کتاب 'انگلیش ریزالت' پیش‌متوسطه - واحد 10 - 10A

در اینجا واژگان از واحد 10 - 10A در کتاب درسی English Result Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "سفر"، "دور"، "منطقه"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' پیش‌متوسطه
journey [اسم]
اجرا کردن

سفر

Ex: The family embarked on a road trip , making stops at various landmarks and attractions during their journey .

خانواده به یک سفر جاده‌ای رفتند و در طول سفر خود در نقاط دیدنی و جاذبه‌های مختلف توقف کردند.

bus [اسم]
اجرا کردن

اتوبوس

Ex: The bus took us to the city center where we explored the shops and attractions .

اتوبوس ما را به مرکز شهر برد جایی که مغازه‌ها و جاذبه‌ها را کشف کردیم.

ride [اسم]
اجرا کردن

سواری (کردن)

Ex: The family decided to go for a bike ride along the picturesque trails in the national park .

خانواده تصمیم گرفتند برای یک سواری دوچرخه در امتداد مسیرهای دیدنی پارک ملی بروند.

far [قید]
اجرا کردن

دور

Ex: She walked far into the forest before finding the hidden lake .

او قبل از پیدا کردن دریاچه پنهان، دور به داخل جنگل راه رفت.

drive [اسم]
اجرا کردن

سفر (با وسیله نقلیه)

Ex: The couple went on a scenic drive through the countryside .
flight [اسم]
اجرا کردن

پرواز

Ex: She missed her flight and had to book another one .

او پرواز خود را از دست داد و مجبور شد یکی دیگر رزرو کند.

boat [اسم]
اجرا کردن

قایق

Ex: We took a boat tour to explore the beautiful coastline .

ما یک تور قایق سواری برای کاوش خط ساحلی زیبا انجام دادیم.

car [اسم]
اجرا کردن

خودرو

Ex: They are selling their old car and buying a new one .

آنها ماشین قدیمی خود را می‌فروشند و یک ماشین جدید می‌خرند.

train [اسم]
اجرا کردن

قطار

Ex: They waved goodbye from the platform as the train departed .

آن‌ها از سکو در حالی که قطار حرکت می‌کرد، بدرقه‌اش کردند.

foot [اسم]
اجرا کردن

پا (از انگشت‌ها تا مچ)

Ex: He rested his foot on the ottoman to relax .

او پای خود را روی عثمانی گذاشت تا استراحت کند.

way [اسم]
اجرا کردن

راه

Ex: They strolled down the quiet way .

آنها در مسیر آرام قدم زدند.

Scotland [اسم]
اجرا کردن

اسکاتلند

Ex:

مناطق روستایی اسکاتلند پر از روستاهای جذاب و ویرانه‌های تاریخی است که آن را به مقصدی محبوب برای پیاده‌روی تبدیل می‌کند.

Glasgow [اسم]
اجرا کردن

گلاسگو، یک شهر بزرگ در اسکاتلند، معروف به صحنه فرهنگی، معماری و اقتصاد پر جنب و جوش آن.

Ex: They spent a weekend exploring Glasgow , visiting museums and galleries .

آنها یک آخر هفته را به کاوش در گلاسگو، بازدید از موزه‌ها و گالری‌ها گذراندند.

Wales [اسم]
اجرا کردن

ولز

Ex: The capital of Wales is Cardiff , a vibrant city with rich history .

پایتخت ولز کاردیف است، شهری پر جنب و جوش با تاریخی غنی.

England [اسم]
اجرا کردن

انگلیس

Ex:

مناطق روستایی انگلستان بسیار زیبا و چشم‌نواز است، با روستاهای دلفریب، تپه‌های موج‌دار و باغ‌های زیبا.

Cornwall [اسم]
اجرا کردن

کورنوال

Ex: The Eden Project is located in Cornwall , showcasing plant species from around the world .

پروژه عدن در کورنوال واقع شده است و گونه‌های گیاهی از سراسر جهان را به نمایش می‌گذارد.

region [اسم]
اجرا کردن

منطقه

Ex: Wine enthusiasts often travel to the Bordeaux region in France to explore its renowned vineyards and taste exquisite wines .

علاقه‌مندان به شراب اغلب به منطقه بوردو در فرانسه سفر می‌کنند تا تاکستان‌های معروف آن را کاوش کنند و شراب‌های عالی را بچشند.

town [اسم]
اجرا کردن

شهر (کوچک)

Ex: They decorate the town square for holidays and special occasions .

آن‌ها شهر را برای تعطیلات و مناسبت‌های خاص تزئین می‌کنند.

church [اسم]
اجرا کردن

کلیسا

Ex: The stained glass windows in the church depicted scenes from the Bible .

پنجره‌های شیشه‌رنگی در کلیسا صحنه‌هایی از کتاب مقدس را به تصویر می‌کشید.

market [اسم]
اجرا کردن

بازار

Ex: The fish market was bustling with activity as fishermen unloaded their catch of the day .

بازار ماهی با فعالیت شلوغ بود در حالی که ماهیگیران صید روز خود را تخلیه می‌کردند.

street [اسم]
اجرا کردن

خیابان

Ex: They walked down the busy street , lined with shops and restaurants .

آنها در خیابان شلوغی که با مغازه‌ها و رستوران‌ها پوشیده شده بود، راه رفتند.

village [اسم]
اجرا کردن

روستا

Ex: The village square was the heart of social activity , where locals gathered to chat and relax .

میدان روستا قلب فعالیت‌های اجتماعی بود، جایی که مردم محلی برای گپ زدن و استراحت جمع می‌شدند.

small [صفت]
اجرا کردن

کوچک

Ex: The toy car was small enough to fit in his pocket .

ماشین اسباب‌بازی به اندازه‌ای کوچک بود که در جیبش جا شود.

island [اسم]
اجرا کردن

جزیره

Ex: We took a boat to the tropical island and spent the day lounging on the sandy beach .

ما قایقی به سمت جزیره گرمسیری گرفتیم و روز را در ساحل شنی استراحت کردیم.

Greece [اسم]
اجرا کردن

یونان

Ex: The cuisine in Greece is a blend of fresh vegetables , olive oil , and seafood .

آشپزی در یونان ترکیبی از سبزیجات تازه، روغن زیتون و غذاهای دریایی است.

coast [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The scenic drive along the coast was breathtaking .

رانندگی دیدنی در امتداد ساحل نفس‌گیر بود.

desert [اسم]
اجرا کردن

بیابان

Ex: He spent three days in the desert with no water .

او سه روز در بیابان بدون آب سپری کرد.

alp [اسم]
اجرا کردن

یک قله

Ex: In the winter , the alp is covered in snow , perfect for skiing .

در زمستان، آلپ با برف پوشیده شده است، برای اسکی عالی است.

harbor [اسم]
اجرا کردن

بندرگاه

Ex: The ships docked in the harbor to avoid the storm approaching from the open sea .

کشتی‌ها در بندر پهلو گرفتند تا از طوفانی که از دریای آزاد نزدیک می‌شد، اجتناب کنند.