, به زمین نشستن
پرنده روی شاخه فرود میآید تا استراحت کند.
to go away from somewhere

رفتن, عازم شدن
او تصمیم گرفت مهمانی را ترک کند چون خیلی شلوغ بود.
a place where officials check your passport when you enter or leave a country

باجه کنترل گذرنامه
صف در کنترل گذرنامه بسیار طولانی بود.
to leave a surface and begin flying

به پرواز در آمدن
خلبانها برای برخاستن از فرودگاه نیاز به مجوز دارند.
to confirm your presence or reservation in a hotel or airport after arriving

رزرو خود را چک کردن
مطمئن شوید که در فرودگاه خیلی قبل از پروازتان چک این کنید.
an area in places like airports or similar locations where people and their belongings are checked for safety

امنیت
مجبور شدم کفشهایم را در امنیت درآورم.
a way of transport that involves an aircraft

سفر هوایی
بسیاری از مردم مسافرت هوایی را برای سفرهای طولانی انتخاب میکنند، زیرا این امکان را به آنها میدهد که در عرض چند ساعت به مقصد خود برسند.
| کتاب 'انگلیش ریزالت' پیشمتوسطه | |||
|---|---|---|---|
| واحد 8 - 8B | واحد 8 - 8D | واحد 9 - 9A | واحد 9 - 9B |
| واحد 9 - 9C | واحد 10 - 10A | واحد 10 - 10B | واحد 10 - 10D |
| واحد 11 - 11A | واحد 11 - 11C | واحد 11 - 11D | |
