کتاب 'انگلیش ریزالت' پیش‌متوسطه - واحد 8 - 8B

در اینجا واژگان واحد 8 - 8B در کتاب درسی English Result Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "پارچه"، "گرد"، "فلز" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' پیش‌متوسطه
material [اسم]
اجرا کردن

ماده

Ex: Plastic is a synthetic material derived from petroleum and widely used in the production of various products , including packaging , toys , and household items .

پلاستیک یک ماده مصنوعی مشتق شده از نفت است که به طور گسترده در تولید محصولات مختلف از جمله بسته‌بندی، اسباب‌بازی و لوازم خانگی استفاده می‌شود.

shape [اسم]
اجرا کردن

شکل

Ex: The architect envisioned a modern building with innovative and dynamic shapes that would stand out in the cityscape .

معمار یک ساختمان مدرن با اشکال نوآورانه و پویا را تصور کرد که در چشم‌انداز شهری برجسته می‌شد.

wood [اسم]
اجرا کردن

چوب

Ex: The woodpecker was busy pecking at the old wood .

دارکوب مشغول نوک زدن به چوب قدیمی بود.

metal [اسم]
اجرا کردن

فلز

Ex: Aluminum is a lightweight metal used in the production of aircraft and beverage cans .

آلومینیوم یک فلز سبک است که در تولید هواپیما و قوطی های نوشیدنی استفاده می شود.

cloth [اسم]
اجرا کردن

پارچه

Ex: The market stall was filled with colorful cloth of various patterns and textures .

غرفه بازار پر از پارچه های رنگی با طرح ها و بافت های مختلف بود.

plastic [صفت]
اجرا کردن

پلاستیکی

Ex:

داشبورد ماشین با تزئینات پلاستیکی صیقلی آراسته شده بود.

glass [اسم]
اجرا کردن

شیشه

Ex: Antique glass vases often have tiny bubbles in the material .

گلدان‌های شیشه‌ای عتیقه اغلب حباب‌های ریز در ماده دارند.

cardboard [اسم]
اجرا کردن

مقوا

Ex: The gift was wrapped in colorful paper and placed in a cardboard box .

هدیه در کاغذ رنگی پیچیده شده و در جعبه مقوایی قرار داده شد.

china [اسم]
اجرا کردن

ظروف چینی

Ex: She brought out her finest china for the dinner party .

او بهترین چینی خود را برای مهمانی شام بیرون آورد.

round [صفت]
اجرا کردن

گرد

Ex: The round moon shone brightly in the night sky , casting a soft glow .

ماه گرد در آسمان شب به روشنی می‌درخشید و نوری نرم می‌پراکند.

flat [صفت]
اجرا کردن

مسطح

Ex: The paper was flat , without any creases or folds .

کاغذ صاف بود، بدون هیچ چین یا تا.

square [اسم]
اجرا کردن

مربع

Ex: The game board was divided into squares for playing chess .

صفحه بازی به مربع‌ها برای بازی شطرنج تقسیم شده بود.

long [صفت]
اجرا کردن

طولانی (مسافت)

Ex:

مار نزدیک به شش فوت درازا بود، که آن را به صحنه‌ای کاملاً چشمگیر تبدیل می‌کرد.

thin [صفت]
اجرا کردن

نازک

Ex: The thin walls of the apartment allowed sound to travel easily between rooms .

دیوارهای نازک آپارتمان به صدا اجازه می‌داد به راحتی بین اتاق‌ها حرکت کند.